در پنجمین بهار امامت، ستارهای در مدینه طالع شد که نسخهای کامل از علوی ترین تبار بود؛ ابو جعفر محمد بن علی الباقر (ع) که هم از دامان امام سجاد (ع) و هم از خاندان امام حسن مجتبی (ع) بالید. او که در رجب سال ۵۷ هجری چشم به جهان گشود، در مدت ۵۷ سال زندگی، «باقرالعلوم» شد؛ نه از آن رو که دانش را میگشود، که از آن رو که چشمههای معرفت را به روی تشنگان حقیقت میگشود. سرانجام در ذیالحجه ۱۱۴ هجری به شهادت رسید (ارشاد، ج۲، ص۱۴۶). او یگانه امامی است که از نسل هر دو سبط پیامبر (ص) است؛ «علویٌ من العلویین، هاشمیٌ من الهاشمیین». ائمه (ع) در گوهر امامت یکساناند، اما هرکدام آینه تمامنمای عصری خویشند. در این یاداشت، به چهار جلوه از زندگانیِ آفتابگون امام باقر (ع) مینگریم.
یکم: سلوک فردی؛ عرفان در نجوا و طهارت در سیمای بنده
امام باقر (ع) نه فقط عابدترین، که عارفترین چهرههای زمانه بود. ذکر «لا اله الا الله» همواره بر لب و نور هدایت در دل داشت. امام صادق (ع) میفرماید: «پدرم در همه حال، حتی هنگام غذا خوردن، یاد خدا میکرد و سحرگاهان ما را به نماز و عبادت تا طلوع آفتاب فرا میخواند» (اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۵۱)
در سفر حج، چون نگاهش به کعبه افتاد، چنان گریست که از اشک سجدهگاهش تر شد. به همراهی که از بغض بلندش هراسید، فرمود: «چرا گریه نکنم؟ شاید پروردگار به من نظر لطف کند و مرا به رحمتش بیاویزد» (ائمتنا، ج۱، ص۳۴)
آنچه او را از مدعیان زهد جدایی میبخشد، پرهیز از پشمینه پوشی و آلودگی است. او پاکیزهترین جامه را میپوشید، محاسن میگسترد، ناخن میگرفت و میفرمود: «ناخنها لانه شیطان (میکروب) است»؛ چندان که نزدیکانش، رخسارش را جوانتر از قامتش مییافتند. مسواک را چنان ارج مینهاد که میفرمود: «اگر مردم ارزش مسواک را میدانستند، آن را حتی در بستر خواب از خود جدا نمیکردند» (بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۹۲)
دوم: سلوک اجتماعی؛ همنشینی با فقرا در شبهای جمعه
او با آن ملکوت بلند، در کوچههای مدینه با مردم روزگار میگذراند.
امام صادق (ع) میفرماید: «پدرم با آنکه امکاناتش از دیگران کمتر بود، هر جمعه به نیازمندان کمک میکرد و میفرمود: پاداش صدقه در روز جمعه برتر است، چنانکه خود جمعه برتر از دیگر روزهاست» (اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۵۳). او برده آزاد میکرد، دینار میبخشید و دل شکستگان را به آغوش محبت میگرفت.
سوم: جهاد علمی؛ بنیانگذاری اجتهاد و دانشگاه
مکتب علمی چهارهزار نفره دانش در روزگاری که بنیامیه رو به زوال بود و فقیهانی چون ابوحنیفه و سفیان ثوری، قیاس و استحسان را جای سنت مینشاندند، امام باقر (ع) نهضتی علمی بنیاد نهاد.
او مدرسهای برپا کرد که چهارهزار نخبه در آن بالیدند؛ فقیه، مفسر و متکلمانی که بعدها مشعلدار تشیع شدند (رجال طوسی، ج۱، ص۲۱۱).
قواعدی چون استصحاب، تجاوز و فراغ، لاضرر و لاتعاد را پایهگذاری کرد که فقها پس از او، صدها صفحه در شرح هر یک نگاشتهاند. عرصه کلام و تفسیر را در حجاز، عراق و خراسان گستراند و با مناظره با پیشوایان مذاهب گوناگون، برتری منطق اهل بیت (ع) را به اثبات رساند (بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۵۷)
چهارم: سلوک سیاسی؛ سکوتِ هوشمندانه و زندهنگهداشتن عاشورا
او با ده خلیفه اموی و مروانی همروزگار بود؛ اما نه شورش کور کرد و نه تسلیم شد. با سکوتِ معنادار و بیانیههای کوتاه، مرز میان «تشیع ناب» و «تشیع جذبشده در خلافت» را روشن ساخت. او زیارت عاشورا را به یادگار نهاد تا پیوند «تولی» و «تبری» برای همیشه در رگهای شیعه جاری بماند.
تکیهگاه ناگسستنی؛ درسِ باقرالعلوم برای امروز مقاومت
آن شکافنده دریای دانش و عارفِ آسمانی، در کلامی کوتاه اما ژرفتر از هزاران تحلیل سیاسی فرمود: «مَن تَوَکَّلَ عَلَی اللّهِ لایُغلَبُ وَ مَنِ اعتَصَمَ بِاللّهِ لایُهزَمُ؛ هر که بر خدا توکل کند، مغلوب نشود، و هر که به خدا تمسک جوید، شکست نخورد». (جامع الأخبار، ص ۳۲۲)
این سخن امروز، در روزگاری که جبهه مقاومت با امواج سنگین دشمنیها، تحریمها، فتنههای نرم و تهاجمهای سخت روبروست، نه فقط یک نصیحت اخلاقی، که راهنما و راهگشای حقیقی است. در شرایط سیاسی کنونی، که گاه رسانههای دشمن، تصویر شکست را بر دیوار ذهنها نقاشی میکنند، کافی است یک لحظه به کلام باقرالعلوم (ع) بازگردیم. وعده او تخلفناپذیر است: نه مغلوب میشویم، نه شکست میخوریم؛ اگر توکل کنیم، اگر به خدا بچسبیم.
این، رمز ماندگاری مقاومت است. این، نسخه جاودانه پیروزی است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوْا وَ الَّذینَ هُمْ مُحْسِنُونَ» (نحل، ۱۲۸)
نتیجه؛ باقرُ العلوم از ماست
امام خمینی (ره) فرمود: «ما مفتخریم که باقرالعلوم بالاترین شخصیت تاریخ است؛ کسی جز خدا و رسول و ائمه (ع) مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد».
رهبر حکیم و شهید مان هم در این باب فرمودند: این بزرگوار که حدود هیجده سال دوران امامتشان طول کشید، الگوی کامل تلاش و مبارزه و مجاهدت خستگی ناپذیر و پُر از مشکلات برای اشاعه ی دین و کلمه ی حق و راه انداختن جریان فکری درست در دنیای آن روز بودند. هدفی که امروز ملت ایران برای آن تلاش می کند - یعنی زنده کردن سخن حق در دنیای مادّی و منحط و گمراه کننده و غرق در فساد - کاری است که امام باقر علیه السّلام یک تنه به کمک معدودی از اصحاب خود، در دنیای بزرگ آن روز اسلام انجام می داد.
این سیره عبادی، عرفانی، علمی، اجتماعی و سیاسی، برای جامعه علمی و ایمانی ایران اسلامی، نه یک روایت تاریخی، که یک «اسوه زنده» است؛
سرچشمه حیات طیبه و خیرِ پیاپی. باشد که از خوان گسترده دانش و کرامتش، نانی برگیریم و راهی به سوی نور.
«اللهم ارزقنا شفاعة محمد و آله الطاهرین آمین یا رب العالمین»
ارسال نظر