جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۰

۲۶ و ۲۷ مردادماه؛ سالن امام جواد وزارت بهداشت؛

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

روز نخست دهمین سالگرد تأسیس مفدا

ده سال گذشت. ده سالِ تمام که «مفدا» نه فقط یک نام، که یک جریان بود. جریانِ صدای دانشجو، جریانِ دغدغه‌هایی که در راهروهای دانشگاه‌ها شکل می‌گرفت و در قاب رسانه جان می‌گرفت، از تلاش برای دیده‌شدنِ آن‌چه در متن زندگی دانشگاهی می‌گذرد. این‌بار اما قصه فقط قصه‌ی یک نشست نبود؛ بازخوانیِ یک دهه ایستادن در میدانِ روایت بود. مدیران مفدا از گوشه‌وکنار کشور آمده بودند و دانشجویانی که نبض رسانه‌ای دانشگاه‌های علوم پزشکی در دستانشان می‌تپید، کنار هم نشسته بودند تا از «ثبت رویداد» به «خلق روایت» پل برسند.

هنوز هیاهوی اول صبح آرام نگرفته بود که سالن یک‌صدا شد. نغمه‌ای شیرین و پرحرارت مثل یک سرود خانوادگی در فضا پیچید؛ زمزمه‌ای که کم‌کم اوج گرفت و دهان‌به‌دهان چرخید تا مرز میان مسئول و دانشجو را از میان بردارد:

«نگاه تازه؛ روایت نو؛ رسانه‌ای برای تو؛ مفدایی شو؛ همه منتظرتیم؛ مفدایی شو…»

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

این ترانه، فقط یک شعار موزون نبود؛ ضرب‌آهنگِ تپنده‌ی دو روز رفاقت، صمیمیت و همدلی بود.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

روز اول: گذار از «خبر» به «اثرگذاری» و میدان گفت‌وگوی بی‌پرده

روز اول با طعمِ تغییر آغاز شد. از همان ابتدا معلوم بود قرار نیست صرفاً چند سخنرانی پشت سر هم شنیده شود؛ قرار بود مسیر تازه‌ای ترسیم شود. مهندس امینی، مدیر مفدای وزارت بهداشت، پس از سلام و خوشامدگویی‌گرم با حضار، با صراحت از این گفت که دهه دوم مفدا باید از سطح خبر فراتر برود. پیام روشن بود: فقط خبرنویس بودن کافی نیست؛ باید راوی بود. راویِ دانشگاه، راویِ دانشجو، راویِ مسئله و راه‌حل.

اما بخش جذابی از این نشست، طراحیِ یک ساختارِ جدید بود؛ «صندلی‌هایِ داغِِ پرسشگری».

دانشجویان بدون هیچ پرده‌پوشی و تعارفی، چالشی‌ترین دغدغه‌ها و مطالبات خود را روی دایره ریختند. بعد از سخنرانی هر سخنران، ۵ سوال انتخاب می‌شد و از معاون وزیر تا سخنگوی دولت، هر که پشت تریبون قرار می‌گرفت، با سوالات چالشی و بی‌واسطه دانشجویان روبه‌رو می‌شد؛ و درست نقطه اوج زیبایی ماجرا همین‌جا بود: مسئولان نه تنها از تیغِ تندِ نقد فرار نکردند، بلکه با کمال صبوری، صداقت و آرامش، گوش شدند و تک‌تک پرسش‌ها را با شفافیت پاسخ دادند. بعد از آن، خودِ حضار، قاضی بودند! با أیِ جمعیِ دانشجویان، بهترین سوال انتخاب و برنده، جایزه‌ای می‌گرفت.

این یعنی مفدا، در دهه دوم خود، فقط تریبونِ انتقال پیام نیست؛ میدانِ گفت‌وگوست. میدانی که در آن، سؤال‌کردن ارزش دارد، مطالبه‌گری شنیده می‌شود.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

مفدا؛ پناهی برای یافتنِ خود در هیاهوی دانشگاه

در ادامه دکتر بابایی، مدیر کل فرهنگی وزارت بهداشت، مفدا را قطب‌نمایِ فرهنگیِ دانشجویی دانست که باید در مواجهه با سیلِ اطلاعاتِ امروز، پیشتاز باشد. در روایتِ او، مفدا برای آن دانشجویی که تازه از راه رسیده و در میانِ فضایِ ناآشنایِ دانشگاه به دنبالِ هویت است، نه یک رسانه‌ی رسمی، که یک دوستِ آگاه، یک راهنما و اولین آشنایِ جدی با فرهنگ و زیستِ دانشگاهی است؛ همانی که کمک می‌کند دانشجو بداند در کجایِ این اتمسفرِ تازه ایستاده است.»

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

وقتی مفدا از دیوارهای دانشگاه عبور می‌کند

نوبت دکتر حبیبی رسید؛ معاون فرهنگی‌و دانشجویی وزارت بهداشت. او نگاه را از حصارهایِ دانشگاه فراتر برد و مفدا را نه یک تریبونِ خبریِ محدود به چارچوبِ محیط‌های آکادمیک، که پلی استوار برای عبور از «دانشگاه» به سمت «جامعه» دید. او در سخنانش مفدا را معمارِ یک پیوندِ زنده دانست؛ پلی که اگر به درستی بنا شود، نه تنها اخبار، که ظرفیت‌ها، توانمندی‌ها و معنای واقعیِ زیستِ دانشجویی را به متنِ جامعه منتقل می‌کند.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

وبدا و مفدا؛ دو بال برای پروازِ روایتِ سلامت

در ادامه‌ی مسیر، دکتر کرمانپور، سکان‌دارِ روابط عمومی وزارت بهداشت، از یک ضرورتِ استراتژیک سخن گفت: پیوندِ «وبدا» و «مفدا». او این دو را نه دو نهادِ جداگانه، که دو بالِ یک پرنده برای پرواز به سوی روایتِ سلامت دانست. در نگاه او، «وبدا» بلندگویِ رسمی و ساختارمند است و «مفدا» زبانِ صمیمی و پویایِ دانشجو؛ و این دو اگر در هم تنیده نشوند، روایتِ سلامت ناقص می‌ماند. پیامی که او مخابره می‌کرد، ساده اما عمیق بود: سلامت، فقط عدد و گزارش نیست؛ سلامت، روایتِ زندگی است.»

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

مهمان ویژه؛ شوری که در سالن پیچید

با ورود سخنگوی دولت، فاطمه مهاجرانی، موجی از شور و حرارت تازه در رگ‌های سالن دوید. حضور او رسمیت‌های معمول را در هم شکست. پشت تریبون که ایستاد، مفدایی‌ها باز هم پرسش‌های چالشی و صریح خود را مطرح کردند؛ و مهاجرانی با گشاده‌رویی، متانت و صداقتی شنیدنی به عمق دغدغه‌ها پاسخ داد.

او با دست گذاشتن روی مفهوم حیاتیِ «شبکه‌سازی» یادآور شد که رسانه پیش از هر چیز، هنرِ اتصال قلب‌ها و اندیشه‌هاست: «شما نباید جزیره‌هایی دورافتاده و جدا از هم باشید. قدرت مفدا در تارهای نامرئیِ همین شبکه انسانی است؛ هر دانشجو در هر نقطه از ایران، یک نت از یک سمفونی باشکوه است که امید را به جامعه تزریق می‌کند.»

پایانِ این بخش، به یک جشن پر از لبخند و خاطره بدل شد. اهدای «کارت افتخاری خبرنگاری مفدا» به سخنگوی دولت، یک دعوت‌نامه بود برای ورود به دنیایِ دانشجویی؛ دعوتی برای دیدنِ جهان از دریچه‌ی دوربینِ فعالانِ رسانه‌ایِ مفدا. اما قشنگ‌ترین سکانس، هنگام عکس دسته‌جمعی ثبت شد؛ جایی که فاطمه مهاجرانی صمیمانه با مفدایی‌ها گرم گرفت و لبخندهایی که خستگی کار رسانه‌ای را شست و خاطره‌ای ماندگار در ذهن تک‌تک بچه‌های مفدا نشاند.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

تجلیل از راویانِ احساس؛ قابی که امید را ماندگار کرد

پس از گپ‌وگفت‌ها وپرسش‌ و پاسخ‌ها، نوبتِ درخشش کسانی بود که توانسته بودند بغض‌ها، ارادت‌ها و احساسات ناب دانشجویی را در قالب تصویر به شعر بدل کنند. آیین تجلیل از برگزیدگان رویداد «وداع با رهبر شهید» با حضور سخنگوی دولت برگزار شد؛ جایی که ۱۴ دانشگاه برتر علوم پزشکی روی صحنه آمدند. افتخار این جمع، نه به‌خاطر تنظیم گزارش‌های خشک و اداری، بلکه برای ثبتِ «لحظه‌های زیسته»، قاب‌های صادقانه و روایت‌های پرحرارتی بود که نشان داد مفدا نبض زنده، عاطفی و حقیقت‌جوی رسانه‌ای در دل دانشگاه است.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

فراتر از سالن؛ در قابِ لبخند و تجربه

سالن و سخنرانی‌ها و پرسشگری‌ها، تنها بخش‌های این رویداد نبودند. در حاشیه این نشست، زندگی و صمیمیت در جریان بود.

فاصله‌ی میان پنل‌ها با پذیرایی‌های صمیمانه‌ای پر می‌شد که بهترین بهانه برای گپ‌زدن‌های دوستانه بود. مدیران و دانشجویانی که شاید تا دیروز فقط نام یکدیگر را در گروه‌های مجازی دیده بودند، حالا از دو سرِ نقشه ایران کنار هم نشسته بودند؛ فاصله‌ها رنگ باخته بود، چراکه زبانِ مشترکشان «رسانه» بود و دغدغه مشترکشان «دانشجو».

بیرون از سالن، فضایی ساخته شده بود که خودش به یک قاب خاطره بدل شد؛ آینه‌ای زیبا با طرح اینستاگرام مفدا میزبان دانشجویان بود؛ با شعاری که روی آن می‌درخشید: «در مفدا هر دانشجوی یک رسانه است؛ مفدایی شو.»

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

مفدایی‌ها با ذوق و شوق، مقابل این قاب ایستادند، خندیدند، عکس گرفتند و لحظه‌هایی ساختند که دیگر فقط یک تصویر نبود؛ نشانه‌ای بود از تعلق، از هویت مشترک و از این حس که مفدا فقط یک ساختار اداری یا رسانه‌ای نیست، یک خانواده‌ی رسانه‌ای است.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

کمی آن‌طرف‌تر، یک تریبونِ شبیه‌سازی‌شده قرار داشت. بچه‌ها بی‌واسطه پشت آن می‌رفتند، میکروفون را در دست می‌گرفتند و با احساسات، شوخ‌طبعی و صمیمیت، از تجربه‌هایشان در مفدا، از سختی‌ها و شیرینی‌های کار رسانه‌ای و از معنایی که مفدا به زندگی دانشجویی‌شان داده، می‌گفتند و با شعار «مفدایی شو» دیگران را به این خانواده دعوت می‌کردند.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

وقتی تجربه، از پشت تریبون به دست‌های تازه رسید

بعدازظهر روز نخست، نوبت به روایتِ کسانی رسید که سال‌ها در متنِ خبر، تصویر و دغدغه‌های دانشجویی و رسانه‌ای ایستاده بودند.

مدیران برخی شعب مفدا، یکی‌یکی پشت تریبون آمدند تا از تجربه‌هایی بگویند که در دستورالعمل‌ها نوشته نشده است؛ از روزهایی که یک خبر با امکاناتی محدود جان گرفت، از چالشِ پیدا کردن سوژه میان هیاهوی دانشگاه، از شب‌هایی که برای رساندن یک روایت تا آخرین لحظه بیدار ماندند و از شیرینیِ دیده‌شدنِ تلاش یک دانشجو در قاب رسانه.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

پنل «انتقال تجربه» شبیه باز شدنِ یک صندوقچه پر از راه، خطا، آزمون و امید بود. هر سخن، چراغی می‌شد برای دانشجویی که شاید تازه دوربین یا قلمش را به دست گرفته و می‌خواهد راهش را در جهان رسانه پیدا کند.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

حتی پس از پایان بخش‌های اصلی، سفرِ مفدایی‌ها به پایان نرسید. بازدید از برج میلاد، فرصتی شد تا در کنار هم، فراتر از بحث‌های رسمی، خاطره بسازند و پیوندهای انسانی‌شان را مستحکم‌تر کنند؛ لحظاتی که شاید در عکس‌های رسمی نباشد، اما در قلبِ شرکت‌کنندگان ماندگار شد.

روز دوم؛ وقتی گفت‌وگو، شکلِ بلوغ گرفت

صبح روز دوم، فضا آرام‌تر به نظر می‌رسید، اما در عمقش، چیز مهم‌تری جریان داشت؛ نوعی بلوغِ گفت‌وگو. دیگر همه می‌دانستند این نشست فقط برای شنیدن چند سخنرانی نیست. حالا بحث بر سر این بود که مفدا در دهه دوم، چگونه می‌تواند از ثبت رویدادها فراتر برود و به رسانه‌ای برای روایتِ زندگی، امید و مسئولیت تبدیل شود.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

امیدی که در دانشگاه نفس می‌کشد

نخستین واژه روز دوم را دکتر دیانی، مدیرکل دانشجویی وزارت بهداشت، با «امید» آغاز کرد؛ اما امیدی نه از جنس جمله‌های براق و شعارهای آماده. او از امیدی گفت که در متنِ زندگی دانشجویی ریشه دارد؛ در خوابگاه‌هایی که شب‌هایش با درس، دلتنگی و گفت‌وگوهای طولانی می‌گذرد، در صف غذا، در کلاس‌های پرجنب‌وجوش، در فاصله میان تماس کوتاه با خانواده و بازگشت به برنامه فشرده دانشگاه.

او یادآوری کرد که دانشگاه تنها ساختمانِ کلاس‌ها و آزمون‌ها نیست؛ دانشگاه، میدانِ زندگی است. جایی که دانشجو هم‌زمان درس می‌خواند، تجربه می‌کند، می‌خندد، خسته می‌شود، می‌ایستد و برای فردای خود و جامعه‌اش رؤیا می‌سازد.

این‌جا بود که نقش مفدا معنایی تازه پیدا می‌کرد؛ رسانه‌ای که اگر دقیق و نزدیک به زندگی باشد، می‌تواند آن بخشِ دیده‌نشده اما مهمِ زیست دانشجویی را به تصویر بکشد؛ همان لحظه‌هایی که شاید در میان خبرهای رسمی گم شوند، اما برای دانشجو، اصلِ ماجرا هستند.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

در عصر هوش مصنوعی؛ انسان را گم نکنیم

بعد نوبت دکتر جعفریان، جانشین وزیر بهداشت، رسید؛ با نگاهی که هم هشدار داشت و هم تأمل.

و از جهانِ پرسرعتِ هوش مصنوعی گفت؛ جهانی که در آن تولید محتوا، دسترسی به اطلاعات و ساختن تصویر، آسان‌تر از هر زمان دیگری شده است. اما پشت این آسانی، هشداری جدی نیز پنهان بود: مبادا در میان انبوه داده‌ها، سرعت انتشار و هیجانِ دیده‌شدن، «انسان» گم شود.

پیام او روشن بود؛ هیچ الگوریتمی، هرچقدر دقیق و هوشمند، نمی‌تواند جای قضاوت انسانی را بگیرد. همان قضاوتی که می‌فهمد کجا باید مکث کرد، کجا باید پرسید، کجا باید حقیقت را از شایعه جدا کرد و کجا اخلاق را بر سرعت ترجیح داد.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

خبر، وقتی ماندگار می‌شود که قصه داشته باشد

دکتر هادی خانیکی، استاد ارتباطات، از دریچه‌ای دیگر به این مسیر نگاه کرد. او از ارتباط، نه صرفاً به‌عنوان انتقال پیام، بلکه به‌عنوان خلقِ «اثر» سخن گفت؛ از اینکه چگونه یک روایتِ خوب می‌تواند یک اتفاقِ معمولی را به تجربه‌ای ماندگار بدل کند.

تأکید او بر قصه‌گویی، دعوتی بود برای انسانی‌تر کردن رسانه. اینکه خبر، تنها مجموعه‌ای از زمان، مکان، نام‌ها و آمارها نباشد؛ بلکه بتواند آدم‌ها، احساس‌ها، مسئله‌ها و امیدهای پشت هر رویداد را نیز ببیند و به مخاطب نشان دهد.

گویی پیام او به مفدایی‌ها این بود: اگر می‌خواهید روایتتان خوانده شود، دقیق‌بودن لازم است؛ اما کافی نیست. رسانه باید بتواند به دل مخاطب راه پیدا کند؛ باید در کنار اطلاع‌رسانی، حسِ همراهی بسازد. باید از میانِ جزئیاتِ به‌ظاهر ساده، قصه‌ای بیرون بکشد که در ذهن بماند.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

رسانه در عصر هوش مصنوعی؛ تمرینِ درست اندیشیدن
در میان گفت‌وگوهای نشست دهمین سالگرد تأسیس مفدا، دکتر طاهره چنگیز، معاون آموزشی وزارت بهداشت، از مهارتی گفت که امروز برای هر فعال رسانه‌ای ضروری است: تفکر نقاد.
او از اهمیت گفت‌وگو و «بیان» در رشد فردی گفت و یادآور شد که در عصر هوش مصنوعی و انفجار اطلاعات، رسانه‌گر باید بتواند درست را از نادرست و استدلال صحیح را از ادعای بی‌پایه تشخیص دهد.
دکتر چنگیز تأکید کرد دانشجویان علوم پزشکی، در کنار تحصیل، باید برای بلوغ فکری و تقویت توانمندی‌های خود نیز تلاش کنند. او نشست‌ها و کارگاه‌های مفدا را فرصتی برای تعامل، یادگیری و ارتقای مهارت‌های رسانه‌ای دانست و در پایان، با لحنی صمیمی گفت: «خوشحال هستم در کنار نسل جوان، خداوند به من فرصت آموختن داد.»

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

سلامت، وقتی انسانی می‌ماند که کرامت در آن دیده شود

حجت‌الاسلام میراحمدی نیز، نخِ اخلاق را به تار و پودِ این گفت‌وگو افزود. او از رسانه در حوزه سلامت گفت؛ رسانه‌ای که مسئولیتش فقط بازتاب بیماری‌ها، درمان‌ها و دستاوردهای پزشکی نیست، بلکه باید از کرامتِ انسان نیز پاسداری کند.

در روایتِ سلامت، بیمار تنها یک پرونده یا یک آمار نیست؛ انسانی است با نگرانی‌ها، امیدها، خانواده و حقِ برخورداری از احترام. این نگاه اخلاق‌محور، یادآور شد که در شتابِ خبر و جذابیتِ تیتر، نباید شأن انسان فراموش شود. سلامتِ معنوی و اخلاق پزشکی، بخشِ حاشیه‌ایِ روایت سلامت نیست؛ بخشی از قلبِ آن است.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

مطالبه‌گری؛ از گلایه تا راه‌حل

اوج روز دوم، سخنان دکتر ظفرقندی، وزیر بهداشت بود. در این بخش، لحن جلسه از تأمل به صراحت نزدیک‌تر شد. او از بهبود مستمر کیفیت گفت؛ از اینکه دانشگاه و نظام سلامت، اگر بخواهند پیش بروند، باید همواره خودشان را نقد کنند، مطالبه‌گر بمانند و از توقف در گلایه، به سمت حل مسئله حرکت کنند. سخنان او بیشتر از آنکه یک توصیه اداری باشد، یادآوریِ یک منش بود: اینکه مطالبه‌گری، وقتی ارزشمند است که به راه‌حل برسد.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

بخش پرسش‌وپاسخ با حضور وزیر، یکی از زنده‌ترین لحظه‌های روز دوم بود؛ جایی که صداها مستقیم، بی‌واسطه و دانشجویی شنیده شد. پرسش‌ها از دلِ دغدغه‌های واقعی آمدند و پاسخ‌ها، از جنس روبه‌روشدن با همان دغدغه‌ها بود. در همین گفت‌وگوها، خبر افزایش دوبرابری حقوق دستیاران و رشد ۶۷ درصدی دریافتی پرستاران هم مطرح شد؛ خبری که برای بسیاری از حاضران، فقط یک عدد نبود، بلکه نشانه‌ای بود از آنکه گاهی سؤال درست، می‌تواند مسیرِ شنیده‌شدنِ یک مطالبه را باز کند.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

این، شاید یکی از مهم‌ترین پیام‌های روز دوم برای مفدا بود: رسانه دانشجویی می‌تواند پرسشگر باشد، باید پرسشگر باشد؛ اما پرسشگریِ اثرگذار، آن است که در کنار بیان درد، برای یافتن درمان نیز قدم بردارد.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

وقتی وزیر هم یک «مفدایی» شد

در میان اتفاق‌های به‌یادماندنی آن روز، نوبت به لحظه‌ای رسید که حال‌وهوای سالن را شیرین‌تر کرد؛ کارت خبرنگاری مفدا به دکتر ظفرقندی، وزیر بهداشت، اهدا شد.

این کارت، نشانه‌ای نمادین از پیوند میان مدیران و دانشجویان بود؛ میان آن‌هایی که سوژه خبرند و آن‌هایی که روایتش می‌کنند. وزیر بهداشت برای لحظاتی، از جایگاه رسمی خود فاصله گرفت و در جمع خانواده مفدا، عنوانی تازه پیدا کرد: یک خبرنگار افتخاری، یک همراه رسانه‌ای و یک «مفدایی» دیگر.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

درخشش و تقدیر

بخش بعدی برنامه به تجلیل از برگزیدگان رویداد «روایت یک دیدار ۲» با محوریت اربعین اختصاص یافت؛ رویدادی که جلوه‌هایی از روایت‌های تصویری، تجربه‌های شخصی و نگاه دانشجویی و انسانی به این آیین بزرگ را گرد هم آورده بود.

در بخش آلبوم تصویری این رویداد مفدا مازندران در بین برگزیده‌ها قرار داشت. افتخاری ارزشمند که نشان داد نگاه دقیق، تصویرِ درست و روایتِ انسانی، همچنان می‌تواند در میان انبوه قاب‌ها بدرخشد.

پس از مراسم تقدیر، همه اعضای خانواده مفدا در کنار هم ایستادند تا عکسی دسته‌جمعی ثبت شود؛ اما آن قاب، فقط تصویری برای بایگانی یک مراسم نبود. در آن، دانشجویان و مدیران و کارشناسان رسانه‌ای، شانه‌به‌شانه یکدیگر ایستاده بودند؛ کنار هم، همچون خانواده‌ای که دو روز را با گفت‌وگو، یادگیری، پرسش، رفاقت و امید پشت سر گذاشته است.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

وقتی مفدا، لباس تازه‌ای به تن کرد

در پایان جشنِ ده‌سالگی، لحظه‌ای رسید که مفدا از خاطره‌ها فاصله گرفت و رو به آینده ایستاد؛ لحظه‌ای برای رونمایی از قالب جدید سایت مفدا، ربات مفدا در پیام‌رسان‌های بله و تلگرام و کارت شناسایی خبرنگاران فعال مفدا.

گویی مفدا، پس از ده سال تجربه و آزمون، تصمیم گرفته بود لباس تازه‌ای به تن کند؛ چهره‌ای نو برای آنکه خبرها را روان‌تر، روایت‌ها را جذاب‌تر و فاصله میان دانشجو و رسانه را کوتاه‌تر کند. سایت جدید، ویترین تازه این خانواده رسانه‌ای است؛ ربات مفدا، راهی سریع و همیشه‌دردسترس برای آنکه اخبار و روایت‌های دانشجویی، بی‌واسطه‌تر به مخاطبان برسند؛ و کارت شناسایی خبرنگاران فعال مفدا که قرار نیست فقط نام و عکس صاحبش را معرفی کند؛ قرار است هویت نسلی را به رسمیت بشناسد که با یک تلفن همراه، دوربین و قلم، نبض دانشگاه را ثبت می‌کند و داستان‌های کمتر دیده‌شده آن را به گوش دیگران می‌رساند.

و در پایان، هدایایی که به مدیران، کارشناسان و دانشجویان فعال اهدا شد، فقط یک هدیه نبود؛ نشانه‌ای بود از اعتماد به نسلی که قرار است با گوشی‌های همراه، دوربین‌ها، میکروفن‌ها و ایده‌های تازه‌شان، فردای رسانه دانشگاهی را بسازند.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

مفدا؛ خانه‌ای برای روایت فردا

روز دوم با این پیام به پایان رسید که مفدا در ده سالگی، از یک نهالِ رسانه‌ای به درختی تناور تبدیل شده است. ازخنده‌هایِ مشترک در برج میلاد، تا جدی‌ترین بحث‌هایِ ساختاری در سالنِ همایش، همه چیز گواه بر این بود که مفدا، خانه‌یِ رسانه‌ایِ دانشجویان است.

از سکوی «خبر» تا میدانِ «روایت»؛ گزارش روایتی از دهمین سال‌گشتِ مفدا

ده سال گذشت؛ ده سال از روزی که مفدا متولد شد تا صدای دانشجو را جدی‌تر و حرفه‌ای‌تر به گوش برساند. حالا در آستانه دهه دوم، مسیر روشن است: گذار از سکویِ خبر به میدانِ روایت؛ از بیانِ مسئله به جست‌وجویِ راه‌حل؛ و از دیده‌شدن، به اثرگذاری.

مفدا، ده‌ساله شد؛

و این داستان ادامه دارد…

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.