به گزارش مفدا لارستان؛ بیشک ترویج فرهنگ کتابخوانی، گامی اساسی در جهت ساختن جامعهای آگاه و سالم است و هفته کتاب و کتابخوانی، فرصتی است مغتنم تا بیش از پیش ارزش والای کتاب و تأثیر شگرف آن در توسعه فردی و اجتماعی را به یاد آوریم.
امسال این مناسبت، برای ما در دانشکده علوم پزشکی لارستان، جلوهای ویژهتر دارد، چرا که شهرستان اوز، به عنوان "پایتخت کتاب ایران" معرفی شده است.
به همین بهانه، میزبان یکی از فرهیختگان عرصه سلامت و قلم بودیم و با فرحان انتظام، مربی جوان کارآموزی بالینی پرستاری دانشکده علوم پزشکی لارستان و نویسنده ای اهل روستای کاریان و ساکن شهرستان اوز، پیرامون نقش کتاب در ارتقای سلامت اجتماعی، تجربه نویسندگی در دیار پایتخت کتاب و تألیفاتشان به گفتگو نشستیم.

آقای انتظام، با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، به عنوان یک فعال در حوزه سلامت و یک نویسنده، از دیدگاه شما، کتاب و کتابخوانی چه ارتباطی با شاخصهای سلامت جامعه دارد؟
- باور دارم که سلامت، مفهومی فراتر از نبود بیماری است و سلامت اجتماعی و سلامت روانی ارکان جداییناپذیر آن هستند. کتاب، ابزاری قدرتمند برای توسعهی فردی و اجتماعی است و مطالعه کتاب موجب افزایش سواد سلامت، کاهش استرس، تقویت مهارتهای تفکر انتقادی و ایجاد همدلی میشود. جامعهای که کتاب میخواند، جامعهای است که از نظر روانی توانمندتر است، بهتر میتواند در مورد سلامت خودش تصمیم بگیرد و در نهایت، هزینههای درمان کاهش مییابد. بنابراین، کتابخوانی یک سرمایهگذاری کمهزینه و پربازده برای تحقق سلامت همهجانبه است.
شهرستان اِوز، در سال ۱۴۰۴ به عنوان پایتخت کتاب ایران انتخاب شده است، به نظر شما این عنوان چه فرصتها و مسئولیتهایی برای نویسندگان و اهالی فرهنگ این دیار، از جمله خود شما، ایجاد کرده است؟
- انتخاب اوز به عنوان پایتخت کتاب ایران، یک افتخار ملی و یک تایید بر تلاشهای چندینساله فرهیختگان این خطه است. این عنوان یک فرصت طلایی است تا ظرفیتهای فرهنگی این شهرستان به هم وطنان معرفی شود. برای ما نویسندگان نیز مسئولیتی مضاعف ایجاد میکند که نه تنها در تولید محتوای باکیفیت و مؤثر بیشتر بکوشیم، بلکه در ترویج کتابخوانی در بین تمامی اقشار جامعه، به ویژه نسل جوان، پیشگام باشیم. این عنوان پایان راه نیست، بلکه آغاز مسیری است برای تثبیت اِوز به عنوان قطب فرهنگی جنوب ایران.
در مورد مجموعه کتابی که تألیف کردهاید، "تو می توانی"، برایمان بگویید، انگیزه اصلی شما از نوشتن این کتاب سه جلدی چه بود و چگونه میتواند به خوانندگان در مسیر رشد فردی کمک کند؟
- انگیزه اصلی من از نوشتن این مجموعه، دغدغهای بود که با آن روبهرو بودم، "ترس از تغییر و ناتوانی در برنامهریزی برای موفقیت". "کتاب تو میتوانی" در واقع یک نقشه راه عملی است، این مجموعه سه جلدی به مخاطب میآموزد که چگونه موانع ذهنی را کنار بزند، برای تغییر در زندگی شخصی و حرفهای خود برنامهریزی کند و با تقویت مهارتهای کلامی، ارتباطات مؤثرتری بسازد. در حوزه سلامت، این مهارتها برای یک پرستار یا هر کادر درمانی، به معنای ارائه خدمات بهتر و برقراری ارتباط عاطفی سالمتر با بیماران است.

به عنوان یک نویسنده که در حوزه علوم پزشکی نیز فعالیت دارد، آیا تأثیرپذیری از فضای کاریتان را در محتوای کتاب "تو می توانی" احساس میکنید؟ مثلاً نگاه بهداشتی یا جامعهنگر به مسائل؟
- قطعاً، تجربه مستقیم من از محیط سلامت، عمیقاً بر نگاهم در نوشتن این کتاب تأثیر گذاشته است. من سلامتی را تنها در تزریق آمپول یا نوشتن نسخه نمیبینم. یک جامعه سالم نیازمند افرادی است که از نظر روانی توانمند باشند، هدف داشته باشند و برای رشد خود برنامهریزی کنند. در مجموعه "تو میتوانی" سعی کردم مانند یک مربی سلامت عمل کنم که به جای درمان بیماری جسمی، به پیشگیری از ناخوشیهای روحی و رکود فکری میپردازد، این کتاب، در واقع واکسنی است برای ایمنسازی ذهن افراد در برابر افکار منفی و شکستها.
برای دانشجویان علوم پزشکی که ممکن است علاقهمند به نویسندگی باشند، اما جرأت یا راه شروع را نیابند، چه توصیهای دارید؟
- به این دوستان عزیز میگویم که شما به عنوان آینده سازان نظام سلامت، دارای گرانبهاترین سرمایه هستید، و آن داستانها و تجربیات انسانی شماست. از بیماران، از همکاران، از چالشهای سیستم سلامت و از شادیهای نجات یک زندگی، داستانهایی وجود دارد که تنها شما میتوانید آنها را روایت کنید. شروع کنید، حتی با یک وبلاگ شخصی ساده یا نوشتن خاطرات روزانه، نیازی نیست حتماً اولین اثر شما یک کتاب قطور باشد. موضوع را از حوزه تخصصی خودتان انتخاب کنید، نوشتن در مورد سواد سلامت، تجربیات بالینی یا چالشهای اخلاق پزشکی میتواند نقطه شروع درخشانی باشد و مهم ترین کار، شروع است.
و سوال پایانی، چشمانداز شما برای ترویج کتابخوانی در بین جامعه دانشگاهی علوم پزشکی و نیز عموم مردم چیست؟
- چشمانداز من، تبدیل کتاب به جزئی از سبک زندگی است، در محیط دانشگاهی، میتوان با تشکیل کلوپهای کتابخوانی بینرشتهای ویژه دانشجویان، معرفی کتابهای مرتبط با اخلاق حرفهای و ایجاد ارتباط موثر با بیمار و برگزاری جشنوارههای کتاب، فضایی پویا ایجاد کرد. برای عموم مردم نیز باید کتاب را از قفسه کتاب فروشیها به متن زندگی آورد، مثلاً با ایجاد ایستگاههای کتابخوانی در مراکز بهداشتی درمانی یا داروخانهها. ما در دانشکده علوم پزشکی میتوانیم پیشگام این حرکت باشیم و سلامت را با کتاب، معنا کنیم.
صحبتهای فرحان انتظام، بار دیگر نشان داد که کتاب، تنها یک کالای فرهنگی نیست، بلکه دارویی برای روح و عاملی برای ارتقای سلامت جامعه است. از ایشان بابت شناخت عمیق و دیدگاههای روشنگرشان سپاسگزاریم و برایشان در مسیر پربرگ و بار نویسندگی و فعالیتهای فرهنگی سلامتی، آرزوی موفقیت روزافزون داریم.

ارسال نظر