جنگ فقط جنگ نیست، تراژدی تاریخی از مظلومیتی بیصداست؛ صدایی از جنس کودک، مادر، پدر، وطن و خاک. صدایی برخاسته از بیگناهان تاریخ؛ بیگناهانی که نه نظامی بودند و نه شبه نظامی؛ مثل من و تو بودند؛ خانواده داشتند و زیر سقف یکی از ساختمانهای این شهر زندگی میکردند؛ بیریا و بیادعا. آنها هم بیخبر از همه جا در کانون گرم خانواده، دلخوش بودند به یکدیگر؛ به خواهر، برادر، پدر، مادر، پدربزرگ و مادربزرگ که به یکباره با بمباران مناطق مختلف، ترکشهای آن بر سر خود و عزیزانشان فرود آمد. ترکشهایی که این کانون گرم را فرو ریخت و دلخوشیهایشان را به خواب ابدی فرو برد.
در دل استان هرمزگان، شهر میناب که به عنوان یکی از قطبهای فرهنگی و آموزشی جنوب ایران شناخته میشود، مدرسه ابتدایی دخترانه «شجره طیبه» قرار دارد. این مدرسه، پناهگاهی امن برای دختران خردسال ۷ تا ۱۲ ساله بود؛ کودکانی معصوم که با آرزوهای بزرگ، هر روز با لبخند به کلاسهای درس میرفتند. اما در یکشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ (معادل ۲۷ فوریه ۲۰۲۶)، این مکان مقدس به صحنهای از جنایت هولناک تبدیل شد. حمله هوایی دو مرحلهای نیروهای آمریکایی و اسرائیلی، کلاسهای درس را به ویرانهای از خون و اشک بدل کرد. انفجار اول، دیوارها را لرزاند و انفجار دوم، جان هیچکس را در امان نگذاشت. طبق گزارشهای رسمی، ۱۶۸ دانشآموز، معلم و والدین به شهادت رسیدند و ۹۶ نفر مجروح شدند. این فاجعه، یکی از تلخترین صفحات تاریخ معاصر ایران را رقم زد.
شهدای مدرسه میناب، فراتر از یک حادثه، درس ایستادگی میدهند. آنها یادآور شهدای کربلا و دفاع مقدس هستند؛ کودکانی که در محراب دانش، قربانی شدند. این شهادت، مسئولیت سنگینتری بر دوش نسلهای آینده میگذارد: حفظ وحدت، تقویت آموزش و مقاومت در برابر استکبار. خانوادههای داغدار با صبر جمیل، الگویی برای امت اسلامی شدند. امروز، مدرسه شجره طیبه بازسازی میشود تا داستان شهدا در دل دیوارهایش زنده بماند.
این رویداد تلخ، ایران را متحدتر کرد و صدای مظلومیت کودکان را به گوش جهان رساند. شهدای میناب جاودانهاند و نامشان در تاریخ میدرخشد.
ارسال نظر