جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۲

همه‌چیز از یک پیام شروع می‌شد؛ روایت دو سال شنیدن و پیگیری دغدغه‌های دانشجویان در مفدا اراک

مصاحبه

در دو سال فعالیت پایگاه خبری مفدا اراک، بسیاری از روایت‌ها از یک پیام ساده آغاز شدند؛ پیامی از دانشجویی که دغدغه‌ای داشت و می‌خواست صدایش شنیده شود. گاهی موضوع به تغذیه، خوابگاه و رفاهیات مربوط بود، گاهی وام و مسائل آموزشی و فرهنگی و گاهی مسئله‌ای که فراتر از یک دغدغه شخصی بود. مفدا تلاش کرد این پیام‌ها را فقط دریافت نکند؛ بلکه آن‌ها را بشنود، مسیر پیگیری‌شان را دنبال کند، پاسخ مسئولان را دریافت و آن را به دانشجو بازگرداند. این، روایت دو سال فعالیت رسانه‌ای است؛ روایتی از پیام‌هایی که به پیگیری رسیدند و پیگیری‌هایی که قرار بود به پاسخ ختم شوند.

همه‌چیز از یک پیام شروع می‌شد

گاهی یک پیام فقط چند کلمه است؛ چند کلمه ساده که شاید در میان صدها پیام روزمره خیلی به چشم نیاید. اما پشت همان چند کلمه، ممکن است دغدغه یک دانشجو، نگرانی یک نفر، یک سؤال بی‌پاسخ یا مسئله‌ای باشد که مدت‌ها ذهنش را درگیر کرده است.

در دو سال فعالیت مفدا اراک، بارها همین اتفاق افتاد. پیامی می‌رسید با یک جمله ساده: «می‌شه این موضوع رو پیگیری کنید؟» یا «نمی‌دونم باید این مسئله رو از کجا دنبال کنم.» از همان لحظه، یک موضوع وارد مسیر دیگری می‌شد؛ مسیری که از یک پیام شروع می‌شد و قرار بود به شنیده شدن، پیگیری و در نهایت یک پاسخ برسد.

پشت این پیام‌ها، دانشجوهایی بودند با دغدغه‌های متفاوت؛ از تغذیه و خوابگاه و رفاهیات گرفته تا وام، مسائل آموزشی و فرهنگی. هرکدام مسئله‌ای داشتند که برای خودشان جدی بود و همین کافی بود تا برای تیم مفدا، شنیدن آن اهمیت پیدا کند.

گاهی یک پیام، تنها راه دانشجو بود

در میان این پیام‌ها، داستان بعضی دانشجویان بیشتر در ذهن می‌ماند. دانشجویی بود که به دلیل بیماری و شرایط خاص خود، امکان حضور و مطرح کردن درخواستش را به شکل حضوری نداشت. او از طریق فضای مجازی به مفدا پیام داد و درباره انتقال و بازگشت به شهر محل زندگی‌اش درخواست خود را مطرح کرد.

شاید برای کسی که از بیرون به ماجرا نگاه می‌کند، این فقط یک درخواست اداری باشد؛ اما برای آن دانشجو، موضوع بخشی از زندگی و شرایطی بود که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد. همین‌جا بود که اهمیت یک مسیر ارتباطی ساده خودش را نشان می‌داد؛ اینکه اگر دانشجو نمی‌تواند به اتاق یک مسئول برود، بتواند از راه دیگری حرفش را به گوش کسی برساند.

گاهی یک رسانه دانشجویی، قبل از آنکه محل انتشار خبر باشد، باید جایی باشد که دانشجو احساس کند می‌تواند حرفش را بزند.

پشت یک گلایه، شاید چند دانشجو ایستاده باشند

خیلی از موضوعات با یک گلایه شخصی آغاز می‌شدند، اما در ادامه معلوم می‌شد که ماجرا فقط مربوط به یک نفر نیست.

در موضوعاتی مثل تغذیه، خوابگاه و رفاهیات، بارها پیش آمد که یک دانشجو مسئله‌ای را مطرح کرد و هنگام پیگیری مشخص شد دانشجویان دیگری هم تجربه مشابهی دارند. همان لحظه، یک گلایه شخصی تبدیل به نشانه‌ای از یک دغدغه گسترده‌تر می‌شد.

برای تیم مفدا، این بخش از کار اهمیت زیادی داشت؛ اینکه حرف یک نفر فقط در همان پیام باقی نماند. موضوع باید دیده می‌شد، از مسئول مربوطه درباره آن سؤال می‌شد و پاسخ، دوباره به دانشجو برمی‌گشت.

گاهی نتیجه یک پیگیری، تغییر فوری شرایط نبود؛ اما اینکه دانشجو بداند مسئله‌اش کجا مطرح شده، چه پاسخی برای آن وجود دارد و مسیر بعدی چیست، خودش می‌تواند بخشی از آرامش و اطمینان را به همراه داشته باشد.

همه‌چیز از یک پیام شروع می‌شد؛ روایت دو سال شنیدن و پیگیری دغدغه‌های دانشجویان در مفدا اراک

و گاهی همان موضوع، برای دانشجویان دیگری هم راهی برای بیان مسئله‌ای مشابه باز می‌کرد.

وقتی یک سؤال، پشتوانه چند تجربه می‌شود

موضوعات مربوط به وام و مسائل آموزشی هم بخشی از همین روایت بودند. گاهی دانشجو فقط یک پاسخ روشن می‌خواست؛ می‌خواست بداند چرا یک فرآیند به این شکل پیش رفته، درخواستش در چه مرحله‌ای قرار دارد یا برای ادامه کار باید چه مسیری را طی کند.

در دی‌ماه، بخشی از دغدغه‌های آموزشی دانشجویان بیشتر مطرح شد و مفدا تلاش کرد این پرسش‌ها را به مسئولان مربوطه منتقل کند و پاسخ آنها را به دانشجویان برگرداند.

همه‌چیز از یک پیام شروع می‌شد؛ روایت دو سال شنیدن و پیگیری دغدغه‌های دانشجویان در مفدا اراک

در چنین موقعیت‌هایی، شاید گرفتن یک پاسخ مشخص در نگاه اول اتفاق بزرگی به نظر نرسد؛ اما برای دانشجویی که مدت‌ها با یک ابهام زندگی کرده، گاهی همین پاسخ ساده می‌تواند بسیاری از سؤال‌های دیگر را کنار بزند.

دانشجویی که فقط برای خودش حرف نمی‌زد

گاهی پیام یک دانشجو درباره خودش نبود.

یکی از دانشجویان دغدغه اسراف آب را مطرح کرد؛ موضوعی که شاید در میان انبوه مسائل روزمره، کوچک به نظر برسد، اما پشت آن یک نگاه مسئولانه وجود داشت. دغدغه‌ای درباره چیزی که متعلق به همه بود.

این نوع پیام‌ها یادآوری می‌کردند که دانشجو فقط زمانی مطالبه‌گر نیست که مشکلی برای خودش پیش آمده باشد. گاهی یک دانشجو برای مسئله‌ای حرف می‌زند که شاید منفعت مستقیمی برای خودش نداشته باشد، اما احساس می‌کند نباید از کنار آن بی‌تفاوت گذشت.

همین صداهاست که تصویر واقعی‌تری از فضای دانشگاه می‌سازد.

گاهی یک تصویر، ادامه یک مطالبه است

همه روایت‌ها قرار نبود فقط در قالب متن و خبر باقی بمانند. بعضی دغدغه‌ها به اینفوگرافیک و محتوای تصویری تبدیل شدند؛ محتواهایی که تلاش می‌کردند یک موضوع را ساده‌تر و روشن‌تر به دانشجویان بیشتری نشان دهند.

همه‌چیز از یک پیام شروع می‌شد؛ روایت دو سال شنیدن و پیگیری دغدغه‌های دانشجویان در مفدا اراک

گاهی مسئله‌ای از یک پیام خصوصی شروع می‌شد و بعد در قالب یک اینفوگرافیک در معرض دید تعداد بیشتری از دانشجویان قرار می‌گرفت. به این ترتیب، حرفی که شاید ابتدا فقط یک نفر آن را مطرح کرده بود، فرصت پیدا می‌کرد شنیده شود و درباره آن گفت‌وگو شکل بگیرد.

برای تیم مفدا، این هم بخشی از مطالبه‌گری رسانه‌ای بود؛ اینکه یک دغدغه فقط ثبت نشود، بلکه به شکلی روایت شود که دیگران هم بتوانند آن را ببینند و درباره‌اش فکر کنند.

«پنجشنبه‌های مفدایی»؛ جایی برای شنیدن بی‌واسطه

اما همه حرف‌ها در پیام‌ها گفته نمی‌شدند. «پنجشنبه‌های مفدایی» فرصتی بود برای اینکه این فاصله کمتر شود؛ برای اینکه دانشجو روبه‌روی تیم مفدا بنشیند و بدون واسطه از چیزی بگوید که ذهنش را درگیر کرده است.

بعضی وقت‌ها یک موضوع در چند جمله مطرح می‌شد، اما ادامه گفت‌وگو نشان می‌داد پشت آن، حرف‌های بیشتری وجود دارد. گاهی مسئله‌ای که در ابتدا شخصی به نظر می‌رسید، ابعاد جمعی پیدا می‌کرد و گاهی یک گلایه ساده، ما را با بخشی از دغدغه‌های روزمره دانشجویان آشنا می‌کرد که شاید در هیچ گزارش رسمی دیده نمی‌شد.

همه‌چیز از یک پیام شروع می‌شد؛ روایت دو سال شنیدن و پیگیری دغدغه‌های دانشجویان در مفدا اراک

برای یک رسانه دانشجویی، این شنیدن مستقیم ارزش زیادی دارد؛ چون هیچ چیز جای شنیدن حرف دانشجو از زبان خودش را نمی‌گیرد.

آنچه باقی می‌ماند، فقط خبر نیست

اگر بخواهیم از دستاوردهای این دو سال حرف بزنیم، شاید نباید فقط سراغ تعداد خبرها و گزارش‌ها برویم. بخشی از مهم‌ترین اتفاق‌ها در جایی رخ دادند که شاید در هیچ آماری دیده نشوند.

در لحظه‌ای که یک دانشجو بالاخره پاسخ سؤالش را گرفت. در زمانی که موضوعی از یک نفر فراتر رفت و مشخص شد چند دانشجوی دیگر هم با آن مواجه‌اند. وقتی یک درخواست به مسئول مربوطه رسید و مسیر بررسی آن روشن شد. یا زمانی که یک دغدغه در قالب یک محتوای رسانه‌ای به گوش دانشجویان بیشتری رسید.

این‌ها شاید اتفاق‌های کوچکی به نظر برسند، اما برای کسی که آن طرف ماجرا ایستاده، کوچک نیستند.

گاهی پشت یک سؤال ساده، مدت‌ها انتظار وجود دارد؛ پشت یک گلایه، خستگی و سردرگمی؛ و پشت یک درخواست، امید به اینکه کسی واقعاً آن را دنبال کند.

مفدا؛ کنار دانشجو، نه به جای مسئول

در تمام این مسیر، مفدا قرار نبود جای مسئول تصمیم بگیرد. قرار نبود برای موضوعی که اختیار آن را ندارد، وعده بدهد یا نتیجه‌ای را پیش از مشخص شدن اعلام کند.

نقش مفدا ساده‌تر و در عین حال مهم بود: شنیدن حرف دانشجو، رساندن درست آن به مسئول مربوطه، دنبال کردن پاسخ و برگرداندن آن به دانشجو.

حتی وقتی موضوعی خارج از حوزه معاونت فرهنگی و دانشجویی بود، تلاش شد دانشجو فقط با یک «این موضوع مربوط به ما نیست» مواجه نشود و در صورت امکان، مسیر ارتباط با مسئول یا مجموعه مرتبط پیدا شود.

چون گاهی چیزی که دانشجو نیاز دارد، فقط حل شدن یک مسئله نیست؛ اینکه بداند حرفش شنیده شده، مسئله‌اش نادیده گرفته نشده و کسی برای رساندن آن به مسیر درست تلاش کرده است، خودش اهمیت دارد.

دو سال؛ دو سال از جنس آدم‌ها

وقتی به این دو سال نگاه می‌کنیم، آنچه بیشتر از تیترها و محتواها در ذهن می‌ماند، آدم‌ها هستند.

دانشجویی که از غذای دانشگاه گلایه داشت. دانشجویی که از شرایط خوابگاه گفت. کسی که درباره وام سؤال داشت. دانشجویی که دغدغه آموزشی‌اش را مطرح کرد. کسی که اسراف آب برایش مهم بود. دانشجویی که به دلیل شرایطش نمی‌توانست حضوری مراجعه کند و از طریق فضای مجازی به مفدا پیام داد.

همه‌چیز از یک پیام شروع می‌شد؛ روایت دو سال شنیدن و پیگیری دغدغه‌های دانشجویان در مفدا اراک

هرکدام با یک مسئله آمدند؛ اما هرکدام بخشی از تصویر واقعی زندگی دانشجویی را با خود آوردند.

شاید روایت دو سال فعالیت مفدا اراک را نتوان در چند جمله خلاصه کرد؛ اما می‌توان گفت در تمام این مدت، تلاش بر این بود که پشت هر پیام، یک انسان دیده شود، نه فقط یک موضوع.

و شاید معنای واقعی یک رسانه دانشجویی هم همین باشد؛ اینکه میان دانشجو و مسئول، جایی برای شنیده شدن وجود داشته باشد؛ جایی که یک سؤال گم نشود، یک دغدغه بی‌پاسخ نماند و یک صدای کوچک، اگر حرفی برای گفتن دارد، فرصت شنیده شدن پیدا کند.

برای این روایت، بهتر است تیتر روایت‌محور و انسانی باشد و لید هم در عین حرفه‌ای بودن، مفهوم «پیام → پیگیری → پاسخ» را منتقل کند.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.