به گزارش مفدا، دهمین جشنواره بینالمللی «سیمرغ» با شعار «سالم زیستن، هنر است» در پنج بخش تئاتر، فیلم، ادبی، هنرهای تجسمی و موسیقی، به زودی در تهران برگزار میشود. در اینجا شعری از علیرضا رجبعلیزاده کاشانی، کارشناسی بهداشت عمومی و از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کاشان و رتبه اول شعرکلاسیک در بخش اساتید و کارکنان نهمین جشنواره بینالمللی سیمرغ را باهم میخوانیم.
نو مرثیت حسنک
...گفت: «لختی قلم بگریانم مگر این بار بر تن حسنک»
جوهر از جان خویش کرد و نبشت: «ذکر بر دار کردن حسنک»
*
شاه، شیراوژنی شرابزده؛ خواجه، خصمست و خانه، خوابزده
دامنی آتشست آبزده، خاطر خستهخرمن حسنک
ردّ زنجیر مانده بر گردن، گرهی کور دستها به رسن
کفنی چون اِزار و پیراهن، سخت پیچیده بر تن حسنک
پای بیموزهای که بر گلمیخ، سر بیافسری که در چنبر
سر برآر از کتابت و بنگر روبهرویت؛ منم من حسنک
منم این از کِه و مِه آزرده، نیک پرورده، بد آورده
منم این دوست، این نظرخورده؛ حسنک آه دشمن حسنک
دشنه در دست و چهره با دستار کیست در من نشسته شادیخوار؟
کز رگان خون خویش را هر بار ریخت جامی به دامن حسنک
منم و خیل خون چریدهخران، سنگسارندهی زرخریدهی سران
سِند و رِند - این دهان دریدهوران- فاش در کوی و برزن حسنک
جگرآور – چنان که مادر من- ایستادهست در برابر من
مرگ؛ اما به چشم باور من، خَم ندیدهست گردن حسنک
*
آن طرف؛ چشمهای گرُسَنه - هار، سُربی سیرِ صبح را بیدار
سایهی مردان پای چوبهی دار، این طرف؛ خیره در زن حسنک
*
زیر سرپوش - در سکوتی سرخ - سری از «بیهقی» به خوانِ می است
که گره خورده با نگاه وی است، مردمکهای روشن حسنک...