به گزارش مفدا، هاشمی رفسنجانی بعد از آزادی از زندان در اواسط سال ۵۷، به همراه یارانش هسته اوّلیه جامعه روحانیت مبارز را تشکیل داد. در همین روزها به پیشنهاد جامعه روحانیت مبارز شورای انقلاب تشکیل شد. که یکی از کمیتههای اصلی آن کمیته سوخت و اعتصاب بود. به طور خلاصه کارهای مهم انجام شده هاشمی از آزادی از زندان تا پیروزی انقلاب عبارتند از:
تشکیل رسمی جامعه روحانیت مبارز، تشکیل شورای انقلاب، اداره اعتصابات و راهپیماییها و حل مشکل سوخت در قالب هیأت اعزامی امام به مناطق نفتی و تشکیل ستاد استقبال و تأمین امنیت امام(ره)
تشکیل حزب جمهوری اسلامی
بعد از پیروزی انقلاب آیتالله هاشمی در دیدار با امام (ره) عنوان کرد که همه به این نتیجه رسیدهایم که نقص اساسی ما نداشتن حزب است. امام که تا آن زمان موافق تأسیس حزب نبودند، با ملاحظه نقش احزاب در آن زمان موافقت کردند. بدینسان مجوز تشکیل حزب جمهوری اسلامی صادر شد.
اولین ترور
هنوز چهار ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود که وی در تاریخ ۴/۳/۵۸ به عنوان یکی از افراد کلیدی امور انقلاب مورد سوء قصد و ترور قرار گرفت. مهمترین عامل نافرجام ماندن این ترور حساب شده مداخله به موقع و سریع سیده عفت مرعشی، همسر ایشان بود. امام (ره) به شکرانه سلامت او پیام تاریخی را صادر کرد که نشانگر عمق علاقه امام(ره) به هاشمی است. معظم له در پیام خود فرمودند: «جناب حجتالاسلام مجاهد متعهد هاشمی عزیز! مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد به رضاخان بگویید من زنده هستم. مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.»
انتخاب حضرت آیتالله هاشمی رفسنجانی از سوی امام (ره) جهت قرائت حکم نخستوزیری مرحوم بازرگان در کنار پیام امام به مناسبت سلامتی وی جایگاه ویژه ایشان نزد امام را مشخص ساخت.

وزارت کشور و مجلس
نظم سیستم اجرایی کشور بدلیل پیروزی انقلاب و استعفای دولت موقت کاملاً از بین رفته بود. در چنین شرایطی حسب فرمان امام (ره) وزارت کشور میبایست دو انتخابات حساس (اولین دوره ریاست جمهوری و مجلس اول) را برگزار نماید. ایشان دراولین روز سرپرستی وزارت کشور، سرعت در فعالیتهای فعلی وزارت کشور و فعالتر شدن شهربانی و ژاندارمری را در دستور کار قرار دادند:
همزمان با تهیه مقدمات انتخابات ریاست جمهوری، یک طرح ضربتی برای مقابله با ترور و اغتشاش را با همکاری سپاه پاسداران و کمیتههای انقلاب اسلامی اجرا کرد. ایشان با بیطرفی کامل انتخابات ریاست جمهوری را که منجر به انتخاب بنیصدر شد، برگزار کرد و پس از آن به دلیل کاندیداتوری اولین دوره مجلس شورای اسلامی از سرپرستی وزارت کشور استعفاد داد. پس از برگزاری انتخابات مجلس اول و انتخاب او به عنوان رئیس مجلس، دورنمایی از تثبیت نظام در سال ۵۹ آشکارگردید.
سال بحران
کشور در انتهای سال ۵۹ و اوایل سال ۶۰ وضعیت بسیار حساسی داشت. در این شرایط بحرانی هاشمی رفسنجانی با استفاده از اعتبار حقوقی و حقیقی خود ضمن تعدیل طرفین اختلاف، مسائل جاریه مملکتی را به طرق مختلف پیش میبرد. از جمله برای تقویت دیپلماسی کشور در واپسین روزهای سال ۵۹ و در شرایط نبود وزیر امور خارجه جهت جلوگیری از قطع پیوندهای فرهنگی و سیاسی کشور با سایر کشورها، بویژه کشورهای مسلمان و انقلابی، به ۴ کشور الجزایر، لیبی، سوریه و لبنان مسافرت کرد. این سفر دستاوردهای مؤثری در جهت شناساندن اهداف انقلاب به کشورهای مذکور بویژه جلب حمایت سوریه از جمهوری ایران در جنگ عراق علیه ایران داشت.
غائله بنیصدر
بنیصدر پس از رسیدن به پست ریاست جمهوری بدون در نظر گرفتن مصلحتهای نظام نوپای اسلامی، اختلافاتی را بوجود آورد. در ۱۴/۱۲/۵۹ در مراسمی در دانشگاه تهران که به بهانه بزرگداشت دکتر محمد مصدق برگزار شده بود، تشکیلات شبه نظامی سازمان مجاهدین خلق مرکب از میلیشیای دختر و پسر دراختیار بنیصدر قرار گرفت. نیروهای حزباللهی با آنان برخورد کردند. نیروهای سپاهی و بسیجی از عدم تسلیح خود در جبههها نزد امام همواره گلهمند بودند. دو روز پس از جریان دانشگاه آیتالله هاشمی رفسنجانی در مجلس خواستار برخورد مجلس با این قضایا شد. در ۱۴ خرداد ۱۳۶۰ که موضوع عدم کفایت سیاسی بنیصدر مطرح و تصویب شد، در مقابل روند ترور و انفجار در کشور روبه صعود گذاشت که ترور آیتالله خامنهای، انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری و انفجار نخستوزیری از نمونههای مشخص هستند. در این دوران هاشمی با کمک یاران انقلاب مدیریت کشور را برای خروج از بحران بعهده گرفت.

هاشمی محور تحولات کشور
همه حوادثی که هاشمی رفسنجانی را مرکز تحولات کشور و اداره جنگ قرارداد، در فاصله ۶۲ روز اتفاق افتاد. وی به هنگام سفر به کرمان و بازدید ازمناطق زلزله زده خبر سوء قصد به جان آیتالله خامنهای را دریافت نمود و برای اینکه تریبون حساس نمازجمعه تهران پس از بستری شدن آیتالله خامنهای دچار رکود نشود، از سوی امام خمینی به عنوان امام جمعه موقت تهران منصوب شد. حزب منفجر شد و کمر ایشان با شهادت دکتر بهشتی و جمعی از یاران انقلاب شکست. مدتی بعد شهیدان رجایی و باهنر در حادثه ۸ شهریور شهید شدند. در این ایام پیشنهاد شهید رجایی مبنی برانجام عملیات مشترک ارتش، سپاه و بسیج در شورای عالی دفاع در دست بررسی بود و با تصویب شورای عالی دفاع، آبادان طی عملیات ثامنالائمه به همین شیوه آزاد شد. دو هفته پس از آزادی آبادان دکتر چمران نماینده امام در شورای عالی دفاع و فرمانده ستاد جنگهای نامنظم به شهادت رسید و آقای هاشمی علاوه بر مسئولیتهای دیگر به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع منصوب شد.
هاشمی رفسنجانی و فرماندهی جنگ تحمیلی
هرچند از لحظه شروع جنگ، در خط مقدم و پشت جبهه حضوری مؤثر داشت، اما تا زمان حضور بنیصدر، نمیخواست چندان در امور جنگ دخالت کند. بعد از رفتن بنیصدر نقش هاشمی رفسنجانی روز به روز بیشتر میشد. او بر مسائل جنگ و کشور از تریبون نمازجمعه اثر میگذاشت.
اولین حکم رسمی حضور هاشمی رفسنجانی در جنگ در تاریخ ۲۰ مهرماه ۱۳۵۹ صادر شد که طی آن به عضویت شورای عالی دفاع و در شورا هم به عنوان سخنگو منصوب شد. یک سال بعد در تاریخ ۲۱ مهرماه ۱۳۶۰ توسط امام به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی دفاع وظیفه سنگینتری بر دوش گرفت. در تاریخ ۳۰ بهمن ۶۲ به سمت فرماندهی عملیات والفجر منصوب و پس از نوشتن وصیتنامه عازم مناطق جنگی شد. خاطرات روزانه او از اوضاع خطوط مقدم جبهه – که بعدها منتشر شد – نشان میدهد که پس از پایان جلسات مجلس در پایان هفته به انحای مختلف به مناطق جنگی جنوب و غرب کشور میرفت.هرچند بعد از رفتن بنیصدر اختلافات ارتش و سپاه کمرنگتر و باعث پیروزیهای غرورمندانهای برای ایران شد، ولی اختلاف بر سر شیوه عملیات و اداره جنگ پس از چند عملیات دوباره سربرآورد. در این ایام جهت مقابله همه جانبه با شرایط به وجود آمده، آیتالله خامنهای، رئیس جمهور وقت طی نامهای با عنوان امام(ره) درخواست نمود که کلیه امور مربوط به نیروهای مسلح به شخص واحدی محول گردد و در همین نامه قید کردند که شایستهترین شخص برای این منظور آقای هاشمی رفسنجانی میباشند. امام هم ایشان را با تمام اختیارات به عنوان جانشین فرمانده کل قوا منصوب فرمودند. او این بار به شکل رسمی فرماندهی جنگ و جانشینی فرماندهی کل قوا را برعهده گرفت و این مسئولیت تا پایان جنگ ادامه داشت.

سال ۶۳ (آرامش قبل از طوفان)
در اردیبهشت ماه ۶۳ دومین دوره مجلس شورای اسلامی تشکیل شد و آقای هاشمی رفسنجانی طی سخنان خود به همین مناسبت اظهار امیدواری کردکه مجلس دوم در دوران فعالیت خود شاهد ختم جنگ و تصویب صلح باشد. در پایان تیرماه ۶۳ در جلسهای که در شهر دزفول تشکیل شده بود، آقای هاشمی رفسنجانی فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی بینالمللی جهت وادار کردن ایران به قبول صلح را برای مقامات ارشد تشریح کرد. وی در مردادماه همین سال تشکیل دادگاه بینالمللی و محاکمه متجاوز را به عنوان زمینه فعالیت سیاسی برای پایان جنگ مطرح کرد که مورد توجه محافل بینالمللی قرار گرفت و در دیدار با رزمندگان و فرماندهان تابعه قرارگاه خاتمالانبیا و اعضای معاونت مهندسی وزارت سپاه اعلام کردامروز بهترین شرایط را در جبههها داریم که نوید از عملیات دیگری بود.
فتح فاو (تحول عمده در جنگ)
در روزهای پایانی خرداد ۶۴ آقای هاشمی پس از صدور دستور فراهم شدن مقدمات پیچیده نبرد و الفجر و تصرف فاو، عازم یک سفر ۱۵ روزه خارجی شد و در این سفر از کشورهای سوریه، لیبی، ژاپن و چین بازدید به عمل آورد. بیستم بهمن ۱۳۶۴ در حالی که در سراسر ایران جشن هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برگزار میشد، عملیات والفجر ۸ یا فتح فاو با رمز یا فاطمهالزهرا(س) آغاز شد.
بسیج امکانات کشور
پس از تشکیل ستاد پشتیبانی جنگ حضور آیتالله هاشمی در مسائل اجرایی کشور بویژه شناخت دقیق امکانات کشور بیشتر شد. با تدبیر آقای هاشمی رفسنجانی برای خنثی کردن توطئه اقتصادی دشمنان دو راه پیش رو قرار گرفت: اول: در مدت محدودی برای کاستن از خسارات ناشی از کاهش درآمدهای نفتی، نفت بیشتری صادر گردد. دوم: در جهت خودکفایی صنایع نظامی هرچه بیشتر تلاش شود. تنگناهای اقتصادی در آن موقع مسئولین را به صورت جدی به فکر سازندگی انداخت. او در مجله پاسدار اسلام اعلام کرد: برای دستیابی به منابع ارزی بیشتری میتوانیم از دریاها، کوهها، مراتع، منابع جنگلی، نیروهای انسانی، کارهای دستی، معادن ... استفاده جدیتر و فعالتر کنیم.
ایشان در دیدارها و سخنرانیهای مختلف خود بر لزوم تکیه بر منابع داخلی و استفاده از آنها در جهت خودکفایی و توجه لازم به علم تأکید میکرد.
آمادگی جهانی جهت برقراری صلح
در سال ۱۳۶۶ فشار آمریکا علیه ایران در جنگ بیشتر شد و دورنمای دستیابی به راهحل سیاسی جهت پایان جنگ پیچیدهتر گردید. رئیس مجلس و فرمانده جنگ در گفتگو با کیهان هوایی به زبان موجز این دورنمای پیچیده را اینگونه بیان داشت: «آنچه برای دنیا اهمیت دارد، این است که شکست عراق به عنوان یک پیروزی نظامی برای جمهوری اسلامی ایران تلقی نشود.» کمی پس از آن عملیات کربلای ۵ و رسیدن ایران به نزدیک بصره برای نخستین بار کارشناسان جهانی را وادار به طرح امکان پیروزی قریبالوقوع ایران در جنگ کرد و این نظریه به یکباره در جهان قوت گرفت.
در سال ۶۶ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت صادر گردید که از سوی ایران به صورت مشروط پذیرفته شد. تحت هدایت هاشمی رفسنجانی پس از تصویب قطعنامه، وزارت امور خارجه دوره فشردهای از فعالیتهای دیپلماتیک را به منظور ملحوظ ساختن شرایط ایران در اجرای قطعنامه دنبال کرد. همزمان با آن، آخرین اقدام جهت مأیوس شدن کامل دشمن از ماشین جنگی خود در دستور کار قرار گرفت و آن عملیات والفجر ۱۰ در ارتفاعات مشرف بر حلبچه بود. در این عملیات جمع کثیری از اهالی عراق در پناه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتند. هاشمی طی دستوری به رزمندگان اسلام تأکید کرد: به آنان که میخواهند در عراق زندگی کنند، اجازه رفتن بدهید و آنانی که مایلند زیرپرچم جمهوری اسلامی ایران زندگی کنند با مهربانی به مراکز نگهداری منتقل شوند. وی همچنین اضافه کرد که بمباران شیمیایی شهر حلبچه از سوی عراق به دلیل انتقام از استقبال مردم از نیروهای اسلام صورت گرفته است.

هاشمی رفسنجانی و سال ۶۷
عملیات برقآسای والفجر ۱۰ فرضیه سقوط بغداد را تقویت کرد، در این شرایط حساس آمریکا که به شدت از پیروزی ایران نگران بود، نقاب را کنار زده و در خلیجفارس مستقیماً علیه ایران وارد جنگ شد و سکوهای نفتی، کشتیهای جنگی و غیرجنگی و هواپیماها و هلیکوپترهای ایران را مورد حمله قرار دارد. حضور هاشمی به عنوان فرمانده جنگ کفه میدان را بنفع ایران سنگین کرده بود، ولی مشکلات عظیم اقتصادی کشور، دخالت مستقیم آمریکا در جنگ به نفع صدام، چراغ سبز به بعث عراق برای استفاده از امکانات پیشرفته اهدائی غرب و شرق و هتک مقررات بینالمللی در انجام جنایات جنگی که نمونه مهم آن بمباران شیمیایی حلبچه بود، مسئولان کشور وامام را به این نتیجه رساند که ادامه جنگ به نفع نیست و میتواند به فاجعهای عظیم تبدیل شود. در مورخ۲۶/۴/۶۷ جلسهای با حضور مقامات سیاسی و نظامی بلند پایه کشور در حضور آیتالله خامنهای رئیس جمهور وقت برگزار شد و در آن جلسه مرحوم حاج سید احمد خمینی پیام امام (ره) را قرائت کردند. امام در پیام مذکور با استناد به گزارش اقتصادی دولت و گزارش نظامی فرماندهی سپاه ادامه جنگ را به مصلحت ندانسته بودند.
وقتی در جلسه مذکور مشخص شد که ادامه جنگ به مصلحت نظام نیست، هاشمی رفسنجانی که فرمانده جنگ بود، آماده شد که مسئولیت اعلام پایان جنگ و توقف آن را برعهده بگیرند که امام خود این مسؤولیت را برعهده گرفتند.
وداع با مجلس
با پایان یافتن جنگ، اولویت نظام اسلامی در سازندگی کشور بود. لذا آیتالله رفسنجانی با لبیک صلاحدید دلسوزان نظام در ۲۴ مرداد ۶۸ از مجلس خداحافظی کرد و دو دوره متوالی به عنوان رئیس جمهور امر مهم بازسازی و سازندگی را در نظام جمهوری اسلامی ایران پذیرا شدند.
دوران سازندگی
آنچه در تمامی ارزیابیها از این دوران هشت ساله مشترک است، تثبیت اقتدار و عزت نظام جمهوری اسلامی در عرصههای بینالمللی، تغییر چهره کشور و دگرگونی کیفیت زندگی در ایران است. رهایی از اقتصاد وابسته به نفت و توجه بر صادرات غیرنفتی و موفقیتهای حاصله در این راه از افتخارات دوران سازندگی است. همچنین برنامهریزی برای ایران در سال ۱۴۰۰ و نوید تمدن بزرگ اسلامی، افق روشنی از امید، ثبات و پیشرفت ارائه داده است.
مرور تحولات دوره (۱۳۷۶-۱۳۶۸) نشانگر موفقیتهای قابل توجهی است، رشد تولید ناخالص داخلی در این دوره به سالانه ۴/۶ درصد بالغ شد که در واقع میانگین رشد ۱۱ درصدی سرمایهگذاری و بالا رفتن بهرهوری نیروی کار از عوامل اصلی آن به شمار میآیند. مصرف کل به قیمتهای ثابت به طور متوسط ۶/۶ درصد رشد یافت، لیکن ترکیب تقاضای اقتصاد با توجه به شتاب رشد سرمایهگذاری جنبه تولیدی بیشتری به خود گرفت.
کسری بودجه مزمن ۵۰ درصدی سال ۱۳۶۷ به توازن بودجه تبدیل شد و ترکیب هزینههای دولت به نفع هزینههای عمرانی تغییر کرد. تراز منفی بازرگانی خارجی کشور مثبت و سنگینی تعهدات و بدهیهای خارجی سبک شد.
نرخ رشد جمعیت به کمتر از نصف یعنی ۳/۱ درصد تقلیل یافت و در مقابل امید به زندگی با بیش از ۶ سال افزایش به ۵/۶۹ سال رسید، درصد باسوادی از حدود ۹/۶۸ درصد در سال ۱۳۶۸ به ۵/۷۹ درصد افزایش یافت و بیکاری ۲/۱۴ درصدی به ۱/۹ درصد کاهش یافت. مشارکت زنان در عرصه فعالیتهای اجتماعی افزایش یافت و از بار تکفل اقتصادی کاسته شد. شاخص فقر که در سال ۱۳۶۷ به ۳۱ درصد میرسید در سال ۱۳۷۶ به حدود ۱۸ درصد کاهش یافت. در کنار رشد و استحکام اقتصادی، درآمد سرانه و رفاه اجتماعی بالا رفت و سیاست محوری تسهیلات رفاهی و بهداشتی پوشش فراگیری در شهرها و روستاها و مناطق محروم یافتند. زیربخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در حد قابل توجیه رشد یافتند. بخشهای آب و کشاورزی و نیرو گسترش چشمگیری پیدا کردند. بیش از ۶۰ سد مخزنی ساخته شد و توسعه شبکههای آبیاری و زهکشی و سایر اقدامات بخش کشاورزی سببگردید که محصولاتی نظیر گندم و محصولات زراعی رشد سالانهای حدود ۶ درصد را با تجربه کنند.ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور که کمتر از ۱۳ هزار مگاوات بود به ۲۳ هزار مگاوات بالغ شد و تولید انواع حاملهای انرژی و صنایع فولاد، سیمان و پتروشیمی دارای رشد متوسطی معادل ۳/۱۸، ۳/۵ و ۲۱ درصد شدند.
بخشهای اجتماعی و فرهنگی از آموزشهای عمومی گرفته تا تحقیقات عالی، فعالیتهای فرهنگی و امور جوانان و ورزش همگی رشدهای بالایی را تجربه نمودند. تعداد دانشآموزان از حدود ۸/۱۳ میلیون نفر در سال ۱۳۶۸ به حدود ۸/۱۸ میلیون نفر در سال ۱۳۷۶ افزایش یافت و علیرغم این رشد در نتیجه مجموعه سرمایهگذاریهای انجام شده تراکم دانشآموز در کلاس و نسبت دانشآموز به معلم کاهش یافت، تعداد دانشجویان از ۴۴۷ هزار نفر در سال ۱۳۶۸ به حدود ۳/۱ میلیون نفر در سال ۱۳۷۶ رسید و زیربناهای آموزش عالی و تحقیقات تا ۵ میلیون متر مربع گسترش یافت و تیراژ مطبوعات از ۵/۱۷۶ میلیون نسخه به ۸۵۷ میلیون نسخه بالغ شد. و سرانجام زمینه مناسبی برای کشور فراهم شد. با اجرای طرحهای زبربنایی، ایجاد سختافزارهای فنی، تربیت نیروی انسانی ماهر و تحقیقات کاربردی، ذخیرهای ارزشمند برای اداره کشور فراهم آمد.
تأثیر وقایع دوران سازندگی در جامعه بسیار زیاد و دارای ابعاد گوناگون بود، سیر تحولات درجامعه ما که به خاطر انقلاب و جنگ و رخدادهای دو دهه قبل از انقلاب اسلامی، در حال دگرگونی بود، سرعت بیشتری یافت. طبقات و لایههای اجتماعی درهم آمیخته شد
فعل و انفعالات مذکور به علاوه اطمینان خاطری که رئیس جمهور و مسؤول برگزاری انتخابات به ملت ایران به منظور سلامت انتخابات و اهمیت آرای آنان بخشیده بودند، منجر به حضور چشمگیر رأیدهندگان در دوم خرداد ۷۶ شده بود. انتخاباتی که پس از آن با توجه به افزایش جمعیت هیچگاه ایران شاهد چنان حضور مردمی نبوده است.

تدوین سیاستهای کلی در مجمع تشخیص
آیت الله هاشمی رفسنجانی پس از واگذاری ریاست جمهوری به منتخب مردم در خرداد ۷۶ در تاریخ ۱۲/۵/۷۶ به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ساختمان قدس مستقر شد و وکار جدید را به امید سربلندی نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز نمود.
ایشان در تاریخ ۲۵/۱۰/۱۳۷۶ طی نامهای به آیت الله خامنهای نوشت: «با عنایت به بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی، مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تهیه پیش نویس تعاریف و عناوین سیاستهای کلی، کمیسیونی را تشکیل داد. این کمیسیون پس از بحث و بررسی پیرامون موضوعات مختلف از جمله پیشنهادهای بعضی از اعضای مجمع، نهایتاً طی ۱۷ جلسه عناوین سیاستهای کلی نظام را تهیه و به مجمع ارائه نمود و اعضای مجمع نیز با بررسی کامل موضوعات و بحثهای طولانی برای رعایت اصل اختصار در تعیین عناوین در نهایت طی ۱۲ جلسه به جمعبندی دست یافتند.
به هر حال سیاستهای کلی نظام پس از تصویب در مجمع تشخیص مصلحت جهت تصویب نهایی برای رهبر معظم انقلاب ارسال شد و معظم له نیز در تاریخ ۱۵/۱۰/۱۳۷۷ طی نامهای به آیتالله هاشمی رفسنجانی، مصوبه را «حاکی از تعمق در موضوع و بسیار خوب» خواندند و از مجمع خواستند«عناوین دارای الویت» را تعیین کنند.
مجمع پس از ماهها بحث و بررسی، الویتها را در تاریخ ۵/۲/۱۳۷۷ به تصویب رساند و آیت الله خامنهای نیز در تاریخ ۱/۳/۱۳۷۸ به ریاست محترم جمهوری ابلاغ نمودند.
انتخابات مجلس ششم و انصراف
هاشمی در گذر از رویداد دوم خرداد ۷۶ ترجیح داده بود در کارهای اجرایی وارد نشود، بلکه از تجربیات و اندوختههایش در تصمیمگیری و تصمیمسازیهای کلان کشور مفید به فایده گردد، اما تنش موجود بین احزاب، گروهها و تخریب یکدیگر و از همه مهمتر تحتالشعاع قرار گرفتن توسعه و سازندگی و از دست رفتن مهمترین زمان برای پیشرفت کشور سبب گردید او وارد عرصه انتخابات ششمین دوره مجلس گردد. اما در فضای تبآلود و سیاستزاده آن روز، فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور در جهت تخطئه و تخریب شخصیت هاشمی رفسنجانی قرار گرفت.
در این فضا هاشمی با توجه به شرایط آن روز در نامهای که خطاب به موکلان تهرانی نوشت، آورده است: «با توجه به شرایط جاری، انجام وظیفه به صورت مطلوب و تلاش برای وفاق ملی و تقویت سازندگی که از اهداف مهم و عمده حضور در صحنه بود، ممکن نیست و حداقل مشکل میبینیم.» بدینوسیله او مصالح نظام و منافع ملی را در این تصمیم دید.
سند چشم انداز ۲۰ ساله نظام
یکی از کارهایی که مجمع تشخیص ملحت نظام در دوران ریاست آیت الله هاشمی رفسنجانی انجام داد و مورد توجه کارشناسان داخلی و خارجی و کشورهای منطقه، دنیای اسلام و جهان بینالملل قرار گرفت، تصویب سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی است.
هرچند انجام چنین کاری در دولت آقای هاشمی مسبوق به سابقه بود و آن زمان وزارتخانهها و دستگاههای اجرایی براساس دستور رئیس جمهور وقت (هاشمی رفسنجانی) نیازها و امکانات خود را در افق ۱۴۰۰ تهیه کرده بودند و به رویت رهبر معظم انقلاب رسیده و از آن تعبیر به «حیات طیبه» کرده بودند، اما پس از پایان دولت سازندگی، آن مورد در دولت جدید پیگیری نشد تا اینکه رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۱۷/۱۰/۸۱ طی نامهای به آیت الله هاشمی رفسنجانی ترسیم چشم انداز را کاری لازم خواندند و پس از آن، تصویب این سند در دستور کار جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گرفت که پس از ماهها جلسه به تصویب رسید.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در دوران پیروزی انقلاب اسلامی از اعضای مؤثر و برجسته شورای انقلاب بوده و سپس فعالیتهای خود را در عرصههای گوناگون پیگیری کردهاند، از جمله:
از اعضای حزب جمهوری
سرپرست وزارت کشور
ریاست مجلس شورای اسلامی
امام جمعه موقت تهران
جانشین فرماندهی کل قوا
نیابت ریاست مجلس خبرگان
ریاست جمهوری
ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی
ریاست شورای عالی امنیت ملی
آیت الله هاشمی رفسنجانی پس از انقالب اسلامی عناوین افتخاری متعددی از مجامع علمی مختلف دنیاکسب کردند و دانشگاه تهران نیز عنوان دکترای افتخاری علوم سیاسی را به ایشان اهدا کرده است. و هنوز نقطه امید و اتکای مردم و مسئولان جامعه در بحرانهای داخلی و خارجی است.
آیتالله هاشمی رفسنجانی همچنین در شهریورماه ۱۳۸۶ به دنبال رحلت آیتالله مشکینی رئیس فقید مجلس خبرگان رهبری در دومین اجلاس سالانه دوره چهارم مجلس خبرگان، به ریاست این مجلس مهم و تأثیرگذار برگزیده شد.
وی اسفند سال ۱۳۸۹ ریاست مجلس خبرگان رهبری را به آیتالله مهدوی کنی سپرد.
آیت الله هاشمی سال ۹۲ پس از اعلام کاندیداتوری، صلاحیتش تایید نشد و پس از آن، از روحانی کاندیدای دیگر ریاست جمهوری اعلام حمایت کرد.
ایشان عصر روز ۱۹ دی ماه به دلیل سکته قلبی دعوت حق را لبیک گفتند.
ارسال نظر