دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۳

برگزیدگان جشنواره سیمرغ؛

«نو مرثیت حسنک» شعری از علیرضا رجبعلی‌زاده کاشانی

حسنک وزیر

در آستانه برگزاری دهمین جشنواره بین‌المللی سیمرغ به معرفی آثار برتر این جشنواره در دوره ‍پیش می‌پردازیم.

به گزارش مفدا، دهمین جشنواره بین‌المللی «سیمرغ» با شعار «سالم زیستن، هنر است» در پنج بخش تئاتر،‌ فیلم، ادبی، ‌هنرهای تجسمی و موسیقی، به زودی در تهران برگزار می‌شود. در اینجا شعری از علیرضا رجبعلی‌زاده کاشانی، کارشناسی بهداشت عمومی و از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کاشان    و رتبه اول شعرکلاسیک در بخش اساتید و کارکنان نهمین جشنواره بین‌المللی سیمرغ را باهم می‌خوانیم.

نو مرثیت حسنک

...گفت: «لختی قلم بگریانم مگر این بار بر تن حسنک»

جوهر از جان خویش کرد و نبشت: «ذکر بر دار کردن حسنک»

*

شاه، شیراوژنی شراب‌زده؛ خواجه، خصم‌ست و خانه، خواب‌زده

دامنی آتش‌ست آب‌زده، خاطر خسته‌خرمن حسنک

ردّ زنجیر مانده بر گردن، گره‌ی کور دست‌ها به رسن

کفنی چون اِزار و پیراهن، سخت پیچیده بر تن حسنک

پای بی‌موزه‌ای که بر گل‌میخ، سر بی‌افسری که در چنبر

سر برآر از کتابت و بنگر روبه‌رویت؛ منم من حسنک

منم این از کِه و مِه آزرده، نیک پرورده، بد آورده

منم این دوست، این نظرخورده؛ حسنک آه دشمن حسنک

دشنه در دست و چهره با دستار کیست در من نشسته شادی‌خوار؟

کز رگان خون خویش را هر بار ریخت جامی به دامن حسنک

منم و خیل خون چریده‌خران، سنگسارنده‌ی زرخریده‌ی سران

سِند و رِند - این دهان دریده‌وران- فاش در کوی و برزن حسنک

جگرآور – چنان که مادر من- ایستاده‌ست در برابر من

مرگ؛ اما به چشم باور من، خَم ندیده‌ست گردن حسنک

*

آن طرف؛ چشم‌های گرُسَنه - هار، سُربی سیرِ صبح را بیدار

سایه‌ی مردان پای چوبه‌ی دار، این طرف؛ خیره در زن حسنک

*

زیر سرپوش - در سکوتی سرخ - سری از «بیهقی» به خوانِ می است

که گره خورده با نگاه وی است، مردمک‌های روشن حسنک...