در یادداشت روزنامه ایران به قلم دکتر غلامرضا ظریفیان، استاد دانشگاه میخوانیم: یکی از مهمترین برنامههای دولت رسیدگی به وضعیت دانشگاهها بود. از همان روزهای اولی که دولت تدبیر و امید روی کار آمد شخص رئیس جمهوری تلاش کرد تا سرو سامانی به وضعیت آشفته دانشگاه دهد. همان روزها به اطلاع رئیس جمهوری رساندیم که سایه نهادهای امنیتی را از سر دانشگاه بردارد. به دولت گفتیم که متأسفانه برخی از نهادهای خارج از دانشگاه برای دانشگاه تصمیم میگیرند. رسیدگی به این موضوعات هم برای رئیس جمهوری بسیار مهم بود.
در حقیقت اگر بخواهیم نگاهی به عملکرد وزارت علوم بویژه در دولت دوازدهم داشته باشیم باید توجه ویژه به سیاستهای دولت دهم در حوزه دانشگاه داشته باشیم. فضای دانشگاهها در دولت نهم و دهم بحرانی و سیاسی بود. بخش مهمی از وظایف دانشگاه به نهادهای خارج از دانشگاه واگذار شده بود و رؤسای دانشگاهها در زمینه فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و حتی گزینش استاد کمترین اختیارات را داشتند از اینرو باید در ارزیابی دولت برای آموزش عالی به این نکتهها توجه کرد که قبل از دولت یازدهم چه اتفاقاتی در دانشگاهها افتاده است.
در روزهای اول روی کار آمدن دولت، رئیس جمهوری از این موضوعات آگاه شد که در بخش آموزش عالی هر وزیر را بگذارد اختیارات چندانی ندارد، چرا که نهادهای بالادستی برنامههای خود را به وزیر میدهند و او و دانشگاه را کنترل میکنند. با این حال آقای روحانی صدای دانشگاه را شنید و سعی کرد این موضوع را مدیریت کند او توجه به مسأله دانشگاه را در اولویت برنامههای خود قرار داد. در این باره هم وزرایی به مجلس پیشنهاد کرد تا بتوانند اختیار وزارت علوم و استقلال دانشگاه را برگردانند. در دوره اول و دوم ریاست جمهوری دولت تدبیر و امید، نیروهای مورد اعتماد جامعه دانشگاهی که اعتبار آموزش عالی بودند به مجلس معرفی شدند اما این افراد از مجلس رأی اعتماد نگرفتند یا استیضاح شدند. در نهایت هم رئیس جمهوری افرادی را به مجلس معرفی کرد که همسو با سیاستهای دولت باشند و فکر میکنم در این بخش وزرایی که بر سر کار آمدند تقریباً موفق عمل کردند. این وزرا همسو با سیاستهای دولت بودند و سعی کردند اختیارات و استقلال دانشگاه را به آنها برگردانند.
۲-موضوع مورد بحث دیگر که برای دانشگاه و دانشجو از اهمیت بسیاری برخوردار است توجه به فعالیتهای دانشجویی است. ما دانشگاهیان بر این باوریم فعالیت نهادمند در دانشگاهها تنها از طریق ایجاد و تداوم فعالیت تشکلهای دانشجویی از انجمنهای سیاسی گرفته تا کانونهای فکری و فرهنگی ممکن است.
این تشکلها فرصتی است برای طرح و پیگیری مطالبات دانشجویی. در همه جای دنیا دانشجو پرسش گر و منتقد است و دولت این موضوع را بخوبی میداند. قبل از سال ۹۲ فعالیت دانشجویان محدود بود. آنها بخوبی نمیتوانستند فعالیت کنند در این باره وزیران علوم دولت تلاش کردند تا این مسأله را تعدیل کنند. فکر میکنم تا حدودی هم موفق بودند، اما این تلاش کافی نیست و باید برنامههای دیگری را برای دانشجویان در دانشگاه به اجرا درآورند.
در این سالها البته فعالیتهای سیاسی دانشجویان به رسمیت شناخته شد. تشکلهای اصلاحطلب مجوز فعالیت گرفتند این درحالی است که سابق بر این فقط تشکلهای اصولگرا میتوانستند در دانشگاه فعالیت کنند اما هماکنون شاهد مجوز دادن به ۱۲۰ تشکل جدید هستیم. البته آن دسته از تشکلهایی که در دولت مهرورزی لغو مجوز شدند هم دوباره روی کار آمدند. لازم است اشاره کنم همه دانشجویان علاقهای به فعالیت سیاسی ندارند. بنابراین این موضوع را دانشگاهها میدانند و اجازه فعالیتهای صنفی و فرهنگی را به دانشگاهها دادهاند بسیاری از دانشجویان در کانونهای فرهنگی عضو هستند و در چارچوب قانون آزادانه فعالیت میکنند.
۳-وضعیت مدیران دانشجویی هم مسأله مهم دانشگاهیان بود. تا آنجایی که ممکن بود دولت و وزیر علوم تلاش کرد که مدیران همسو با دولت را در دانشگاهها قرار دهد. سابق بر این رؤسای دانشگاهها با توصیه و اجبار روی کار میآمدند اما در این دوران ما شاهد بودیم که وزیران علوم انتخابهای خوبی در حوزه رؤسای دانشگاهها داشتند.
۴- موضوع ساماندهی کیفی دانشگاهها هم در این سالها به طور جدی پیگیری شد. متأسفانه در سالهای اخیرشاهد رشد قارچ گونه دانشگاه در کشور بودیم، دانشگاههایی که یکشبه و با توصیه افراد خاص راهاندازی میشدند، این دانشگاهها کیفیت لازم را نداشتند و خروجی آنها هم به هیچ عنوان به نفع نیازهای کشور نبود. گسترش رشتههای دانشگاهی در حوزه تحصیلات تکمیلی و فروش پایان نامه و پژوهش نتیجه همان سیاستهای غلط در سالهای قبل از دولت آقای روحانی است که فکر میکنم در این زمینه وزارت علوم باید فعالیت بیشتری انجام دهد، البته در حال حاضر شاهد ادغام برخی از دانشگاهها هستیم دو هزار و ۶۰۰ سایت دانشگاهی به دو هزار و ۲۰۰ سایت کاهش پیدا کرد.
۵-در زمینه جذب استادان همچنان با مشکلات بسیاری مواجه هستیم. استادان ما در بخشهای مختلف تواناییهای خوبی دارند که باید در صنعت بیشتر از حالا از آنها استفاده کرد. برخی از استادان جذب کشورهای خارجی میشوند و حقوق و دریافتی خوبی هم دارند بسیاری از اعضای هیأت علمی از دریافتی هایشان گله دارند آنها وضعیت کاری خودشان را با استادان وزارت بهداشت مقایسه میکنند و بر این باورند که وزارت علوم در این زمینه کوتاهی کرده است. البته در این زمینه برخی از استادان و دانشجویان با هم مهاجرت کردهاند. موضوع خروج نخبگان باید مورد توجه وزارت علوم قرار گیرد البته بر این باورم که نه تنها وزارت علوم بلکه همه دستگاههای دولتی باید به سرمایههای انسانی خود بیشتر توجه کنند.
۶-وزارت علوم در زمینه پژوهش فعالیتهای بسیار مهم و تأثیرگذاری انجام داده است. راهاندازی استارتاپها و شرکتهای دانش بنیان و پارکهای علم و فناوری یکی از مهمترین دستاوردهای وزارت علوم در این دوره است. باید تلاش شود تا این فعالیتها به سمت صنعت سوق پیدا کند و البته من از وضعیت پژوهشی وزارت علوم به خاطر گسترش فعالیتهای شرکتهای نوآور حمایت میکنم.
۷- موضوع مهم دیگر، مسأله اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم در دانشگاهها است. در سالهای قبل از دولت تدبیر و امید با بسیاری از دانشجویان برخورد امنیتی و فعالیتهای فرهنگی دانشجویان هم محدود میشد. دانشجویان ستاره دار میشدند و دانشگاه ابزاری برای مقابله با شفافیت شد. در حقیقت فعالیت دانشجویان بسیار پرهزینه شد.
به موازات این انزوا، میزان آسیبهای اجتماعی در میان دانشجویان بشدت افزایش پیدا کرد. منع بسیاری از دانشجویان از فعالیتهای سازنده میزان افسردگی، بی تفاوتی و انواع انحرافات را در دانشگاه بالا برد. در این سالها وزارت علوم فعالیتهای بسیاری برای فعالیتهای فرهنگی دانشجویان انجام داده است اما لازم است دانشجویان با مهارتهای زندگی آشنا شوند.