به گزارش مفدا، گویا کی روش دیگر رفته است اما باورمان نمیشود نه این که رفتن یک مربی خارجی سخت بیاید نه از چشمی روزبه، انصار کریمی فرد، آزمون سردار، زادگان کنعان و تمام اتفاقات مستطیل سبز حیرانم.
از پنالتیهایی که گرفته شد و بد موقع گرفته نشد حتی بیرو به سمت توپ هم پرواز نکرد و جهت را بد اشتباه پرید.
افسوس نمیدانم چه بگویم یک باره قهرمانی، مربی، اعتبار، آبرو و سه تایی و هاراگیری و ... چه خبره چه شد که این گونه شد؟.
با خود میگویم اینها که داخل زمین شدند؛ بچههای خودمان بودند؟ یا نکند ژاپنی شده بودند و ما خبر نداشتیم!! اما نه اینها همان دلاوران سخت کوش چند بازی قبل بودند همانها که پنج بازی بی گل خورده داشتند. پس چرا یکباره دست و دلبازی کرده این گونه تور را به توپ لشکر لیمچان بستند.
یکی برود این بچهها را تکانی بدهد آه زمین بس ناجوانمردانه سبز است..کاش زودتر این خجالت تمام شود تا شش تایی نشدهایم.
اصلا اینها گویی آمدهاند شو بازی کنند نه فوتبال!!! هر کس دنبال حاشیه سازی با داور شده، اصلا توپ و زمین و تیم و ژاپن را فراموش کردهاند آنقدر در حاشیه و گیر و دار داوری فرو رفتهاند که داور نمیداند به چه قسمی سوگند یاد کند که فقط داوری میکند آن هم از نوع خوبش..
خنده دار شده نمیدانم نگاه کنم یا با کنترل تلویزیون بر فرق سر بکوبم. همه بچهها دارند داور را دفاع میکنند و مهاجم تک و تنها توپ سانتر میکند... خدای من اینها بازیکن باشگاهی هم نیستند چه رسد تیم ملی فوتبال ایران.
دلمان سوخته نگویید تخریب نکنید این تخریب نیست این درد است درد دلی ۴۰ ساله به عمر انقلاب.
ما نگاه دادهایم، هوش و حواس دادهایم، دعا کردهایم از ابتدای جام میخکوب زمین بازی هستیم و انتظار داریم. آخر از سر راه این تیم را نیاوردهایم پس هی نگویید فوتبال همین است. خیر برای یک تیم تاکتیکی و با برنامه فوتبال همیشه یک ریتم دارد پیروزی و باختهایش هم تا این اندازه کمر شکن نیست.
یک بر صفر در برابر ژاپن را میشود گفت: فوتبال همین است اما سه بر صفر!!! آن هم این بازی، این دفاع، این تاکتیک را فقط باید افسوس خورد که تیم حرفهای، اخلاق حرفهای، کلاس حرفهای و بازی حرفهای را با هم دارد که ما همه را باهم نداریم و این گونه زمانها خود را نشان میدهد.
نمیشود نمیشود پنج بازی با دفاع عالی، دروازه محکم، حمله مستحکم، میانداری منسجم را پشت سر گذاشت اما در یک بازی شیرازاهات آن چنان بپاشد که هنوز جمعش نکردهاند.
به هر حال باختی سخت و سنگین زیر پای ملت ایران را در حالی که برای جشن قهرمانی آماده میشد خالی کرد و سرمربی تیم ملی بعد از هشت سال در این شرایط غیر قابل باور «اکنون اینجا پایان است کمربندهای خود را باز کنید» به راه انداخت و رفت.
تلخی این اتفاق تنها به ذهن من این نکته را میرساند که نمیشود بدون رشد دادن فوتبال پایه، دنبال پیروزی از مسیر متعادل بود. اگر زیرساخت فوتبال کشورمان این گونه متزلزل است پس نمیشود انتظار داشت ژاپنی که سالها برنامه ریزی دقیق را دنبال کرده در برابر ما ببازد و شاید هم ببازد اما این ژاپن آموخته که فوتبال جنگ جسمی و روحی در کنار هم است. تیم ژاپن تعادل روانی در ۱۲۰ دقیقه بازی را آموخته چیزی که ما بعد از یک گل از دستش میدهیم.

ارسال نظر