جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۸

در گفتگویی متفاوت با دانشجوی زیارت اولی دانشکده علوم پزشکی گراش عنوان شد ؛

هر شخصی با هر طرز تفکر و هدفی اگر پا به سفر اربعین بگذارد، قطعا بهره ای متناسب با ظرفیتش خواهد برد

سعید کاظمی

در حین مسیر مخصوصا وقتی چند ساعت مداوم راه رفتم و اثرات تاول و پادرد به اوج خودش رسید در کمال تعجب بدون توقف آنچنانی به مسیرم ادامه می دادم و چه بسا در اکثر مسیر نفر اول کاروان به مقصد از قبل تعیین شده می رسیدم و حس می کنم نیروی محرکه من در این مدت همان انگیزه معنوی و عنایت اهل بیت بوده است که اگر غیر این بود قطعا در طول این مسیر طولانی کم می اوردم.

با پایان یافتن سفر زیارتی پیاده روی اربعین دانشجویان دانشکده علوم پزشکی گراش، با سعید کاظمی (دانشجوی رشته پزشکی) که برای اولین بار به این سفر زیارتی رفته بود، گفتگویی متفاوت انجام دادیم که شرح آن را در زیر بخوانید :

«سفر دانشجویی همیشه طعم و عطر خاصی دارد. وقتی دغدغه‌های درسی و استرس‌های امتحان را پشت سر گذاشتی و با هم‌ دانشگاهیات در این اقیانوس جمعیت غرق شدی، بزرگ‌ترین درسی که از “کلاسِ اربعین” (خارج از فضای دانشکده) گرفتی چه بود؟»

خب بنا به شرایطی مدت زیادی (تقریبا ۹ سال) بود که سفر نرفته بودم و بخاطر حجم زیاد امتحانات و درس ها فشار مضاعفی روی دوشم احساس می کردم و به یک سفر نیاز مبرم داشتم و چه سفری بهتر از سفر اربعین که باعث لذت و سبکی روح و جسم میشود. مهمترین درس هایی که در این سفر گرفتم عبارتند از:
۱)همدلی بین اقشار مختلف مردم: در این سفر بارها شاهد کمک و مساعدت زائرین به یکدیگر بودم. مردم عراق و زائرین سایر کشورها در سختی های سفر به یکدیگر کمک می کردند از جمله: اسکان زائرین؛ پخش مواد غذایی؛ دستگیری و مراقبت از سالمندان و کودکان؛ پرسیدن آدرس و...
۲) بخش اعظم فیض سفر بخاطر سختی های راه است: این جمله را ده سال پیش از یکی دوستان که سفر اربعین رفته بود شنیدم آن زمان درکش نکردم منظورشون این بود که اغلب لذت معنوی این سفر مربوط مسیر پیاده روی هستش نه صرفا لحظه ای که دستمان به ضریح اباعبدالله برسد یا لحظه ای که در بین الحرمین حاضر شویم
این مطلب رو با تمام وجودم در این سفر درک کردم. طی مدت پیاده روی خیلی بیشتر از لحظات حضور در حرم به مسائلی از قبیل جایگاه عظیم ائمه در وحدت بین مردم؛ محبوبیت جمهوری اسلامی و ایرانیان در بین سایر مسلمانان جهان؛ ارتباط دلی مردم با اباعبدالله که واقعا مثال زدنی بود و سایر مشاهدات دیگر که کم نیستند، پی بردم. خلاصه آنکه اگر فرضا به صورت هوایی و در زمانی غیر از اربعین مشرف می شدم اینقدر حظ معنوی شامل حالم نمیشد.

«خیلی‌ها فکر می‌کنند اربعین فقط یک پیاده‌روی است. تو به عنوان یک قشر تحصیل‌کرده، اگر بخواهی این “پدیده” را در یک جمله برای کسی که تا به حال این فضا را تجربه نکرده تعریف کنی، چه می‌گویی؟»
در حد ظرفیت اندک من نیست که حق این سوال را ادا کنم ولی فقط می توانم بگویم اولا باید مثل من تجربه اش کنید تا اندکی قابل درک باشد. دوما اربعین یک پدیده ای هستش که هیچ حد و مرزی ندارد نه حدی برای آرامشی که به زائر می دهد و نه محدودیتی برای اینکه چه کسی می تواند ازین سفر بهره مند شود. تاکید میکنم هر شخصی با هر طرز تفکر و هدفی اگر پا به این سفر بگذارد قطعا بهره ای متناسب با ظرفیتش خواهد برد. اربعین یک پدیده بینهایت است که هیچ حد و مرزی ندارد.

«وقتی برای اولین بار گنبد حرم را دیدی، اولین “تشخیص” ذهنی‌ات چه بود؟ نه تشخیص پزشکی، بلکه آن چیزی که در قلبت به عنوانِ آرامشِ نهایی شناسایی شد؟»
رسیدن به مقصد و هدف همواره شیرین و آرامش بخش است بعنوان مثال وقتی یک دانش آموز یک سال تمام یا بیشتر به طور مداوم درس می خواند و انواع لذت ها را بر خود حرام کرده و سختی ها را تحمل می کند فقط یک چیز است که می تواند پاداش تلاش هایش را بدهد آن هم دیدن تصویر کارنامه قبولیش در روز اعلام نتایج کنکور استو در اربعین هم زوار بعضا هزاران کیلومتر را به صورت پیاده و سواره طی می کنند تا به حرم اباعبدالله برسند و این رسیدن باعث التیام و فراموشی سختی راه می شود.

«در طول مسیر، حتماً صحنه‌هایی از خستگی، تاول‌های پا، یا کمک‌های مردمی را دیدی. اگر بخواهی از نگاه یک دانشجو که آناتومی بدن و فیزیولوژی خستگی را می‌شناسد، “مقاومت و توانِ روحی” زائران را تحلیل کنی، چه چیزی تو را بیشتر از همه شگفت‌زده کرد؟»
من و برخی همسفرانم مصداق بارز زواری بودیم که دچار این مشکل شده بودیم ولی این مسئله ابدا از هدف و مسیری که داشتیم منصرفمان نکرد اگرچه در برخی مواقع سرعت حرکتمان کندتر می شد ولی ذره ای خلل در عزم ما ایجاد نکرد در حالیکه اگر در سفری غیر از اربعین بود این مشکلات چه بسا مانع از ادامه مسیر و پشیمان شدن ما می شد.

«آیا در این سفر، لحظه‌ای بود که نگاهِ “پزشک‌محور” تو (نگاه به بدن به عنوان یک ماشین بیولوژیک) در برابرِ بزرگیِ این مسیر کم بیاورد یا تغییر کند؟
حقیقتا قبل از شروع سفر دوستانی که سالهای قبل مشرف شده بودند هشدار داده بودند که بدلیل گرمای بیش از حد هوا و طولانی بودن مسیر ممکن است از اواسط راه قادر به ادامه مسیر نباشم و طبق شناختی که از خودم داشتم این فرضیه برایم خیلی دور از واقعیت نبود اما در حین مسیر مخصوصا وقتی چند ساعت مداوم راه رفتم و اثرات تاول و پادرد به اوج خودش رسید در کمال تعجب بدون توقف آنچنانی به مسیرم ادامه می دادم و چه بسا در اکثر مسیر نفر اول کاروان به مقصد از قبل تعیین شده می رسیدم و حس می کنم نیروی محرکه من در این مدت همان انگیزه معنوی و عنایت اهل بیت بوده است که اگر غیر این بود قطعا در طول این مسیر طولانی کم می اوردم.

«اگر بخواهی “کوله پشتیِ” این سفر را باز کنی، به جز وسایل شخصی، چه چیزهایی (تغییر، تجربه و ... ) را با خودت به ایران برگرداندی؟»
بنده قبل از سفر یک سری فرضیاتی در ذهنم داشتم که پس از بازگشت از سفر این فرضیه ها برایم اثبات شد از جمله؛
۱) عشق به اهل بیت عامل وحدت مردم است.
۲) دیدگاه کشورهای همسایه نسبت به ایرانیان و جمهوری اسلامی؛ برخلاف آنچه که رسانه های ضدنظام مطرح میکنند؛ بشدت مثبت است.
۳) برای ابراز عشق به امام حسین حتما نیاز به سرمایه آنچنانی و موکب زدن نداریم و چه بسا میتوان با انجام کارهای بسیار ساده تر مثل پخش لیوان یکبار مصرف یا آب خنک بین زائرین، عشق خودمان را اثبات کنیم.
۴) بنده پس از بازگشت از سفر سعی میکنم با اصلاح رفتارم به عنوان یک محب اهل بیت مایه افتخار این سلاله طیبه باشم انشالله.

«سخن آخر»
سخنم را با حدیثی از امام حسین و امام صادق علیهما السلام در وصف امام زمان (عج) مزین و مختوم میکنم؛
قالَ الحسینُ(ع): لو اَدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ اَیّامَ حَیاتی
امام حسین (و صادق(ع)) میفرماید: اگر من زمان ظهور امام مهدی(عج) را درک می کردم (و در زمان حکومت ایشان زنده بودم) تا آخر عمر خدمتگذاری او را میکردم.

ببینید چقدر امام زمان منزلت دارد که دو امام قبل او آرزوی خدمت به ایشان را داشتند حالا همین امام زمان در پاسخ به سوال یکی از یاران خود(اسحاق ابن یعقوب) که در زمان غیبت باید به چه کسی مراجعه کنیم میفرماید:
وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ
علمای شیعه این حدیث را یکی از دلایل اثبات ولی فقیه می دانند و بر همه ما لازم است در زمان غیبت مطیع امر ولی فقیه باشیم که اگر در این مسیر قرار بگیریم قطعا در مسیر رضایت امام حسین و امام صادق و سایر اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته ایم. پس توصیه بنده بعنوان یک دوست و برادر این است که به پدیده اربعین صرفا به عنوان یک پیاده روی و عملی که صرفا یک هفته درگیر آن هستیم نگاه نکنند بلکه جهت گیری فکری خود را نیز در مسیر رضایت امام حسین که صد البته همان مسیر اطاعت از ولی فقیه (در زمان فعلی این ولایت بر عهده حضرت آیت الله امام خامنه ای حفظه الله) است همسو کنیم و در این صورت است که شور حسینی با شعور حسینی همراه خواهد شد انشالله.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.