به گزارش مفدا، اتفاقی تلخ که اگر چه اشتباه انسانی(شیوه رانندگی) به صورت مستقیم عامل رخ دادن آن نبود (که اگر هم بود بازهم از عمق فاجعه، اشتباه مسؤولان، کم کاری مدیران، نبود نظارت ناظران و شانه خالی کردن از مسؤولیت در زمان خود کم نمیکرد) اما در هر حال حاصل اشتباهات افراد بسیاری است که بی تدبیری خود را تا شکل گرفتن این حادثه ادامه دادهاند.
اتفاق به قدری تلخ است و نتیجه این اشتباه و بیمسؤولیتی به قدری گران تمام شد که بسیاری از مردم در واکنشهای توئیتی خود و بسیاری از مسؤولان در ابراز همدردی خود از اعماق وجود این حادثه را تسلیت و با خانوادههای که سرمایه زندگی خود را برای آینده بهتر روانه دانشگاه کرده و اکنون جنازه فرزندان خود را تحویل میگیرند با تمام وجود خود ابراز همدردی کردند.
هیچ واژه و هیچ کلامی را پیدا نمیکنم که بتوان درد خانوادههایی که فرزندان و دلبندان خود را از دست دادند بیان کنم زیرا این غم به واقع قابل بیان نیست. در این نوشتار تلاش دارم این واقعیت را در اذهان مخاطبان خوب مفدا مورد بررسی قرار دهم که چرا علاج مشکل قبل از ابتلا نمیشود؟ چرا اگر این حادثه رخ نمیداد این اتوبوس و راننده کهنسال آن همچنان باید در دانشگاه، جولان خطر میدادند.
اتفاق در دانشگاه آزاد رخ داده است دانشگاهی که شهریه بالایی را از دانشجویانش کسب میکند و دارای ثروت مالی مناسبی به جهت ارائه کیفیت خدمات رفاهی به دانشجویان خود است.
این موضوع در اعتراض خودجوش دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات که روز شنبه، هشت دی ماه در محوطه پارکینگ دانشگاه برگزار شد خود را نشان داد و دانشجویان در اعتراض گفتند «سؤال دانشجویان این است که این همه هزینه دریافتی از ما بابت شهریه، کجا میرود و چرا تاکنون به فکر حمل و نقل ایمن برای دانشجویان نبودهاند؟!»
گروهی از دانشجویان نیز در مقابل یک اتوبوس در حال خروج از پارکینگ ایستاده و یکی از دانشجویان ضمن اعتراض به مسؤولان دانشگاه، میگوید: «از خون همدانشگاهیهایمان نمیگذریم.»

حادثه واژگونی اتوبوس دانشگاه آزاد واقعیت تلخ نبود نظارت، وجدان کاری و دقت و دلسوزی در میان برخی مسؤولان را باری دیگر به نمایش گذاشت و نکته مهمتر اینکه مسؤولان دیگر دانشگاهها آیا این مرگ را تنها برای همسایه میدانند و در گوشه امن بازتاب این اتفاق برای دانشگاه آزاد آرمیدهاند؟
آیا ممکن نیست حادثه تلخ تر از این در دیگر دانشگاههای کشور رخ دهد؟ و آیا نظارت کافی بر حمل و نقل و دیگر امور رفاهی که می تواند در صورت نداشتن کیفیت و نبود نظارت، سلامت دانشجویان را به خطر بیندازد وجود دارد؟!
واژگونی اتوبوس در دانشگاه آزاد بازهم تلنگری شد برای رعایت اصولی ایمنی در مسیر حفظ سلامت دانشجویان اما این تلنگر به قیمت جان ۱۰ دانشجو و مصدوم شدن شمار زیادی از دانشگاهیان دانشگاه علوم و تحقیقات به دست آمد.
چرا پیشگیری همان گونه که در حوزه سلامت جسم از سوی مردم نادیده گرفته میشود، در میان مسؤولان کشور نیز در خصوص وظایفی که بر عهده دارند نادیده انگاشته میشود؟؟!.
چرا نظارتی بر سالم بودن خودرویی که بیش از ۴۰ سرنشین را در دل خود جای میدهد وجود نداشته و چرا پس از قیچی شدن پیکر ۱۰ دانشجو و مصدوم و در کما رفتن تعداد زیادی دیگر باید آن هم پس از فشار ابعاد فاجعه؛ مسؤولان وارد گود شوند؟
در خبرها از سوی رییس دانشگاه آزاد اعلام شد که پس از حادثه واژگونی اتوبوس در واحد علوم و تحقیقات به دستور وی تمامی اتوبوسهای فرسوده این دانشگاه متوقف شدند. آیا این دستور باید پس از حادثهای به این تلخی رخ دهد؟ و آیا اکنون ارزشی بر این رفتار میتوان متصور شد؟.
اگر چه حمیدرضا مقدم فر؛ مشاور رئیس هیات موسس و هیات امنای دانشگاه آزاد پس از اعلام این خبر میگوید: تنها دانشگاه آزاد نباید از این ماجرا عبرت بگیرد، بلکه تمامی دانشگاههای دولتی و غیردولتی باید این از این اتفاق درس بگیرند، چرا که دانشجویان امانت هستند و مدیران دانشگاهها امانت دار به شمار میروند. اما این حرف اکنون سخت به دل مینشیند.

البته این نکته درست است و اگر پیشگیری اکنون در دیگر دانشگاهها نهادینه نشود و نظارت دقیق بر امور رفاهی دانشجویان صورت نگیرد ملت ایران باید در انتظار مشاهده حادثه تلخ دیگری باشد.
مفدا برای تک تک عزیزانی که در این حادثه متحمل رنج و غم از دست دادن و مصدوم شدن عزیزانشان شدند؛ آرزوی صبر و رسیدن به آرامش و برای جانباختگان مغفرت و رحمت از خداوند متعال خواستار است و امید دارد مسؤولان نیز نسبت به وظیفهای که به امانت نزد آنهاست، مسؤولیتپذیرتر باشند.
این شعر را با تمام وجود تقدیم مادران داغدیده سرزمینم و مادران عزیز ۱۰ جانباخته حادثه واژگونی اتوبوس دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات میکنم.
نام شعر(جای خالی)-شاعر: مریم کردستانی
(جای خالی)
همکلاسی پر زدی غم در دلم جانی بگیرد
کاش این درد قصور از سمت مسؤلان بمیرد
سخت بود این باور تلخ پیکرت در بین آهن
رفتی و باز مهربانم طاقت این غصه با من
مادرت در حال زجه کشورم در درد و ماتم
رفته در بهت همکلاسی غرق در ناله و در غم
پیکرت را از میان بار بیفکری کشیدند
باز بعد مرگ سهراب در پی نوشش دویدند
کاش می شد در میان جملهها حرفی بیابم
کاش میشد در میان بغض مادرها بتابم
جای تو خالی است امروز در کلاس درس رفیقم
من درون درد بسیاری از این خبط عمیقم

ارسال نظر