یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۰

گزارشی از «روز دانشجو» در بستر تاریخی:

شانزدهم آذر نماد جنبش های دانشجویی

روز دانشجو

از همان عصر انقلاب مشروطه، دانش‌آموزان و معلمان و اغلب طلبه‌ها و مدرسان، از حامیان آزادی و مبارزه ضد استبداد بودند.

به گزارش مفدا بهشتی- به هنگام اولتیماتوم روسیه به ایران برای اخراج شوستر آمریکایی (1286)، دانش‌آموزان و دانشجویان دارالفنون و دیگر مدرسه‌ها از دخالت بیگانه در امور داخلیِ ایران برآشفتند و هم‌صدا با عارف قزوینی گفتند: «گر رَوَد شوستر از ایران، رَوَد ایران بر باد!» با افزونیِ شمار مدرسه‌ها، دانش‌آموزان سراسر کشور به هنگام غوغای جمهوریت سردارسپه (1302) در تظاهرات عمومی بسیج شدند و شعار جمهوری‌خواهی و ضد سلطنت سر دادند. با وجود اختناق زمان سلطنت رضاشاه، دانشجویان دانشگاه نوپای ایران، از تحصیل‌کردگان ایرانیِ خارج از کشور تأثیر گرفتند و به جریان چپ پیوستند. بدنه‌ی گروه 53نفر شامل دانش‌آموزان و دانشجویان نیز می‌شد.

مشارکت گسترده‌ی دانشجویان و دانش‌آموزان در سیاست، از شهریور 1320 به بعد بیش‌تر شد. و با تشکیل حزب‌های سیاسی، تشکیلات سیاسی در میان دانشجویان و دانش‌آموزان به عضوگیری پرداختند؛ ازجمله‌ی این احزاب، «سازمان دانشجویان دانشگاه تهران» ، «سازمان دانشجویان حزب‌های وابسته به جبهه‌ی ملی» ، و «انجمن اسلامیِ دانشجویان» بود که نخستین بار در 1321 در دانشکده‌ی فنی تشکیل شد.

از 1320 تا 1332 قوی‌ترین تشکّل‌های دانشجویی برپا شد؛ این احزاب با فریادهای عدالت‌خواهانه و فعالیت‌های مستمر، مخالفت آشکاری با سیاست‌های رژیم پهلوی داشتند. به همین دلیل در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در پی یورش نیروهای نظامی به دانشگاه تهران چند تَن از آنان به شهادت رسیدند.

پس از کودتای 28 مرداد ۱۳۳۲، ایران در شوک سقوط دولت مصدق و پیروزی کودتاچیان فرو رفت. رژیم پهلوی که توانسته بود با کمک حامیان آمریکایی خود دوباره قدرت را در دست بگیرد، درصدد برآمد تا پایه‌های حکومت خود را تثبیت کند، بنابراین به ۲ حامی کودتا یعنی انگلیس و آمریکا نزدیک‌تر شد.

ارتشبد زاهدی رسماً تجدید ارتباط انگلیس با ایران را اعلام کرد و قرار شد «دنیس رایت» کاردار سفارت انگلیس به تهران بیاید. از همان روز  تظاهراتی در گوشه و کنار به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‌ای دست‌گیر شدند. این وضعیت در فردای آن روز نیز ادامه یافت

چمران که خود از دانشجویان دانشکده فنی بود و در روز حادثه در کلاس درس حضور داشت در خاطرات خود این روز را این‌گونه توصیف می‌کند

صبح ۱۶ آذر هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق‌العاده سربازان و اوضاع غیرعادی اطراف دانشگاه شده وقوع حادثه‌ای را پیش‌بینی می‌کردند.

ساعت اول بدون حادثه‌ی مهمی گذشت و چون بهانه‌ای به دست سربازان نیامد، به داخل دانشکده‌ها هجوم آوردند. سرکردگان اجرای این دستور و کشتار ناجوانمردانه، عده‌ای از گروهبانان و سربازان بودند که اختصاصاً برای اجرای آن مأموریت در آن روز به دانشگاه فرستاده شده بودند. در ساعت ۱۰ صبح دسته جانباز به همراه سربازان معمولی به دانشکده فنی رفتند. در این ساعت دانشجویان در سر کلاس‌های درس حاضر بودند و بابت اوضاع ویژه‌ی دانشگاه و حضور گسترده‌ی نظامیان از هر اقدامی که بوی اعتراض و تظاهرات دهد،  اجتناب می‌کردند. هنگام حضور سربازان در دانشگاه و مقابل دانشکده فنی،  دکتر سیاسی رییس دانشگاه، مهندس خلیلی رییس دانشکده فنی و دکتر عابدی معاون وی سعی کردند که با مذاکره، نیروهای نظامی را از دانشکده فنی خارج کنند ولی توفیقی به دست نیاوردند... سربازان به دانشکده‌ها حمله کردند و بدین ترتیب سه تَن از دانشجویان به نام‌های: مهدی شریعت‌رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا به شهادت رسیدند و ۲۷ تن دیگر دستگیر و بسیاری مجروح شدند

دکتر علی شریعتی در توصیف سه شهید دانشجوی رویداد ۱۶ آذر ۱۳۳۲ نوشته است:

اگر اجباری که به زنده ماندن دارم، نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم؛ همان جایی که ۲۲ سال پیش، «آذر»مان در آتش بیداد سوخت. او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند. این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته‌اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته‌اند، نخواستند ـ همچون دیگران ـ کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند .... آن‌ها هرگز نمی روند، همیشه خواهند ماند، آن‌ها «شهید» ند. «سه قطره خون» که بر چهره‌ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است.