پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۱۸

نمایندگان نهادهای دانشجویی در دیدار با رهبرشان چه گفتند؛

صداوسیما به منبع درآمدی برای ستاره، مربع‌ها و سلبریتی‌ها تبدیل شده است/وضعیت فعلی محصول قرار گیری در شرایط تعارض منافع است

دانشگاه علوم بهزیستی وتوانبخشی

نمایندگان نهادهای دانشجویی در دیداری سه ساعته در محضر مقام معظم رهبری به بیان موضوعات مختلف کشور پرداختند و افطار را مهمان رهبر انقلاب بودند.

به گزارش مفدا، عصر روز گذشته دیدار رمضانیه دانشجویان با رهبر معظم انقلاب برگزار شد و تعدادی از دانشجویان به عنوان نمایندگان نهادهای دانشجویی در حضور رهبر انقلاب به سخنرانی درخصوص موضوعات مختلف کشور پرداختند.

 در ابتدا محمد امین مهدی‌پور، دبیر کل جامعه اسلامی دانشجویان، به نمایندگی از جامعه اسلامی دانشجویان به سخنرانی پرداخت. 
متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:
بنده امروز سلام گرم دوستانم در اعضای بزرگترین اتحادیه دانشجویی کشور را محضر شما پدر دلسوز و مهربان اعلام می‌نمایم. امروز دهه پنجم انقلاب اسلامی را در شرایطی شروع می‌کنیم، که دشمنان اسلام و ملت ایران بیش از هر زمانی از ابهت و عظمت انقلاب اسلامی واهمه دارند؛ افرادی که روزی در تلاش بودند تا با حمله نظامی و جنگ نرم و تحریم اقتصادی، ایران اسلامی را زمین‌گیر کنند، امروز یا مرده‌اند و یا نفس‌های آخرشان را می‌کشند.

در میان این کارزار، یک ملت انقلابی همواره حرف آخر خود را همان اول می‌زند: آقایان غرب‌زده، ما را از آن طرف مرزها نترسانید که در آنجا خبری نیست، بلکه از دید ما تهدید اصلی عدم استفاده از ظرفیت‌های داخلی است. دشمن هر چقدر بر ما بتازد ما قوی‌تر خواهیم شد و در آخر این کارزار «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.»

لذا امروز چند مسئله‌ای در باب اقتصاد، ساختارهای سیاسی کشور، آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها خدمت حضرتعالی عرض خواهم نمود.

انقلاب اسلامی ما با روند اقتصادی موجود، در معرض آسیب‌های جدی قرار دارد، برای اینکه در این بعدش هنوز اسلامی نشده است.
متاسفانه با توجه به روندهای کلی کشور، تاثیر نرخ ارز به حدی زیاد است که موجب بزرگترین هرج و مرج اقتصادی تاریخ کشور شده است. این که در یک دهه، میزان سقوط ارزش پول ملی ایران بیشترین میزان در جهان (پس از سوریه) باشد، اصلا متعارف و منطقی نیست. البته در شرایطی که دولت منفعل و بازار عنان گسیخته است و وزارتخانه‌های متولی کار و صنعت و اقتصاد توسط گروه‌های رانتی اشغال شده‌اند، وضعیت نباید بهتر از این باشد.

از آنجا که دولت و نهادهای وابسته به آن، بزرگترین عرضه و تقاضا کننده ارز می‌باشند و این دولت بیشترین اختیارات را نسبت به دولت‌های سابق داشته است، در صورتی که تدبیر درستی اندیشده شود، افزایش ارزش پول ملی، هدفی دور از دسترس نخواهد بود.

آقاجان، در چنین شرایط اقتصادی که قشر محروم و مستضعف با مشکلات معیشتی متعدد مواجه است، نمایش تجملات آقازاده‌ها در فضای حقیقی و مجازی، نمکی است بر روی زخم ملت قهرمان ما. در این راستا از حضرتعالی تقاضا داریم تا دستور فرمایید دستگاه‌های مسئول با سرعت و دقت هرچه تمام‌تر نسبت به تدوین و اجرای آیین نامه قانون رسیدگی بر اموال مسئولین اقدام کنند.

لزوم بررسی جدی و دوباره نظام پارلمانی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه
در باب مردم سالاری دینی، یک حکومت اسلامی می‌بایست ساختار دقیق تربیت نیروها و مدیران آینده خود را برای مردم و نخبگان مشخص نماید تا در مقابل، توده‌های مردم نیز نقش خود را در تحقق دولت اسلامی دانسته و به آن عمل کنند. اما اگر در جامعه اسلامی این ساختار مشخص نباشد، مسلما در آن جامعه باندهای قدرت و ثروت بوجود می‌آیند که خطرشان برای حکومت اسلامی چندین برابر بیشتر است؛ در آن زمان کم کم افراد جای ارزش‌ها را می‌گیرند.

در چنین سیستم نیمه پارلمانی نیمه ریاستی ناقص، گروه‌های سیاسی صرفاً کارکرد انتخاباتی داشته و هیچ یک پاسخگوی وضعیت کشور نیستند. همین خود باعث می‌شود که مردم در مواقعی هم که گلایه به حقی داشته باشند، مشکلات را به پای حاکمیت بنویسند و خروجی چنین سیستمی آقازاده پروری خواهد بود.

پیشنهاد ما بررسی جدی و دوباره نظام پارلمانی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه و بازنگری قانون اساسی بر همین محور می‌باشد؛ امید است که این اصلاح ساختاری، راه را برای پیشرفت کشور و پررنگ‌تر شدن نقش جوانان در آینده آن هموارتر سازد.

راستی آقاجان، صحبت از گام دوم شد و جوانگرایی؛ برداشت ما این است که حضرتعالی گام دوم را خطاب به همه‌ امت اسلامی بیان کردید، اما متاسفانه افرادی معدود و حلقه‌هایی خاص، به گام دوم خیانت، و آن را تعبیر به جوانگرایی صرف که منظور خودشان بودند کرده و اینگونه خواستند سهم خود را از قدرت بگیرند.
 
جوان حزب‌اللهی قدرت طلب نیست
اما از نظر ما جوان حزب اللهی قدرت طلب نیست و گام دوم، گام تاریخی تمامی ملت ایران است.

گام دوم، گام آن زن و مرد و دانشجو و کارگری است که برای پیشرفت کشورش تلاش می‌کند و گام آن مدیری است که اگر شهر را آب برد، در حوزه مسئولیت خود مشغول به خدمت باشد؛ نه در خارج از کشور مشغول به خوش‌گذارنی و عشرت.

حضرت آقا؛ بنده به عنوان دانشجوی دانشگاه فرهنگیان ارادت ویژه معلمان این سرزمین را خدمت شما، به عنوان مدافع واقعی آموزش و پرورش اعلام می‌نمایم. در جامعه اسلامی ما قرار بود آموزش و پرورش و آموزش عالی مکمل هم باشند، اما پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب اسلامی، تبعیض و تفاوت‌های میان این دو، چه بسیار زیاد است.

قاطعانه می‌گویم اصلاح آموزش و پرورش جز از مسیر دانشگاه فرهنگیان میسر نمی‌گردد، اما دست‌های پشت پرده خواهان زمین زدن این دانشگاه هستند. آن‌هایی که روزی در سفارت‌خانه‌هایشان به عدالت‌خواهان ما نذری می‌دادند، امروز خوب می‌دانند که برای منحرف کردن مسیر آینده انقلاب می‌بایست آموزش و پرورش و تربیت معلم را هدف گرفته و آن را به محیطی رخوت انگیز بدل کرده و معلم ایرانی را تو سری‌خور بار آورده و او را درگیر مشکلات معیشتی کنند.

آن‌ها خوب می‌دانند که امروز باید از طرح خرید خدمات آموزشی حمایت کنند و برای دانش‌آموزان ما، مدرسه‌های به اصطلاح مجهز بسازند و آن وقت مدیران جنتلمن را در راس این مدارس گمارده و سند ۲۰۳۰ را در خفا اجرا کنند.

این روزها خبرهای ناخوشایندی از شورای عالی انقلاب فرهنگی به گوش می‌رسد؛ خبرهایی که حاکی از آن است که افرادی می‌خواهند با به حداقل رساندن اعضاء شورا و برگزار نشدن جلسات آن، سیاست‌گذاری فرهنگی را از این شورا بگیرند؛ لذا از حضرتعالی استدعا داریم نسبت به این مسئله ورود کرده و مانع از نابودی عالی‌ترین شورای سیاست‌گذاری فرهنگی کشور شوید.
 
مسئولان وزارت علوم و دانشگاه سمپاد فتنه گران هستند
آقاجان در دانشگاه‌ها هم، دانشجویان مؤمن و انقلابی امروز ضرورت‌ها را بیش از هر زمانی درک کرده‌اند و برای حفظ سنگر انقلاب در دانشگاه‌ها لحظه‌ای درنگ نمی‌کنند. اما نکته جالب اینجاست که در این وانفسای جنگ نرم، وزارت علوم و دانشگاه‌ها، روز به روز فشارها را بر مجموعه‌های دانشجویی انقلابی بیشتر می‌کنند، گویا آقایان سمپاد فتنه گران هستند.

فتنه گرانی که قرار بود جایگاهی در دانشگاه نداشته باشند، وقاهت را به سر حدی رساندند که دوباره از اتحادیه ما به دادگاه قضائی شکایت کرده و به خیالشان می‌خواهند همین دفتری را هم که شما برای فعالیت به ما داده بودید ، از ما گرفته و آواره‌مان کنند.
 
ولی رهبرا؛ اف بر ما که با فشار اینان و بعضی رفقای فتنه گرشان بخواهیم از آرمان‌هایمان کوتاه آمده و جبهه انقلاب را تنها بگذاریم.

در ادامه محمد حسین صبوری، دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی عصر امروز در دیدار رمضانیه سال ۹۸ دانشجویان با رهبر انقلاب، به نمایندگی از دانشجویان عدالتخواه به سخنرانی پرداخت. 

متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:
اگر بناست نظام‌سازی‌مان مقدمه‌ی تحقق آرمان‌ها باشد، طبیعتاً باید ساختار را مبتنی بر آن رسالت‌ها، طراحی و در صورت نیاز، اصلاح کنیم.

این رویکرد در برابر دوگانه غلطی است که از یک‌سو محافظه‌کارانه، آرمان‌ها را غیرقابل تحقق می‌داند و از سوی دیگر، راه تحقق آرمان‌ها را در ساختارشکنی جستجو می‌کند. در همین راستا به ریشه‌یابی بخشی از معضلات کنونی کشور می‌پردازیم:

خصوصی‌سازی افسارگسیخته بحران‌زاست
همان‌گونه که نگاه دولتی دهه ۶۰ خسارت بار بود، خصوصی‌سازی افسارگسیخته، بدون رعایت لوازمی تظیر شفافیت، نظارت، اهلیت و بخش‌های تأمین‌کننده منافع مستضعفین که در بندهای «ب»، «د» و «ه» ابلاغیه آمده بودند، نیز بحران‌زاست؛ لیکن آنچه تاکنون از نتایج حاصله‌ی خصوصی‌سازی دیدیم، لطمه به تولید ملی، تعمیق نابرابری و شکاف اقتصادی بوده است.

جدا از اینکه عده‌ای در دولت‌های پیش سنگ بنای غلطی را در فرآیند خصوصی‌سازی بنا نهادند، آقایان در دولت فعلی صریحاً می‌گویند: «باید شرکت‌ها را مجانی واگذار کنیم» انگار سرمایه ملی ارث پدری‌شان است!

اینکه به نام واگذاری به مردم، کارخانه‌ای با ۵۰ سال سابقه و چند صد کارگر و متخصص، کمتر از یک‌سال پس از واگذاری به بخش خصوصی تعطیل می‌شود، چه نسبتی می‌تواند با شعار سال داشته باشد؟!

انحراف فرآیند خصوصی‌سازی ناشی از قدرت گرفتن جریان لیبرال در کشور و غلبه‌ آن‌ها بر مجاری تصمیم‌ساز است؛ که منجر شد تا اصل ۴۴ جای آنکه ذیل گفتمان اقتصاد مقاومتی (و مردمی کردن اقتصاد) طرح شود، در چارچوب تئوری‌های لیبرالیِ «دولت حداقلی» تعریف و اجرا شود.

در چارچوب این تعریف خطرناک است که حاکمیتی‌ترین بخش را (که آموزش و پرورش باشد) به نام «خرید خدمت»، خصوصی می‌کنند.

این نگرانی وجود دارد که دولت از طریق اختیارات داده شده به جلسه سران قوا، برای چوب حراج زدن از مابقی بنگاه‌ها استفاده کند!

انتظار داریم با دستور شما یا قوه قضائیه، جلوی روند فعلی خصوصی‌سازی (تا زمان اصلاح این مدل) گرفته شود. (برای اصلاح این مدل هم، ایده‌هایی داریم که در صورت صلاحدید حضرت عالی خدت تان تقدیم می‌کنیم.)

رویکرد محافظه‌کارانه دیپلماسی فرهنگی ما را مختل کرده است
متأسفانه دیپلماسی رسمی ما به سرنوشت دولت‌های چهارساله مان گره خورده؛ به گونه‌ای که رویکردهای منفعلانه در سال‌های اخیر، بعضاً منجر به ارائه تصویری ترسو، از نظام مقتدر و مظلومِ جمهوری اسلامی، شده است. این اتفاقات، هرچند دستپختِ دولت‌هاست، اما عواقب آن دامنگیر کل نظام خواهد شد.

رویکرد محافظه‌کارانه، نه‌فقط دیپلماسی رسمی که دیپلماسی فرهنگی ما را نیز مختل کرده است.

باوجود دیوان‌سالاری‌های متعدد خارجی نظیر وزارت خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات، مجمع جهانی اهل‌بیت، معاونت فرهنگی نیروی قدس، مجمع تقریب مذاهب تا مراکز اسلامی و نهادهای ریز و درشت دیگر، ما در ارتباط با جوانان انقلابی اهل سنت منطقه و فعالان ضدامپریالیسم در قاره آمریکا و اروپا، ضعف جدی داریم.

نهادهای متولی دیپلماسی فرهنگی اساسا این حوزه را به منطقه‌ی ممنوعه‌ای برای ورود هر فعالیت فرهنگی خارج از ساختار رسمی تبدیل کرده‌اند؛ در صورتی که ظرفیت‌های مردمی برای ورود به این حوزه وجود دارد که باید میدان برای نقش آفرینی آن‌ها فراهم شود.

البته ما متوجه ملاحظات فضای خارج از ایران هستیم، اما این ملاحظه‌کاری نباید به دولت‌زدگی و حتی تعقیب سیاست‌های جهان سلطه برای محدودکردن اسلام انقلابی بیانجامد؛ مثل رویه کنونی مرکز اسلامی لندن که در مقابله با اسلام انقلابی از دولت انگلیس هم جلو افتاده و با آن همکاری می‌کند.

اگر قائل به این هستیم که مخاطب اصلی انقلاب اسلامی، ملت‌ها هستند و نه دولت‌ها؛ لازم است برای تحقق عینی آرمان‌جهان‌وطنی‌مان، به اصلاح سازوکارهای دیپلماسی فرهنگی‌مان بپردازیم.

در کشور آزادی داریم؛ اما عدالت در آزادی، نه
امروز در کشور ما آزادی هست، اما عدالت در آزادی رعایت نشده است. چگونه انحصارطلبانِ کانون وکلا و نظام پزشکی و اتاق بازرگانی (که مدافع وابستگی و از موانع اصلیِ پاگرفتن تولید در ایران است)از هرگونه حق رسمی و قانونی جهت پیگیری مطالبات‌شان برخوردارند، اما گروه‌هایی نظیر معلمان و کارگران و پرستاران که عملاً مکانیزم مؤثری در حاکمیت برای مطالبه حقوق‌شان ندارند، باید با برخوردهای قهری و تنگ‌نظرانه مواجه شوند؟

نافی این نیستیم که برخی تجمعات زمینه سوءاستفاده معاندین را دارند، اما دیوان‌سالاری‌های مربوط به صدور مجوز، با اجرای سلیقه‎ای این قانون به ۹۹ درصد تجمعات چه در اجرای حق دینی دادخواهی مظلوم چه در مطالبات انقلابی مجوز نمی‌دهند.

ماجرای تصویب برجام به ما آموخت که بدون آزادی، حتی از استقلال و دین نیز نمی‌توان دفاع کرد. در آن روزها دولت، شهرداری و در آن مورد خاص سپاه پاسداران با استناد به اینکه رهبری و نظام موافق برجامند، از برگزاری همایش اعتراضی در ۲۰۰ سالن هماهنگ‌شده در تهران جلوگیری کردند و جریان انقلابی هیچ روزنه‌ای برای رساندن صدای اعتراض، جز تشییع جنازه شهدا و اجتماع مقابل مجلس نداشت؛ که البته بعداً هم در همین دیدار با نقد حضرت‌عالی روبرو شده و طبق معمول، رسانه محافظه‌کاران و غرب‌گرایان «عتاب رهبری به جوانان انقلابی» را ضریب ویژه دادند.

در هشت سال جنگ تحمیلی، هم با دشمن روبروی مان جنگیدیم، هم با امثال بنی صدرها؛ که در دل نهادهای تصمیم گیر برای کشور، برخلاف منافع ملی عمل می‌کردند!

در شرایط جنگ اقتصادی نیز، ضمن مراقبت از دشمن بیرونی، نباید از محافل قدرتمندی که در شکل گیری وضع نامناسب معیشتی موثر بوده اند، غافل شد.
 
وضعیت فعلی، محصول قرارگیری در شرایط «تعارض منافع» است. بعضی افراد در جایگاهی قرار گرفته اند، که خودشان تصویب می‌کنند، خودشان اجرا می‌کنند، خودشان هم نظارت می‌کنند، و طبیعی ست که این وسط نفع خودشان ارجح بر هر موضوعی ست!

وقتی وزیرِ بساز بفروش بشود سیاستگذار حوزه زمین و مسکن، وقتی پزشکان کاسب کار بشوند سیاست گذار حوزه بهداشت؛ که صدر تا ذیل وزارت را پزشکان و مالکان بیمارستان خصوصی گرفته باشند و وقتی مدیران بانک مرکزی بین بانک‌های خصوصی و دولتی مدام در گردش هستند، بدیهی ست که با جریان قدرتمندی از ذی نفعان مواجهیم، که در لایه‌های تصمیم گیری نظام نفوذ کرده و مهمترین مانع در برابر تغییر دیوان سالاریِ موجود می‌باشند.

همواره بیت رهبری به بهانه‌های واهی و به قصد تخریب جایگاه رهبری مورد هجمه دشمنان قرار گرفته است؛ اما رفتارهای غیرشفاف برخی اعضای ارشد دفتر، دخالت در موضوعات نامربوط با وظایف شان و حضور چند دهه‌ای بعضی از افراد، آسیب‌هایی را به همراه داشته است. سوالات و ابهاماتی نظیر ماجرای تصویب برجام، تلاش برخی برای تصویب لوایح مربوط به fatf، انتخاب دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، جلوگیری از تحول‌های انقلابی در نهادهایی مثل صداوسیما و استفساریه گیری برای بستن دهان کارشناسان، از جمله مواردی است که در ذهن دانشجویان انقلابی رسوب کرده است.

در صنعت «تفسیر به رأی» چنان پیشرفت داشته ایم که برخی آقایان با استفاده از انتساب به رهبری معظم، جمع بندی خود و جناح شان از مسائل کشور را به عنوان «جمع بندی دفتر رهبری» طرح و خط خودشان را به نام «حزب الله» منتشر می‌کنند.

بهتر نیست وقتی ولی فقیه خودش را در معرض پاسخگویی قرار می‌دهد، مسئولان بیت نیز از مصونیت انتساب به رهبری بیرون آمده و پاسخگوی عملکرد خود باشند؟
 
در موضوعات حیثیتی برای کشور با حربه‌ مشترک «تصمیم نظام» مواجهیم!
حضرت آقا؛ هربار که موضوعی برای کشور حیثیتی شده که نتیجه‌اش را مستقیماً در سرنوشت انقلاب اسلامی مؤثر می‌دانیم، با حربه‌ مشترکی مواجهیم، که نامش را می‌گذارند «تصمیم نظام»! سؤال ما این است که دقیقاً این نظام چیست؟ که اتفاقاً تصمیماتش اکثراً برخلاف مشی انقلاب، منافع ملی و سخنان رهبری از آب در می‌آید؟!

برخی اشخاص و جریانات به حرفه‌ای‌ترین شکل ممکن از فرمان «جوانگرایی» برای بازتولید سیستم مرید پروری استفاده می‌کنند. محدودسازی این دستورالعمل به عموزاده‌ها، خاله‌زاده‌ها، دایی‌زاده‌ها و آقازاده‌های دهه شصتی، منجر شده تا به‌جای جذب احمدی‌روشن‌ها، برخی جوانان فرصت‌طلبِ منتسب به اشخاص، احزاب و باندها یک شبه به رشد آسانسوری برسند!
 
۳۰ ساله‌های رانتی ما را کارآمدتر نمی‌کنند
ایراد ریشه‌ای‌تر را در «محافظه‌کاری» و وجود عناصر «محافظه‌کار» می‌دانیم، نه صرفاً مُسن؛ لذا اگر قرار باشد ۳۰ ساله‌های رانتی جای مُسن‌ها را بگیرند، عملاً نه تنها کارآمدتر نخواهیم شد، بلکه محافظه کارانِ جوان توان بیشتری برای مقاومت در برابر تحولات مثبت خواهند داشت؛ ضمن این‌که خوب است مدل صحیح جوان‌گرایی را از دفتر رهبری آغاز کنید تا برای سایر نهادها الگو شود، استدعا داریم به شرح چارچوب درستِ استفاده از جوانان نیز برای مسئولین نظام بپردازید.

در پایان، معتقدیم عقب‌ماندگی‌ها در بحث عدالت را نمی‌توان تنها با جابجایی اشخاص جبران کرد؛ ریشه‌ی بسیاری از ناکارآمدی‌ها برخاسته از «ساختارهای ناتوانی» ست که امکان تحقق آرمان‌ها را به ما نمی‌دهد.

با پذیرش این گذاره که «هدف‌مان از انقلاب و تشکیل نظام، تحقق آرمان‌ها بوده»، لازم است به قصد برقراری تناسب میان ساختارها و آرمان‌ها به اصلاح مستمر ساختارها بپردازیم. باید الگوی تغییر و اصلاح دائم و درونی نظام انقلابی را در برابر چشم تمام تشنگان حقیقت و عدالت در سراسر جهان برافراشت.

جنبش عدالتخواه دانشجویی به نفع تحقق آرمان قسط و تمدن نوین اسلامی، اصلاح ناکارآمدی‌های دیوان‌سالاری را جزو وظایف خود دانسته و برای تحقق آن، مبارزه و ایستادگی خواهد کرد. در این راستا در پاسخ به مطالبه سال گذشته حضرت‌عالی از جنبش، مجموعه راهکارهای اصلاحی برای قوه قضاییه و صداوسیما فراهم کردیم که به دفتر رهبر معظم انقلاب تحویل داده شد.

فریاد بوذریم و نمانیم در گلو
رودیم و رسم ماست گذشتن از آبرو
با حرف زور و زر، نفسی لب نبسته ایم
در گوشِ مان نمیرود این حرف‌ها فرو
راه ولایت است عدالت، مسافریم
اینک هزار گردنه مانده ست پیش رو
با دشمنان عدل علی، گفتگو بس است
وقتش شده که تیز شود تیغ گفتگو
(شاعر: میلاد عرفان پور)
برای شادی روح شهدای نهضت جهانی اسلام (به خصوص شهدای تیپ فاطمیون، که برادران افغانی مان اخیراً مورد بی مهری مسئولین نیز قرار گرفتند) صلواتی ختم کنید.

ادامه این نشست صمیمی و دانشجویی به سخنرانی علیرضا شریفی، نماینده بسیج دانشجویی اختصاص داشت. 

متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:

خوشا آنکه جلودارش شمایی
آقا جان سلام
امروز که در پنجمین دهه از عمر پر برکت انقلاب اسلامی به مدد حضرت ولی عصر (عج) و هدایت حکیمانه امام(ره) و رهبری مدبرانه حضرتعالی گام اول انقلاب که ترجمان جامع «ما می‌توانیم» بود، محقق شد، لیکن وجود مواردی اعم از نفوذ خوی اشرافیت و کاخ نشینی، نبود شفافیت و پاسخگویی در عملکردها، مرعوبیت و عدم مرزبندی برخی از مسئولان در برابر دشمن، در برهه‌هایی از این زمان چهل ساله باعث تلخی کام مردم عزیز ایران اسلامی گردید.
 
اعتقاد ما این است که در طول این سال‌ها اگر قصوری دیده شد، به علت دوری و فاصله گرفتن کارگزاران نظام از آرمان‌های انقلاب بود و هر کجا که شاهد رشد، پیشرفت و اعتلای نظام و مردم بوده ایم، آن زمانی بوده است که مسئولین کشور با روحیه جهادی و انقلابی عامل به ارزش ها، اصول، آرمان‌ها و منویات امام و رهبری عزیز بودند. حال در ابتدای گام دوم انقلاب به عنوان افسران جوان جنگ نرم برآن شدیم نکاتی را با امام و ولی زمانمان در میان گذاریم تا ضمن بهره مندی از رهنمودهای حکیمانه و هدایتگرانه شما، بتوانیم نقش و جایگاه خود را در مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی بیش از پیش فهم کنیم.

در گام اول انقلاب که گام طراحی و ایجاد بسترهای حکمرانی اسلامی بود، دانشگاه و دانشجو، به عنوان مبدا و محور تحولات در جامعه به ایفای نقش پرداختند. اکنون و در گام دوم و با توجه به پر رنگ بودن جایگاه نسل جوان در این مرحله، فرزندان بسیجی شما در دانشگاه‌های سراسر کشور به عنوان مروجان حقیقت «نظام انقلابی» همت بر آن داشته و دارند که با نگاهی تحولی و رویکردی مساله محور، مبتنی بر آرمان‌ها و واقعیت ها، نیازهای روز جامعه را از دریچه نگاه مردم دنبال و مطالبه نمایند. از همین رو فرزندانتان، آمادگی کامل خود را جهت نظریه پردازی، طراحی الگوهای ایجابی و تربیت نیروهای ملتزم در مسیر جوان سازی و مردمی سازی حکمرانی اعلام می‌دارند.
 
آرایش جنگی متناسبی از دولت مردان و نمایندگان دیده نمی‌شود
آقای ما؛ در شرایط جنگ اقتصادی، تبیین و به کارگیری نظریه مقاومت در حوزه اقتصاد، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. اما امروز و در این جنگ اقتصادی آرایش جنگی متناسب از دولت مردان دیده نمی‌شود، چرا که عدم توانمندی در کنترل بازار، وجود احتکار، فعالیت شبکه خزنده اخلال گران اقتصادی و گرانی‌های افسار گسیخته موجب شده معیشت مردم به گروگان ناکارآمدی مسئولین درآید. در شرایطی که با برخی اقدامات مشخص مانند رشد صادرات فرآورده‌های نفتی و محصولات غیر نفتی، اتکای بودجه داخلی به مالیات و انجام طرح‌های معطل مانده نظیر مالیات بر عایدی سرمایه، مالیات بر مسکن خالی، مالیات برخی اقشار نظیر پزشکان و وکلا و یا با برقراری سامانه‌های مولد شفافیت، می‌توان با بسیاری از ناکارآمدی‌ها و سرچشمه‌های فساد مبارزه کرد. البته در این کشاکش صدایی از بهارستان به گوش نمی‌رسد. به نظر می‌آید نمایندگان نیز در حال گرفتن آرایش جنگی اند؛ اما خدا می‌داند انتخاباتی یا اقتصادی؟!

از طرفی نقش قوه قضاییه به عنوان نظام قضایی که باید انقلابی باشد، در مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی بسیار برجسته است. قوه عدلیه به عنوان نماد کارآمدی نظام اسلامی در برقراری عدالت و احقاق حقوق عامه در کنار برخورد قاطع با اهمال کاران و زالو صفتان اقتصادی بیشتر از قبل باید به مقوله ایجادِ ساز و کارهای پیشگیری از جرائم و مفاسد کلان بپردازد. اینکه قوه محترم، دادگاه‌های علنی برپا دارد و با مجرمین با شدت برخورد کند خوب است، اما آنچه بهتر است حضور فعال دستگاه قضا در عرصه ایجاد نرم افزارهای قدرتمند نظارت و پیشگیری است که بسیاری از مفاسد اقتصادی و اداری فعلی میتوانند قبل از اینکه در رسانه‌ها و دادگاه‌ها آینه دق شوند و در مقابل چشمان مردم قرار بگیرند، پشت سدی از ساز و کارهای دقیق بمانند و اساسا مبادی فساد زایی وجود نداشته باشد که محل سواستفاده فرصت طلبان شود.

امروز با نگاه کلان نسبت به معضلات نظام در می‌یابیم عمده آن‌ها ناشی از عدم انطباق قوانین و مصوبات با سیاست‌های کلی نظام است. نمونه‌های مختلفی نظیر قانون مدیریت خدمات کشوری، CFT و پالرمو نشان از عدم تطبیق قوانین مصوب مجلس با سیاست‌های کلی نظام دارد. با تدبیر حضرتعالی هیأت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت برای رفع این معضل شکل گرفت، اما بعضی کج‌اندیشان درتلاشند این هیأت عالی را غیرقانونی و صرفا مشورتی جلوه دهند، درحالیکه نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام جزئی از اختیارات مصرح رهبری در اصل ۱۱۰ قانون اساسی است که به این هیأت تفویض شده است. از این رو از حضرتعالی درخواست می‌کنیم با عنایت به اختیارات قانونیتان در قانون اساسی، در صورت صلاحدید به عنوان فصل الخطاب به این مسئله بپردازید تا یکبار برای همیشه، تکلیف همگان در این زمینه روشن گردد.
 
تفکیک ریاست دو شورای عالی فضای مجازی و انقلاب فرهنگی از ریاست جمهوری 
حضرت آقا؛ در عرصه مقابله با جنگ نرم دشمن و تهاجم فرهنگی غرب بنظر می‌رسد بخشی از ناکارآمدی‌ها و عقب‌ماندگی‌های موجود، ناشی از ضعف ساختار اداره دو شورای عالی فضای مجازی و انقلاب فرهنگی است. چنانچه تفکیک ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام از جایگاه ریاست جمهوری سبب کارآمدی و ارتقاء جایگاه مجمع تشخیص شد، حال این پیشنهاد قابل بررسی است که به دلیل مشغله رؤسای دولت‌ها به امر مدیریت اجرایی که به کاهش کمی و کیفی جلسات این دو شورا انجامیده و هم‌چنین نیاز به سیاست‌گذاری یکپارچه و غیرجناحی نظام در مسائل فرهنگی و جنگ رسانه‌ای، تفکیک ریاست این دو شورای عالی از جایگاه ریاست جمهوری و انتصاب رؤسای مستقل از رؤسای قوا می‌تواند یک اقدام مؤثر برای نزدیک شدن خروجی سیاست‌گذاری این دو شورا به اهداف عالیه آن‌ها گردد؛ البته حضور مستمر رؤسای قوا و مسوولین اجرایی و تقنینی برای ضمانت هماهنگی اجرایی امور قطعا مورد تأکید است.

موارد فوق به این سوال مشخص منتهی میشود که چه میزان از مشکلات و مسائل کشور ناظر بر کارگزاران و مسئولین است و چه مقدار منتهی به ناکارآمدی برخی ساز و کارها و ساختارها؟! خوشحال می‌شویم که بدانیم در نگاه معظم له اشکالات امروز کشور و خاصتاً نظام سیاسی، اداری و اقتصادی را ناظر بر کارگزار می‌دانید و یا ساختار؟!

نه مذاکره می‌کنیم و نه جنگ خواهد شد
سید و مولای ما؛ معتقدیم که جمهوری اسلامی به سمت فتح و نصرت در حرکت است، چرا که وعده الهی این است «ان تنصرالله ینصرکم». اما این روزها صداهایی به گوش می‌رسد، از جانب کسانی که مرعوبیت شان در مقابل کدخدا بر همگان مبرهن است؛ حال چه زمان گفتن از مذاکره است؟! نمی‌شنوید صدای چکاچک شمشیر دشمن را؟! امروز در میان دو گزاره جنگ و مذاکره ما میراث دار شهدای عزیزی همچون شهید نادر مهدوی‌ها که فاتح جنگ اراده‌ها در نبرد تمدنی بودند، هستیم. نه مذاکره می‌کنیم و نه جنگ خواهد شد. از چه لرزه بر اندام هایتان افتاده است؟! هر چند که اگر جنگ هم شود، شما در ویلاهای ۱۰۰۰ متری تان در فلان نقطه شهر آرام بخوابید که فرزندان امام روح الله بیدارند؛ حاشا و کلا که جوانان انقلابی بگذارند به خاک این کشور بی حرمتی شود؛ ما امتحان خود را دیروز در ۸ سال دفاع مقدس و امروز در مقابله با داعش و در دفاع از حرم آل الله پس داده ایم؛ و این نکته از امام عظیم الشان و راحلمان همیشه در یادمان خواهد ماند: «که اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله‌های آتش مان بسوزانند، هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نخواهیم کرد». 

سبزیم که از بهار رنگی داریم
سرخیم که پرواز قشنگی داریم
درسی است که از حسین آموخته ایم
نه قصد مذاکره نه جنگی داریم.

باید که سکوت غرق آهنگ شود
با سرخی خون پیکرمان رنگ شود
امثال شهید مهدوی هست اگر
شیطان بزرگ، وارد جنگ شود

در ادامه، پیام مرادی،نماینده اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل عصر سخنرانی خود را انجام داد.
 
متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض ارادت اعضای دفاتر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور را خدمت حضرت عالی اعلام می‌دارم. مبتنی بر منطق نقد حکومت آری، نفی حاکمیت هرگز نکاتی را پیرامون فرصت‌های پیش روی نظام اسلامی در یک دهه آینده مطرح می‌کنم.

در شرایطی به گفتگو نشسته‌ایم که ملت ایران در ابتدای یک گام جدید قرار دارد. در این موقعیت تاریخی، برای رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی باید گذشته را به خوبی ارزیابی کنیم. این آگاهی تاریخی کمک می‌کند ایران را با همه فرصت‌های پیش رویش در یک دهه آینده بشناسیم. ما پس از ۴۰ سال، دیگر زمانی برای آزمون و خطا نداریم و برای رسیدن به قله پیشرفت باید بدون تسامح، «فرصت‌سازی» را جایگزین «فرصت‌سوزی» کنیم. سوال اینجاست که چرا نتوانسته‌ایم به برخی اهداف خود آنگونه که شایسته است، برسیم؟ واکاوی جریان مدیریتی و اجرایی کشور که جز ایامی محدود در اختیار یک نحله فکری خاص بوده است، ما را به پاسخ این سوال نزدیک می‌کند.

جوانی من و این جمع در دوره مدیریت کسانی سپری شد که استادتمام فرصت‌سوزی هستند! جریانی که با ایده مرکزی «همگرایی با غرب» نزدیک به سه دهه بخش مهمی از مناسبات سیاسی و اقتصادی را معطل نگاه داشت. برجام آخرین دستاورد این مدعیان عقلانیت بود.

آقایان! ۴ سال از برجام گذشت، به اندازه عمر یک دولت گذشت و ما همچنان منتظریم! و چه فرصت‌هایی که در این انتظار بیهوده از دست رفت. با این همه عجیب است که همین جماعت «با فلانی تا ۱۴۰۰» حالا با توهم تفکیک لیبرالیسم از امپریالیسم، منتظر انتخابات ۲۰۲۰ نشسته‌اند!

همین جماعت در ادامه تناقض‌هایشان از «پرواز مستقیم تهران- نیویورک» به ترساندن مردم از حضورِ «ناو لینکن» در خلیج فارس رسیده‌اند! نتیجه این مارپیچ خطرناکِ ناکارآمدی، فرافکنی و بن‌بست‌نمایی، شرطی شدن جامعه در برابر تحریم‌های آمریکا و آسیب‌هایی است که در حوزه اقتصادی و خصوصاً در بخش نفت و پول نمایان شده است که در ادامه به آن می‌پردازم:

فرصت سوزی اقتصادی

۱-نفت
میزان اثرگذاری تحریم بر اقتصاد یکی از سوال‌های مردم کوچه و بازار است. وابستگی تاریخی بودجه به نفت، زمینه‌ساز تحریم‌های نفتی و پاشنه آشیل دولت‌ها شده است. وزارت نفت در این جنگ اقتصادی یکی از سنگرهای جبهه خودی است که باید آماده باشد. وزیر محترم نفت می‌گوید این وزارت‌خانه یک‌سال است که آرایش جنگی گرفته است، اما در خفا! باید پرسید جناب همیشه وزیر نفت! چرا نتایج این آرایش جنگیِ مخفیانه در زندگی مردم محسوس نیست؟ خروجی عملکرد وزیر کرسنت، توتال و IPC، وزیر حذف کارت سوخت، وزیر استخدام رانتی نمایندگان مجلس و آقازاده‌ها در وزارت نفت، فرصت‌سوزی بزرگی به نام خام‌فروشی بوده است که تناسبی با شرایط تحریمی و جنگ اقتصادی ندارد. شاهد این مدعا این است که در تمام دوران وزارت آقای زنگنه ساخت هیج پالایشگاهی آغاز نشده است. این در حالی است که ما در حوزه نفت، فرصت بزرگی به نام ساخت پتروپالایشگاه‌ها، تولید فرآورده‌های نفتی و افزایش مشتریان نفت کشور را دراختیار داریم که می‌تواند تحریم‌های نفتی را کم اثر و حتی بی‌اثر نماید.

۲-پول ملی

کاهش ارزش پول ملی به کمتر از یک چهارم در کمتر از یک‌سال و کاهش قدرت خرید به نحوی که تهیه برخی کالاهای عادی به آرزو تبدیل شده، در شرایطی اتفاق می‌افتد که دولت میلیاردها دلار ارز دولتی را بدون نظارت میان عده‌ای تقسیم کرده تا با آن غذای سگ و لوازم آرایشی بخرند و یا جنس وارد کنند و با قیمت آزاد به مردم بفروشند! بساطی درست شده است که از جیب کارگر و کارمند میلیاردها تومان با همین بازی‌های ارزی به جیب عده‌ای نوکیسه واریز شود.

مردم با دیدن این نابسامانی‌ها از خود سوال می‌پرسند مسئول رسیدگی به این ولنگاری ارزی چه کسی است؟ وقتی رئیس‌جمهور که خود در این زمینه مسئولیت مستقیم دارد مانند مردم از تقلب واردکنندگان گلایه می‌کند، باید به کجا شکایت برد؟ چرا نمایندگان مجلس در برابر عرضه مبهم ۵۰ تن طلا و قریب به ۳۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی کشور سکوت کرده‌اند؟ چرا باید شأن نظارتی مجلس به خاطر اشتراک منافع سیاسی رئیس مجلس و رئیس دولت تا این اندازه کاهش یابد؟

گویا در این شرایط ریاست محترم‌جمهور به تازگی فهمیده‌اند اختیار کافی برای اداره امور مملکت را ندارند؛ بعد از این همه انعطاف نظام اسلامی در مواجهه با ایده‌های دولت یازدهم و دوازدهم، صحبت کردن از کمی اختیارات حقیقاً نمک‌نشناسی است. این در حالی است که جنابعالی با تشکیل شورای عالی هماهنگی اقتصادی چنان اختیاراتی به رئیس دولت داده‌اید که حتی حامیان آن‌ها هم تعجب کرده‌اند! در مواجهه با این بی اخلاقی‌ها سوال اساسی‌تر این است که چرا باید چنین مدیرانی به سطح کلان سیاست‌ورزی در جمهوری اسلامی برسند؟ پاسخ این سوال را باید در اشکالات موجود در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور جستجو کنیم.

فرصت سوزی سیاسی
مسئولیت ناپذیری و فرافکنی گروه‌های سیاسی، فرصت‌سوزی آشکاری است که به کشور آسیب زده‌است. فی‌المثل جماعتی که تا دیروز حمایتشان از جناب روحانی را تَکرار می‌کردند، امروز می‌خواهند خیلی یواشکی با دولتی‌ها فاصله‌گذاری کنند و بهانه‌شان نظارت استصوابی شورای نگهبان است، می‌گویند این یکی، آن که ما می‌خواستیم نبود و میان بد و بدتر انتخاب کردیم و گزینه مطلوبی نداشتیم! خوب است آقایان پاسخ بدهند اولاً اعضای شورای اسلامی شهر تهران که بدون نظارت استصوابی انتخاب شدند به جز بازی اسم و فامیل چه دستاوردی داشته‌اند؟ ثانیاً مگر در همین دولت، اکثریت کابینه را تصاحب نکرده‌اید؟ مگر وزرایی، چون ربیعی، نعمت‌زاده، آخوندی و زنگنه، وزرای دولت مطلوبتان نبودند؟

جریان اصولگرایی هم، اما از این قاعده مستثنی نیست. اگر اصلاح‌طلبان با تلقی لیبرال از مفهوم آزادی نسبت خود را با گفتمان انقلاب اسلامی از دست داد، جریان اصولگرایی نیز سال‌هاست که با برخورد منفعلانه با مفهوم آزادی و گرفتار شدن در قبیله‌گرایی سیاسی، سطح سیاست‌ورزی خود را به جلسات محفلی پشت درهای بسته، تقلیل داده در حالی که عرصه سیاست، میدان فعالیت اجتماعی است. از این رو معتقدیم دوگانه منسوخ اصلاح‌طلبی و اصولگرایی، مدت‌هاست که منطبق بر واقعیت‌های جامعه نیست و تداوم آن یک فرصت‌سوزی آشکار است.

تجربه نشان داده است وجود یک دولت لیبرال، با شاخصه‌های ضد عدالت، به‌طور طبیعی گفتمان عدالت را بازتولید می‌کند. عدالت شاخصه اصلی پایگاه گفتمانی جریان انقلابی است و آنچه از این پس اهمیت مضاعف می‌یابد، جلوگیری از شکل‌گیری نسخه‌های انحرافی و دکان خودنمایی و جلوه‌فروشی با برند عدالتخواهی است. ساختارشکنی، برخورد عصبی و یا زیر سوال بردن نهادهای مجری عدالت، فرصت عدالت‌خواهی مسئله محور و ساختارمند را از بین خواهد برد.

بر اساس آنچه گفته شد، فرصت بازسازی ساختار سیاسی کشور، تنها با ورود جوانان به حلقه بسته و خسته سیاست‌مدارانِ پا به سن گذاشته و به رسمیت شناختن صورت‌بندی‌های جدید سیاسی ممکن است.

فرصت سوزی فرهنگی

رسیدن به این هدف خود می‌تواند حلال بسیاری از مشکلات باشد؛ به عنوان مثال شورای عالی انقلاب فرهنگی امروز از حضور جمعی از ابوالمشاغل‌هایی رنج می‌برد که به علت تعدد مسئولیت‌ها و عضویت همزمان در ده‌ها شورای مشابه، تمرکز کافی برای سیاست‌گذاری فرهنگی ندارند. گرچه این شورا دچار ضعفِ در عملکرد بود؛ اما پیش از این شأن قانونی آن رعایت می‌شد. نیک مستحضرید که مدت‌هاست جلسات شورا به دلیل اختلاف نظر سیاسی رئیس آن با برخی اعضا، تشکیل نمی‌شود. وقتی عالی‌ترین نهاد فرهنگی کشور به دلیل رفتارهای متفرعنانه تعطیل می‌شود، نتیجه‌اش مجوزهای بی‌حساب و کتابِ ارشاد و سلبریتی‌پروری غیرحرفه‌ای و کاسبی ستاره مربعی سازمان صداوسیماست!

رهبر عزیز انقلاب
در این موقعیت تاریخی سرنوشت انقلاب اسلامی تحت‌الشعاع نزاع میان دو گفتمان قرار گرفته‌است و نسل امروز در معرض تنازع «عقلانیت انفعالی» و «عقلانیت انقلابی» قرار دارد. از یک سو گفتمان همگرایی با غرب تلاش می‌کند با شعار عقلانیت، باورهای انقلابی را استحاله کند. در نگاه این جریان دهه پیش رو دهه تهدیدهاست و ما در یک بن‌بست قرار داریم که تنها راه خروج از آن، معامله با آمریکاست. در مقابل، اما گفتمان انقلاب اسلامی قرار دارد که عقلانیت را از ارکان اساسی اندیشه امام خمینی (ره) می‌داند و دهه پیش رو را دهه فرصت‌ها می‌نامد.

راه کار قطعی حل مشکلات کشور، ایستادگی و نوگرایی است. ما اگر توانستیم تهدید جنگ را به فرصت امنیت و اقتدار تبدیل کنیم، اگر توانستیم از کمبود کادر و امکانات درمانی به پیشرفت علمی و تربیت نسلی از دانشمندان متخصص برسیم، اگر توانستیم عقب‌ماندگی دانشگاه‌ها را تبدیل به رشد علمی نماییم، قطعاً می‌توانیم از بن‌بست تحریم‌ها فرصتی برای جهش تاریخی اقتصادی بسازیم. حتماً خواهیم توانست با فرصت جوانگرایی به معضل ناکارآمدی پایان دهیم. این دهه متعلق به ماست.

نرگس سادات حسینی، مسئول دفتر خواهران دفتر تحکیم وحدت هم در این دیدار به ایراد سخنرانی پرداخت.

متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:
در دهه پنجم انقلاب اگر بخواهیم نگران کمرنگ شدن یک اصل باشیم، آن، مردم سالاری دینی است. جمهوری اسلامی باید باور به مردم را نه تنها در کلام، بلکه در عمل نشان دهد؛ به همین منظور ساختارهای مشارکت مردمی باید اصلاح شود و عرصه‌های نوین ایجاد گردد.

معتقدیم نوسازی مشارکت به کارآمدی جمهوریت خواهد رسید. بر همین اساس دغدغه‌های دانشجویان دفتر تحکیم وحدت را در دو بخش خدمت شما عرض میکنیم:

اول: انتخاب مسئولان
جمهوری اسلامی اقتدار مردمی را با مشارکت بالا در انتخابات به خوبی نشان داده، اما چه بگوییم از پشت صحنه؛ هزینه‌های هنگفت می‌کنند، افکار متناقض ائتلاف می‌سازند، با تهمت لیست دیگر را تخریب می‌کنند و بعد از ۲۴ ساعت، ائتلافشان متفرق می‌شود!

نظام انتخاباتی باید اصلاح شود تا حضور پرشور مردم ثمر دهد. بهترین راه، حرکت به سوی نظام تناسبی است که می‌تواند در عین رفع اشکالات، احساس مشارکت مردمی را تقویت نماید و تنوع افکار در جامعه اسلامی را به مجلس وارد کند.

متاسفیم که مجلس شورای اسلامی پس از سال‌ها بررسی، به طرح شهرستانی-استانی و تناسبی رسیده که در آن فواید تناسبی به کلی از بین رفته و عدالت انتخاباتی هم زیر سوال می‌رود.

دوم: اثرگذاری بر تصمیمات مسئولان
دررابطه با بسترهای اثرگذاری بر تصمیمات مسئولان حرف زیاد است، اما پیش از آنکه جمهوری اسلامی به بسترها بیاندیشد، باید به لوازم آن فکر کند؛ چرا که نظام هزینه‌های سنگینی، چون برجام را در ازای مردم سالاری اش پرداخته؛ اما این هزینه هنگفت هم تجربه تاریخی نخواهد شد؛ زیرا «آگاهی بخشی» واژه فراموش شده مسئولان ماست.

آگاهی بخشی نیاز به ارتباط مستمر مسئولین و مردم دارد. برای رصد این ارتباط، دانشگاه نمونه‌ای ازآنست؛ متاسفانه علی رغم تاکیدات حضرتعالی، دانشگاه‌ها رنگ مسئولین را هم به خود نمی‌بینند! وقتی با دانشجوی نخبه چنین برخورد میشود عامه مردم را که قطعا حساب نمی‌کنند!

بعد دیگر آگاهی بخشی آموزش است و باید از بطن مدارس پیگیری شود که هدف تربیت انسان‌هایی با مولفه‌های «جامعه پذیری» مطلوب اسلامی است.

جامعه پذیری سیاسی مطلوب آن است که مسئولیت اجتماعی به باور عمیق نسل آینده تبدیل شود و ابعاد سیاسی-اجتماعی دین، مانند امر به معروف و نهی از منکر متناسب با شرایط روز تبیین گردد؛ لذا دانش آموز ما باید نسبت به آینده کشور حساس شود، خود را در شکل گیری فردا اثرگذار بداند و با فهم سیاست، مطالبه گر شود، نه یک سیاست گریزِ غززننده!

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش که توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تهیه شده، باید بتواند این مهم را پیاده کند، اما به عنوان یک سند فراگیر و ملی ناتوان است؛ چرا که راهبردهای دقیق، ملموس و قابل ارزیابی از ویژگی‌های یک سند اجرایی استاندارد است که سند تحول فاقد آنهاست؛ و همین ویژگی‌ها تفاوت سند تحول و سند ۲۰۳۰ است.

۲۰۳۰ به لحاظ مبانی اندیشه در زباله‌دان است، اما در شاکله یک سند استاندارد کم‌نظیر است. آقایان بروند سندنویسی را از ۲۰۳۰ یاد بگیرند!

و اما درد جامعه زنان؛ ما با خودمان عهد بستیم دقیق و عمیق مسائل زنان را رصد کنیم و در این باب کوتاه نیاییم؛ چرا که ما زنان را «رهبران جامعه» می‌دانیم، اگر و تنها اگر از این ظرفیت عظیم درست و به جا استفاده شود.

متاسفانه جامعه انقلابی ما با «بحران هویت اجتماعی دختران» مواجه است. نمونه‌ای از آن را در حادثه‌ی سیل اخیر مشاهده کردیم؛ احساس مسئولیت، دختران را بر آن داشت تا همچون آقایان به منطقه بروند، اما جای سوال است که حضور زنان در روزهای ابتدایی برای لایروبی و کارهای یدی مفید است یا خیر؟

معتقدیم حرکت دختران به سوی این مدل مشارکت، بیانگر یک خلا جدی در نظام اجتماعی ماست؛ خلا عرصه‌های حضور اجتماعی زنان انقلابی متناسب با هویت و طبیعت زنانه!

در حالی که آقایان در قالب‌های جهادی هویت انقلابی و همدلی‌شان با انقلاب اسلامی را نشان می‌دهند و برای جنس فعالیت‌شان ارزش گذاری اجتماعی صورت گرفته است، دختران جامعه در گردابی دست و پا می‌زنند که نه می‌توانند هویت انقلابی‌شان را تعریف کنند و نه هویت دخترانه‌شان را.

این بحران هویت اجتماعی، دختران را به سمت فعالیت‌های مردانه می‌کشاند و شور انقلابی را به «ضد زنانگی‌شان» بدل می‌کند یا موجب «سرخوردگی اجتماعی» می‌شود و بی‌شک نه سرخوردگان اجتماعی می‌توانند راهبر جامعه باشند و نه زنانی با خوی مردانه!
 
شکاف هویتی عمیق بین زمان فارغ التحصیلی تا ازدواج دختران
آنچه که این مساله را جدی‌تر می‌کند وجود یک شکاف هویتی عمیق بین زمان فارغ التحصیلی تا ازدواج دختران است که به لطف برنامه‌ریزی‌های دقیق مسئولین این حفره روز به روز عمیق‌تر می‌گردد. در این بازه دختران نه در قالب خانواده نقش دقیقی دارند و نه در اجتماع عرصه مفیدی برای آنان تعریف شده؛ فلذا مسیر بی‌هدف تحصیلات تکمیلی یا اشتغال‌های غیرمرتبط با هویت زنانه پررنگ می‌شود.

تنها راه حل بازتعریف هویت اجتماعی زنان به ویژه دختران انقلابی است. متاسفانه امروز تمام توان و انرژی مسئولین برای ترویج اشتغال تمام وقت زنان صرف می‌شود؛ درحالی که نه بسترسازی مناسب برای این مشاغل صورت می‌گیرد و نه بسترهای فعالیت پاره وقت یا آزادانه، ایجاد و یا تقویت می‌شود. بسترهایی آزادانه که امکان حضور اجتماعی بدون محدودیت زمانی و متناسب با شرایط خانوادگی را فراهم کند.

توقع ما از نظام، برنامه‌ریزی جهت به‌کارگیری پتانسیل زنان در جهت رفع آسیب‌های اجتماعی است. باور داریم گره‌های موجود به سرپنجه قدرت نرم زنان باز خواهد شد.
 
در پایان کلامی از دبیر شهید دفتر تحکیم وحدت، شهید مهدی رجب بیگی: «می‌رویم تا خط امام بماند. خطی که راه پیروز کبیر انقلاب اسلامی خلق دلاور ایران است و باید که حماسه قیام را تا دوردست‌ها بکشاند و نهال انقلاب را در دل خلق‌های تحت ستم جهان بنشاند.

در پایلن هم رضا پیوندی، نماینده نشریات دانشجوی در دیدار رمضانیه دانشجویان با رهبر انقلاب به بیان دغدغه‌های دانشجویان پرداخت.  
 
متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:
 
 مستحضرید که مطبوعات از ارکان مردم سالاری است؛ ما از جایگاه مطبوعات دانشگاهی آمده ایم و از این موضع به مسائل، نگاه و آن‌ها را تحلیل می‌کنیم. رسانه همچون سلاح شیمیایی در جنگ نظامی است. سلاح شیمیایی را وقتی می‌زنند تانک و تجهیزات از بین نمی‌رود. تجهیزات می‌ماند، انسان‌ها از بین می‌روند و قدرت استفاده از ابزار را از دست می‌دهند.
 
استقلال، آزادی، عدالت، کارآمدی، امنیت و معنویت، مؤلفه‌هایی هستند که انقلاب اسلامی برپایه آن‌ها و برای تحقق آن‌ها شکل گرفته است؛ اما رسانه چقدر توانسته در تحقق آن‌ها کمک کننده باشد؟ در پاسخ می‌توان با قاطعیت گفت: در بازنمایی رسانه‌ای عملکرد چهل ساله نظام، چندان موفق نبوده ایم! رسانه هنوز نتواسته حداقل‌هایی از واقعیت‌های محقق شده در هر یک از آرمان‌ها را به تصویر بکشد! ناکامی رسانه در کمک به انقلاب اسلامی بایستی موشکافی شود تا در گام دوم انقلاب فاصله کارآمدی‌ها از احساس کارآمدی کمتر شود.

صداوسیما به منبع درآمدی برای ستاره، مربع‌ها و سلبریتی‌ها تبدیل شده است

رویکرد اول را می‌توان نگاه تهدید محور به رسانه نامید. نگاهی که راه حل مساله را در پاک کردن صورت آن می‌داند و نسبت به افکار عمومی بی‌تفاوت است. به عنوان مثال رویکرد صداوسیما از این منظر قابل نقد است. نگاهی که از کنار واقعیات اجتماعی می‌گذرد و به جای پرچم داری مطالبات مردمی، در اخبار، روابط عمومی حاکمیت و در برنامه سازی، منبع درآمدی برای ستاره، مربع‌ها و سلبریتی‌ها شده است! این رویکرد در قوه قضائیه تنها راه حل تعامل با مطبوعات را برخوردهای بعضا سلیقه‌ای می‌داند و به نظر می‌رسد برخلاف آزادی‌های مشروع مد نظر حضرتعالی در این حوزه عمل می‌شود؛ که امیدواریم با رویکرد رئیس جدید دستگاه قضا این کج سلیقگی‌ها نیز رفع گردد.

 اما رویکرد دوم آگاهانه یا ناآگاهانه، عامدانه یا جاهلانه در صددند تا آیینه‌ها شفاف نباشند! تا مردم نتوانند قضاوتی واقعی پیرامون کارنامه چهل ساله انقلاب اسلامی داشته باشند! و به دروغ می‌خواهند اینگونه القا کنند که آرمان‌های اساسی انقلاب محقق نشده! سفارتخانه‌هایی کاغذی، که ضرر و زیان تعویق عقد برجام را روزی هزارمیلیارد تخمین می‌زدند و امروز نیز همه چیز را به انتخابات آتی آمریکا گره می‌زنند. می‌خواهند میان واقعیت آزادی و احساس آزادی، واقعیت عدالت و احساس عدالت، واقعیت کارآمدی نظام و احساس کارآمدی شکاف ایجاد کنند. شکافی مهلک، که پرچمداران آن رسانه‌هایی هستند که «امضای جان کری را تضمین می‌دانستند». رویکرد اول و دوم هر کدام به نحوی به تصویر سازی واقعی لطمه می‌زند.
 
 رویکرد سوم اما، رویکردی است که حضرتعالی هم بارها به آن اشاره داشته اید، نگاه به رسانه با دید فرصت‌محور، در عین شناخت تهدیدها است. رویکردی که معتقد است جمهوری اسلامی باید در رسانه حضور فعالانه داشته باشد و ابتکار عمل را در تمامی موارد در قبضه جبهه واقع گرا حفظ کند. در مقام بیان باشد، نه در مقام پاسخ به ابتکارات دشمن؛ حضوری فعالانه و پویا، که هم داخل و هم خارج از ایران را تحت تاثیر انقلاب اسلامی قرار دهد.

 ما به عنوان دانشجویان دست به قلم و پای کار گام دوم انقلاب و معتقدان به رویکرد فعالانه در رسانه، تصمیم گرفته ایم این نزاع واقعیت و مجاز را به نفع حقیقت انقلاب اسلامی پایان دهیم؛ هر چند اعوان و انصار غرب در داخل نخواهند؛ همان‌ها که این سال ها، بزرگترین ضربه را به آزادی و آزاد اندیشی زده اند. جریانی که خود، دم از آزادی می‌زند، اما به دنبال حصر آزادی است!
‌
مگر می‌شود مدعی آزادی بود، اما دانشجو را تهدید به اخراج از سالن مراسم «روز دانشجو» کرد؟ مگر می‌شود از آزادی دم زد، اما نشریات دانشجویی را به خاطر درج چند علامت تعجب، توقیف کرد؟ مگر می‌شود از آزادی گفت، اما به اتهام انتقاد از مدیریت دانشگاه از نشریات دانشجویی به قوه قضائیه شکایت برد؟ نمی‌توان با ادعای مکرر آزادی از پشت تریبون، نان آزادی را خورد! دوصد گفته، چون نیم کردار نیست!

 گلایه مان از مسئولان امری است که به جای فراهم کردن فضای آزاد اندیشی و تضارب دیدگاه‌ها مطابق با منطق و قانون، با تمام توان به تقابل سلیقه‌ای با نشریات می‌پردازند. روزی در وزارت علوم، چون نتیجه به نفعشان نیست انتخابات نشریات را به تعویق می‌اندازند و روزی در وزارت بهداشت به رای اکثریت احترام نمی‌گذارند. هرکجا فعالیت دانشجویی آب به آسیاب لیبرالیسم نریخت، چوب لای چرخش می‌کنند! چطور است که معاونت‌های فرهنگی وزارتین علوم و بهداشت برای جشنواره‌های نسبتا بی فایده خود، صدها میلیون خرج می‌کنند، اما نوبت که به نشریات دانشجویی می‌رسد، کفگیر به ته دیگ خورده است.
 
 ظرفیت‌های بزرگ رسانه‌ای بایستی حضوری فعال، پویا و جوانانه در راستای گام دوم انقلاب داشته باشند. برای تبدیل این امر به یک فرهنگ عمومی، لازم است نیروهای خوش فکر، اهل قلم و انقلابی دانشجویی مورد توجه مطبوعات و رسانه ها، قرار بگیرند تا ان شاءالله روح تازه‌ای در کالبد جریان رسانه‌ای کشور دمیده شود. مدیران جراید و مطبوعات حاکمیتی بزرگی، چون کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی سالها است در این عرصه حضور دارند و حتما مأجورند؛ اما هرچه ایده داشته اند تاکنون به فعلیت رسانده اند و حال که حضرتعالی آغازگر روند جوان گرایی در مدیریت کشور هستید، چه خوب است که این تغییرات را در فضای مطبوعات به انجام برسانید.
 
اکثر بازیگران موفق امروز رسانه‌های کشور، همان دانشجویانی هستند که سالیان دراز در نشریه‌های دانشجویی‏ قلم زده اند. پس قاعدتا بازیگران اثرگذار در رسانه‌های آینده کشور هم از دانشجوایان اهل قلم امروز خواهند بود. پس نباید از ظرفیت این جوانان خوش فکر غفلت کرد