#دلنوشته_ ارسالی | آقای شهیدم
حالا که بعد از گریه های فراوان، ناامیدی های پشت سر هم و دلتنگی های بی انتها تکیه به صندلی اتوبوس همدان-قم داده ام، بغضی گلویم را فشار میدهد که زورم نمیرسد همانجا نگهش دارم و نگذارم اشک چشم هایم شود.
«کاش این اولین و آخرین دیدار ما نبود» سر صبح این جمله را در یکی از کانال ها دیدم و اشک در چشمم حلقه زد.
برای اولین دیداری که بدل به آخرین شد، برای اولین دیداری که با توسل های من و مادر و خواهرم بالاخره واقعی شد. من اما خیلی قبلتر ها دوست داشتم به دیدنتان بیایم، نه تنها من بلکه تمام خانوادهام؛ اشتیاق پدرم قطعا بیشتر بوده است، آنقدر که دوباری خواب شما را دیده است و در خواب در جوارتان بوده.
اما امان از مسئولیت ها که دست و پایش را بست و نگذاشت برای آخرین بار با پیکرتان خداحافظی کند.
اگر کسی از من سوال کند چرا شما را آنقدر دوست دارم که حالا در فراقتان چشمه اشکم خشک نمیشود و هر زمان اسم شما به چشم یا گوشم میخورد قلبم متلاطم میشود، جواب های بسیاری دارم، بسیار.
شاید برای بعضی ها شما فقط رهبر سیاسی یا تنها رهبر دینی بوده باشید، اما شما برای من همه چیز بودید، همه چیز. راهنمای زندگی از هم گسستهام و چراغ شب های ناامیدیام، خیلی وقت ها با فکر به صحبت های شما بود که خودم را جمع و جور میکردم و برای زندگیم تلاش میکردم.
سخنرانی های شما در سخت ترین شرایط کشور نوری را در دلم روشن میکرد و به آینده کشور امیدوار میشدم، اما امان از بدعهدی ها و مسئولینی که حرف شما را زمین میگذاشتند و همین باعث بدبینی های کسانی میشد که شمارا نمیشناختند. که اگر میشناختند طرفدار پروپاقرص شما میشدند.
با سخنرانی های شما بود که راهم را از میان اینهمه بیراهه پیدا میکردم، و مگر کسی خوش اقبال تر از من هم هست؟ که در زمانهی اینچنین اسطورهای روزگار گذراندم. به امید بودنش، نگاه پدرانه اش، کلام زندگی بخشش و تنها چند ساعت مهمان بیت شدن زندگی کردم.
برای از دست دادنتان عزادارم اما نمیگذارم این غم مرا ضعیف کند که این غم شریف است و عامل پیروزی.
و ما از میدان بر نمیگردیم مگر آن وقت که پیروز شده باشیم.
«ما به میدان خواهیم رفت و اگر منِ شخصی از میدان برنگردد و در آنجا شهید بشود، یقیناً جمعِ به میدان رفتهها از میدان برنمیگردد، مگر آن وقت که پیروز شده باشد»
- رهبر شهید
به امید دیدار، رهبر شهیدم
که به قول شهید سیدحسن عزیز:
ما به شهیدمان نمیگوییم خداحافظ
بلکه میگوییم به امید دیدار...
به امید دیداری همراه با پیروزی خون بر شمشیر...
به امید دیداری در شهادت...
به امید دیداری در کنار محبوبان...
ارادتمند شما، دختری از سرزمین نجیب زادگان شجاع
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵
ارسال نظر