به گزارش مفدا، سلامت روان دانشجویان و دستیاران دانشگاههای علوم پزشکی، از مؤلفههای اساسی کیفیت زندگی دانشگاهی و زمینهساز رشد علمی، فردی و اجتماعی آنان است. در این میان، شناسایی بهموقع افراد در معرض آسیبهای روانی و اجتماعی، فراهمکردن زمینه دسترسی به خدمات تخصصی و استمرار حمایتهای روانشناختی، نقشی تعیینکننده در پیشگیری از رفتارهای خودآسیبرسان و صیانت از سلامت و جان دانشجویان دارد. هفته ملی سلامت روان نیز فرصتی برای توجه بیشتر به این ضرورت و تبیین ظرفیتها و برنامههای حمایتی در محیطهای دانشگاهی است.
در همین راستا، طرح ملی «پنجره نو» با هدف شناسایی زودهنگام دانشجویان و دستیاران در معرض خطر و تقویت فرایند ارزیابی تخصصی، مداخله متناسب با شرایط افراد و پیگیری مستمر وضعیت آنان در دستور کار قرار گرفته است. پیشبینی ۱۱۷ تیم تخصصی متشکل از روانشناسان بالینی، روانپزشکان و مددکاران اجتماعی در دانشگاهها، از جمله ظرفیتهای این طرح برای شناسایی ابعاد مختلف مخاطرات روانی و اجتماعی و ارائه حمایتهای متناسب با نیازهای دانشجویان و دستیاران به شمار میرود؛ رویکردی که بر ضرورت پیوند میان شناسایی اولیه، دریافت خدمات تخصصی و تداوم مراقبت تأکید دارد.
دکتر افسانه صادقی، معاون اداره کل دانشجویی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، به مناسبت هفته ملی سلامت روان، در گفتوگویی اختصاصی با مفدا، به تشریح اهداف، سازوکارهای اجرایی و ابعاد حمایتی طرح ملی «پنجره نو» پرداخته است. وی در این گفتوگو، ضمن تبیین نقش تیمهای تخصصی در ارزیابی و مداخله، به اهمیت پیگیری مستمر، حفظ محرمانگی اطلاعات، صیانت از کرامت دانشجویان و ضرورت سنجش اثربخشی طرح بر اساس پیامدهای واقعی آن اشاره کرده است.
با وی گفت وگویی در هفته ملی سلامت روان درخصوص این طرح انجام دادهایم که در پی میآید:
مفدا- خانم دکتر صادقی! با توجه به اینکه طرح ملی «پنجره نو» با هدف شناسایی زودهنگام دانشجویان در معرض آسیبهای روانیـاجتماعی اجرا میشود؛ چه سازوکارهایی تضمین میکند که شناسایی اولیه به مداخله تخصصی، پیگیری مستمر و بهبود واقعی سلامت روان دانشجویان منجر شود؟
در طرح ملی «پنجره نو»، هدف صرفاً شناسایی دانشجویان و دستیاران در معرض خطر نیست؛ بلکه هدف اصلی، شناسایی بهموقع، ارزیابی تخصصی، مدیریت خطر خودکشی و فراهمکردن حمایت مستمر برای حفظ جان و ارتقای سلامت روان این گروه است. باید توجه داشته باشیم که خودکشی پدیدهای پیچیده و چندعاملی است و نمیتوان آن را به یک علت یا یک عامل خطر محدود کرد. بنابراین، پیشگیری مؤثر از آن به رویکردی جامع، تخصصی و پیوسته نیاز دارد.
در همین راستا، پیشبینی ۱۱۷ تیم تخصصی متشکل از روانشناس بالینی، روانپزشک و مددکار اجتماعی، ظرفیت مهمی برای تقویت نظام شناسایی، مداخله و حمایت از دانشجویان و دستیاران فراهم میکند. مزیت این ترکیب تخصصی آن است که خطر خودکشی را میتوان از ابعاد مختلف روانشناختی، بالینی و اجتماعی بررسی کرد و برای هر فرد، متناسب با شرایط و نیازهایش، برنامه مداخلهای مناسب در نظر گرفت.
برای اینکه شناسایی اولیه واقعاً به مداخله مؤثر منجر شود، نخستین ضرورت، وجود یک مسیر روشن و تعریفشده از شناسایی تا ارزیابی تخصصی است. شناسایی نشانههای هشداردهنده یا عوامل خطر، نقطه آغاز فرایند است و بهتنهایی به معنای تشخیص قطعی یا تعیین میزان خطر نیست. لازم است افرادی که نیازمند بررسی بیشتر هستند، در سریعترین زمان متناسب با سطح خطر، مورد ارزیابی تخصصی قرار گیرند و بر اساس وضعیت بالینی و شرایط اجتماعی خود، خدمات لازم را دریافت کنند.
در این مسیر، روانشناس بالینی میتواند در ارزیابی روانشناختی، مداخلات مبتنی بر شواهد و تقویت مهارتهای مقابلهای نقش داشته باشد؛ روانپزشک در ارزیابی بالینی تخصصی، بررسی اختلالات روانپزشکی و تعیین ضرورت درمان دارویی یا سایر اقدامات درمانی مشارکت میکند؛ و مددکار اجتماعی میتواند در شناسایی ، پیگیری و کاهش مشکلات خانوادگی، تحصیلی، اقتصادی و اجتماعی و تسهیل دسترسی فرد به منابع حمایتی نقشآفرین باشد. همکاری این سه تخصص باید در قالب یک برنامه هماهنگ و متناسب با نیاز هر فرد انجام شود.
نکته بسیار مهم دیگر، پیگیری مستمر پس از مداخله اولیه است. در پیشگیری از خودکشی، بهویژه برای افرادی که خطر بالاتری دارند یا از یک بحران حاد عبور کردهاند، نباید با انجام یک ارزیابی یا برگزاری یک جلسه مشاوره، فرایند مراقبت را پایانیافته تلقی کرد. لازم است برنامه پیگیری متناسب با سطح خطر، تداوم درمان، وضعیت روانی فرد و تغییرات شرایط زندگی او تنظیم شود. در موارد پرخطر، ارزیابی فوری، برنامه ایمنی، دسترسی به خدمات اورژانسی در صورت ضرورت و هماهنگی برای ادامه مراقبت اهمیت ویژهای دارد.
در کنار این اقدامات بحث محرمانگی اطلاعات، حفظ کرامت دانشجویان و دستیاران و ایجاد اعتماد به خدمات سلامت روان اهمیت اساسی دارد. دانشجو باید بداند که درخواست کمک نشانه ضعف نیست و هدف این برنامه، حمایت از او و حفظ سلامت و جان اوست، نه برچسبزنی یا تنبیه. البته در شرایطی که خطر جدی و قریبالوقوع مطرح باشد، اقدامات حفاظتی ضروری باید مطابق اصول حرفهای، ضوابط قانونی و الزامات ایمنی انجام شوند. وهمکاران ما در مراکز مشاوره و تیم تخصصی در این خصوص آموزش های لازم را دیدند
در نهایت، موفقیت طرح ملی «پنجره نو» باید بر اساس پیامدهای واقعی آن ارزیابی شود؛ از جمله سرعت دسترسی افراد نیازمند به ارزیابی تخصصی، میزان تکمیل ارجاعها، تداوم مراقبت، کیفیت خدمات، بهبود وضعیت روانی و کاهش عوامل خطر قابلتغییر. البته کاهش نرخ خودکشی نیز باید با استفاده از دادههای معتبر، در یک بازه زمانی مشخص و با درنظرگرفتن عوامل مؤثر دیگر بررسی شود و نمیتوان آن را صرفاً بر اساس تعداد افراد شناساییشده یا مداخلات انجامشده قضاوت کرد.
پیام اصلی این است که در طرح «پنجره نو»، شناسایی زودهنگام زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که هیچ فرد نیازمند کمک، صرفاً به دلیل نبود مسیر ارجاع، دسترسی دشوار به خدمات یا فقدان پیگیری، در فاصله میان شناسایی و دریافت حمایت تخصصی رها نشود.
مفدا- با توجه به نگرانی احتمالی دانشجویان از افشای اطلاعات شخصی و برچسبزنی روانی، چه تضمینهایی در طرح ملی «پنجره نو» برای حفظ محرمانگی اطلاعات، صیانت از حریم خصوصی و جلب اعتماد دانشجویان پیشبینی شده است؟
یکی از اصول اساسی در طرح ملی «پنجره نو»، در حوزه پیشگیری از خودکشی در دانشجویان و دستیاران، توجه به اعتماد، حفظ حریم خصوصی و صیانت از کرامت انسانی افرادی است که برای دریافت کمک تخصصی مراجعه میکنند. ما باید این واقعیت را بپذیریم که اگر دانشجو نگران افشای اطلاعات شخصی، قضاوت دیگران یا پیامدهای احتمالی مراجعه به خدمات سلامت روان باشد، ممکن است مشکلات خود را پنهان کند یا از دریافت کمک تخصصی صرفنظر کند. از سوی دیگر، وجود تیمهای تخصصی متشکل از روانشناس بالینی، روانپزشک و مددکار اجتماعی، ظرفیت ارزشمندی برای ارائه حمایت تخصصی و چندبعدی به دانشجویان و دستیاران فراهم میکند. اعضای این تیمها مانند سایر همکاران حوزه سلامت روان علاوه بر صلاحیت حرفهای، آموزشهای لازم درباره اخلاق حرفهای، محرمانگی، مدیریت اطلاعات حساس، ارتباط بدون قضاوت و نحوه برخورد با افراد در معرض خطر خودکشی را نیز دریافت کنند.
در اجرای طرح موارد زیر پیشبینی و رعایت شوند:
دسترسی محدود به اطلاعات: هر عضو تیم فقط به اطلاعاتی دسترسی داشته باشد که برای انجام وظیفه حرفهای او ضروری است.
حفاظت فنی و اداری از دادهها: اطلاعات حساس به شکل ایمن نگهداری شوند و دسترسیهای مجاز قابل کنترل و بررسی است.
شفافیت در جمعآوری اطلاعات: دانشجو بداند چه اطلاعاتی، با چه هدفی و بر اساس چه ضوابطی جمعآوری میشود.
مفدا- با توجه به نقش مدیریت مشاوره، استادان مشاور و دانشکدهها در اجرای این طرح، چگونه میتوان از تبدیل همکاریهای بینبخشی به تعاملات صرفاً اداری جلوگیری کرد و مسئولیت هر بخش را در قبال نتایج واقعی طرح مشخص ساخت؟
یکی از الزامات موفقیت طرح ملی «پنجره نو»، شکلگیری همکاری مؤثر و هدفمند میان مراکز مشاوره دانشجویی، اساتید مشاور، مسئولان دانشگاهها و دانشکدهها و تیمهای تخصصی سلامت روان است. نخستین گام برای تحقق این هدف، تعریف دقیق و شفاف مسئولیت هر بخش بوده. مراکز مشاوره دانشجویی در حوزه تخصصی خود، مسئولیت ارزیابی روانشناختی، ارائه خدمات رواندرمانی، دار ودرمانی، مداخله متناسب با نیاز و هماهنگی برای پیگیری دانشجویان را بر عهده داشته باشند. اساتید مشاور به دلیل ارتباط مستمر با دانشجویان، در شناسایی تغییرات نگرانکننده در رفتار یا عملکرد تحصیلی، آگاهیبخشی درباره خدمات موجود و تسهیل دسترسی دانشجو به مراکز مشاوره نقش مهمی دارند. البته نقش آنان تشخیص اختلال روانی یا ارزیابی تخصصی خطر خودکشی نیست؛ بلکه باید بتوانند نشانههای نگرانکننده را جدی بگیرند، بدون قضاوت با دانشجو ارتباط برقرار کنند و او را به مسیر مناسب دریافت کمک هدایت کنند.البته دوره هایی در این خصوص برای اساتید مشاور توسط متخصصین مراکز مشاوره برگزار می شود
در سطح مدیریت دانشگاه و دانشکده نیز مسئولیت اصلی، فراهمکردن زیرساختهای لازم برای اجرای مؤثر طرح است؛ از جمله حمایت مدیریتی، تأمین منابع و نیروی انسانی موردنیاز، تسهیل دسترسی به خدمات، رفع موانع سازمانی و ایجاد محیطی امن و عاری از انگ اجتماعی.
در نهایت، باید به این اصل توجه کنیم که مسئولیت پیشگیری از خودکشی نه صرفاً بر عهده مراکز مشاوره است و نه میتوان آن را به خود دانشجو واگذار کرد.در این طرح، همکاری بینبخشی زمانی موفق است که هر بخش بداند چه مسئولیتی دارد، مسیر ارجاع و پیگیری قطع نشود و بتوانیم با شاخصهای معتبر نشان دهیم که خدمات بهموقعتر و مؤثرتر به دانشجویان و دستیاران رسیده است؛ زیرا در پیشگیری از خودکشی، انجام وظیفه اداری پایان مسئولیت نیست، بلکه آغاز تعهد به یک نتیجه انسانی و قابل ارزیابی است.
مفدا- آیا ظرفیت فعلی مراکز مشاوره دانشگاههای علوم پزشکی از نظر نیروی متخصص و امکانات ارائه خدمات، پاسخگوی نیازهای احتمالی طرح «پنجره نو» است و در صورت شناسایی گسترده دانشجویان نیازمند حمایت روانشناختی، چه برنامهای برای ارائه خدمات بهموقع و جلوگیری از انباشت تقاضا وجود دارد؟
پاسخ به این سؤال نیازمند توجه به دو موضوع اساسی است: نخست، ظرفیت موجود خدمات سلامت روان در دانشگاههای علوم پزشکی و دوم، ظرفیت تخصصی پیشبینیشده برای اجرای طرح ملی «پنجره نو».
در حال حاضر، حدود ۷۵۰ نیروی متخصص شامل روانشناسان، مددکاران اجتماعی و روانپزشکان در مراکز مشاوره دانشگاههای علوم پزشکی فعالیت دارند. این نیروها در سطوح مختلف پیشگیری، آموزش، مشاوره و حمایت روانشناختی از دانشجویان نقشآفرینی میکنند و سرمایه انسانی ارزشمندی برای نظام سلامت روان دانشجویی محسوب میشوند. با این حال، باید توجه داشت که این نیروها از پیش مسئولیتهای متنوعی دارند و ظرفیت کاری آنها را نمیتوان بدون بررسی حجم خدمات جاری، میزان مراجعه و امکانات موجود، بهطور کامل به نیازهای جدید اختصاص داد.
در کنار این ظرفیت، برای اجرای طرح ملی «پنجره نو»، ۱۱۷ تیم تخصصی پیشبینی شده است که هدف آنها ارزیابی تخصصی و مدیریت خطر خودکشی در دانشجویان و دستیاران است. این تیمها از روانشناس بالینی، روانپزشک و مددکار اجتماعی تشکیل میشوند و در بسیاری از موارد، ظرفیت تخصصی آنها جدا از نیروهای مشغول به فعالیت در مراکز مشاوره دانشگاهها تأمین میشود. در تعدادی از دانشگاهها نیز از ظرفیت اعضای هیئت علمی گروههای روانپزشکی و روانشناسی بالینی برای تأمین خدمات تخصصی و همکاری با طرح استفاده میشود.
بنابراین، ارزیابی کفایت ظرفیت موجود باید با درنظرگرفتن مجموع این منابع انسانی، توزیع جغرافیایی آنها، حجم تقاضا، شدت نیازهای روانشناختی و امکان دسترسی به خدمات تخصصی انجام می شود. صرف اعلام تعداد نیروها یا تیمها برای قضاوت درباره کفایت ظرفیت کافی نیست؛ بلکه باید بررسی کنیم که هر دانشگاه، متناسب با تعداد دانشجویان و دستیاران و میزان نیازهای موجود، چه میزان خدمت تخصصی و در چه بازه زمانی میتواند ارائه دهد.نکته مهم دیگر، آمادگی برای افزایش احتمالی تقاضاست. در حال حاضر ، ظرفیت پذیرش و ارزیابی تخصصی بهصورت مستمر باید پایش شود و در دستورالعمل ارسالی این موضوع پیش بینی شده تا دانشگاهها در صورت نیاز نسبت به تقویت نیروی انسانی و افزایش تیم های تخصصی و دسترسی به خدمات تخصصی اقدام کنند
«در طرح پنجره نو، مسئله فقط این نیست که چند متخصص و چند تیم در اختیار داریم؛ مسئله این است که آیا دانشجوی نیازمند، در دانشگاه محل تحصیل خود، در زمان مناسب به متخصص واجد صلاحیت دسترسی پیدا میکند یا خیر. موفقیت طرح زمانی محقق میشود که ظرفیت انسانی موجود و تیمهای تخصصی پیشبینیشده، در یک مسیر هماهنگ و پاسخگو، به دسترسی واقعی و مستمر دانشجویان و دستیاران به خدمات مؤثر منجر شوند.»
مفدا- موفقیت طرح ملی «پنجره نو» با چه شاخصهای کمی و کیفی سنجیده خواهد شد و چه سازوکاری برای ارزیابی مستقل اثربخشی مداخلات، شناسایی نقاط ضعف اجرایی و اطمینان از بهبود واقعی سلامت روان دانشجویان در نظر گرفته شده است؟
برای ارزیابی موفقیت طرح ملی «پنجره نو»، دستورالعمل اجرایی تدوین شده و توی این دستورالعمل شاخصهایی برای شناسایی دانشجویان و دستیاران در معرض خطر طراحی شده است. ، از آنجا که خودکشی پدیدهای چندعاملی است، برای بررسی اثربخشی؛ مؤلفه های دیگری باید در تفسیر نتایج مورد توجه قرار گرفته شود. بنابراین، یکی از معیارهای اصلی موفقیت طرح ملی «پنجره نو» این است که بتوانیم نشان دهیم دانشجویان و دستیاران نیازمند حمایت، بهموقع شناسایی میشوند، خدمات تخصصی متناسب دریافت میکنند و این خدمات تا چه اندازه به بهبود وضعیت روانی، کاهش عوامل خطر قابلتغییر و حفاظت مؤثرتر از جان آنان کمک میکند. به بیان دیگر، هدف ما صرفاً شناسایی خطر نیست؛ هدف، تبدیل شناسایی به مداخله مؤثر و مداخله به پیامدهای قابلاندازهگیری در سلامت روان است.
مفدا- خانم دکتر ، شعار جهانی امسال، «تجربیات زیسته شنیدهشده» است؛ اما چگونه میتوان اطمینان یافت که شنیدن دغدغهها و روایتهای دانشجویان در هفته ملی سلامت روان، از سطح برنامههای نمادین و گفتوگوهای مقطعی فراتر میرود و به اصلاح سیاستهای دانشگاهی و رفع عوامل تنشزای محیط تحصیل منجر میشود؟
از منظر سلامت روان، به نظر من، مهمترین نکته این است که شنیدن تجربیات زیسته دانشجویان باید به شناسایی و کاهش عوامل خطر روانشناختی در محیط دانشگاه منجر شود،
سلامت روان دانشجویان فقط به ویژگیهای فردی، مهارتهای مقابلهای یا دریافت خدمات مشاوره وابسته نیست؛ بلکه بهشدت تحت تأثیر کیفیت محیط تحصیل، روابط انسانی، فشارهای آموزشی و میزان حمایت اجتماعی قرار دارد. بنابراین، اگر دانشجویی از اضطراب مداوم، فرسودگی روانی، احساس ناامیدی یا فشارهای تحصیلی صحبت میکند، باید علاوه بر حمایت از خود او، شرایطی را نیز بررسی کنیم که در ایجاد یا تشدید این مشکلات نقش دارند.
بنابراین، از منظر سلامت روان، موفقیت هفته ملی سلامت روان زمانی معنا پیدا میکند که شنیدن صدای دانشجویان به یک چرخه مستمرِ شناسایی عوامل خطر، مداخله پیشگیرانه، اصلاح شرایط محیطی و ارزیابی نتایج تبدیل شود.
مفدا- دانشجویان علوم پزشکی با فشارهای تحصیلی، اضطراب امتحانات، نگرانیهای شغلی و دشواریهای حضور در محیطهای بالینی مواجهاند؛ دانشگاهها تا چه اندازه آمادگی دارند علاوه بر آموزش مهارتهای تابآوری به دانشجویان، عوامل ساختاری و محیطی ایجادکننده فشار روانی را نیز شناسایی و اصلاح کنند؟
به نظر من، پاسخ به این سؤال را باید از این نقطه شروع کرد که آموزش زمانی بیشترین اثربخشی را در ارتقای سلامت روان دارد که به افزایش دانش، تغییر نگرش و در نهایت اصلاح رفتار منجر شود؛ اما این تغییرات زمانی پایدار خواهند بود که محیط دانشگاه نیز از آنها حمایت کند.
دانشجویان علوم پزشکی در طول تحصیل با مجموعهای از فشارها، از اضطراب امتحانات و حجم بالای مطالب درسی ، مواجهه با رنج بیماران و تجربه موقعیتهای دشوار بالینی روبهرو هستند. آموزش مهارتهای تابآوری، مدیریت استرس، حل مسئله و تنظیم هیجان میتواند به دانشجویان کمک کند تا این فشارها را بهتر بشناسند و شیوههای سالمتری برای مواجهه با آنها به کار بگیرند.
از این منظر، دانشگاهها باید همزمان در دو سطح اقدام کنند:
در سطح فردی و آموزشی: با ارتقای سواد سلامت روان، آموزش مهارتهای مقابلهای، تقویت خودآگاهی و اصلاح نگرش نسبت به مراجعه برای دریافت کمک تخصصی، زمینه تغییر رفتار دانشجویان را فراهم کنند. برای مثال، دانشجو باید بداند که درخواست کمک در شرایط فشار روانی، نشانه ضعف نیست، بلکه رفتاری مسئولانه برای حفظ سلامت خود و ارتقای کیفیت مراقبت از بیمار است.
در سطح ساختاری و محیطی: با شناسایی عوامل تنشزای محیط تحصیل، بازنگری در توزیع بار آموزشی و زمانبندی امتحانات، تقویت حمایت استادان و مربیان بالینی، پیشگیری از تحقیر و تبعیض و ایجاد محیطی امن شرایطی فراهم کنند که رفتارهای سالم آموختهشده امکان بروز و تداوم داشته باشند.
در این میان، آموزش به استادان، اعضای هیئت علمی و مربیان بالینی نیز اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تغییر نگرش و رفتار نباید فقط از دانشجو انتظار برود. کادر آموزشی هم باید نسبت به نشانههای فشار روانی، اصول ارتباط حمایتگرانه و تأثیر رفتارهای خود بر سلامت روان دانشجویان آگاهتر شوند.
مفدا- با وجود تأکید بر تقویت شبکههای حمایتی، شکستن تابوی مراجعه به مراکز مشاوره و ایجاد فضای امن برای بیان مشکلات روانی، چه سازوکارهای عملی برای سنجش اثربخشی برنامههای هفته ملی سلامت روان وجود دارد و چگونه میتوان اطمینان یافت دانشجویان پس از پایان این هفته نیز به خدمات تخصصی، حمایت مستمر و محیطی عاری از قضاوت دسترسی خواهند داشت؟
ما برای این هفته، متناسب با هر روز یک شعار طراحی کردهایم و فعالیتهایی را نیز در نظر گرفتهایم. این برنامهها زمانی اثربخش خواهند بود که هر شعار، علاوه بر انتقال یک پیام، به یک هدف آموزشی و رفتاری مشخص متصل شود. برای مثال، اگر هدف ما شکستن تابوی مراجعه به مراکز مشاوره است، باید بررسی کنیم که آیا نگرش دانشجویان نسبت به دریافت کمک تخصصی تغییر کرده و آیا دسترسی و تمایل آنها به استفاده از این خدمات افزایش یافته است.
از این منظر، ارزیابی برنامهها را میتوان در سه سطح دنبال کرد:
نخست، سنجش اثربخشی آموزشی( بالا بردن سطح سواد سلامت روان)
دوم، سنجش تغییر رفتار و میزان استفاده از خدمات
سوم، سنجش پایداری اثرات برنامهها: آیا دانشجویان همچنان به خدمات حمایتی دسترسی دارند یا خیر.
معیار موفقیت ما این نیست که صرفاً یک هفته پربرنامه برگزار کنیم؛ بلکه این است که دانشجو پس از پایان هفته نیز بداند در صورت مواجهه با مشکل روانی به کجا مراجعه کند، برای کمک گرفتن احساس شرم یا ترس نداشته باشد و مطمئن باشد که در دانشگاه شنیده میشود، مورد قضاوت قرار نمیگیرد و حمایت لازم را دریافت میکند. به بیان دیگر، هفته ملی سلامت روان باید نقطه شروع یک نظام حمایتی مستمر در دانشگاه باشد، نه پایان یک مجموعه فعالیت مناسبتی.
ارسال نظر