سلمان، که نام اصلیاش «روزبه» بود، از دیار پارس برخاست و برای رسیدن به حقیقت، از آتشکدههای زرتشتی تا خانقاههای مانوی و دیرهای مسیحی را درنوردید. سرانجام، در سرزمین مدینه، در سایهی پیامبر مهر و رحمت آرام گرفت و وجود خویش را وقف پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله و دین توحید نمود. دربارهاش، پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«لو کان الإیمان منوطاً بالثریا، لناله رجال من أبناء فارس» (اگر ایمان در ثریا باشد، مردانی از سرزمین فارس به آن دست خواهند یافت.) مستدرک حاکم، ج۴، ص۸۷
و نیز فرمودند: «سلمان منا اهلالبیت» (سلمان از ما اهلبیت است.) بحار الأنوار، ج۲۲، ص۳۵۱
این تعبیر عظیم، تنها افتخاری برای سلمان نیست، بلکه تصویری درخشان از حضور و نقشآفرینی ایرانیان در شکوفایی اسلام است.
پیامبر اسلام (ص) همواره معیار برتری انسانها را نه نژاد و قومیت، بلکه ایمان، علم، تقوا و عمل صالح میدانستند. ایشان با صدایی رسا فرمودند:
«لا فضل لعربی علی عجمی، و لا لأحمر علی أسود، إلا بالتقوی» (هیچ برتریای برای عرب بر عجم، و نه سرخپوست بر سیاهپوست نیست، مگر به تقوا.)
مسند احمد، ج۲، ص۳۵۲
سلمان، نمونهی عینی همین حقیقت بود. ایرانیالاصل بود، اما در سایهی ایمان و علم، چنان رشد کرد که به جایگاه اهلبیت پیامبر رسید. همانگونه که مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای (مدّ ظلهالعالی) فرمودند:
«سلمان، ایرانیالاصل است، اما محصول تربیت اسلام است... او فقط یک مسلمان مؤمن و صادق نبود، بلکه جزو اهلبیت پیامبر شمرده شد.»
سلمان، نماد پیوند دلیرانه میان عقلانیت ایرانی و معرفت اسلامی بود. او با بصیرت، ولایتمداری، پارسایی و روحیه علمیاش، الگویی تمامعیار برای نسل امروز است. در جنگ خندق، او بود که با بهرهگیری از دانش نظامی ایران باستان، حفر خندق را پیشنهاد داد و سپاه اسلام را از خطر نجات بخشید.
سلمان فارسی، نه فقط یار و یاور پیامبر، که پس از ایشان نیز یاور صدیق امیرالمؤمنین علیهالسلام و از معدود کسانی بود که در لحظات خاکسپاری غریبانه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام حضور داشت.
او نخستین ایرانیای بود که شایستگی آن را یافت که پیامبر او را «سلمان محمدی» بخواند؛ نه بهخاطر نژاد و زبان، که بهخاطر ایمان، خلوص، صداقت و ولایتپذیری. از همین روست که امام صادق علیهالسلام فرمود: «مگو سلمان فارسی، بگو سلمان محمدی... او به سه خصلت بزرگ آراسته بود: نخست، خواستهی مولایش را بر خواستهی خود مقدم میداشت؛ دوم، فقرا را بر ثروتمندان ترجیح میداد؛ سوم، به علم و علما محبت داشت.» (امالی شیخ طوسی)
در عهد خلیفه دوم، والی مدائن شد، اما حکومتی ساده، زاهدانه و حقمحور را بنیان نهاد؛ دولتی بیتجمل، بیریا و پر از مهر و عدل. او با پارسایی زیست، با عزت درگذشت و میراثی گرانسنگ از ایمان، آزادیخواهی، عقلگرایی و ولایتپذیری از خود به جای گذاشت.
امروز، جامعه علمی و دانشگاهی ما بیش از هر زمان، نیازمند بازشناسی چنین چهرههایی است؛ مردانی که معیار انسانیت را نه در مرزهای جغرافیا و زبان، بلکه در عمق ایمان، دانش و صداقت جستوجو کردند.
ما، وارثان سلمان محمدی، میتوانیم از این سرمایه معنوی بهرهگیریم؛ از روح حقیقتطلبیاش، از آزادگی و عدالتمحوریاش، و از ایمان راسخش به پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام.
یاد و نام سلمان فارسی، این دانشمند، مجاهد و ولایتمدار ایرانی، همواره در فضای علم و ایمان زنده و گرامی باد.
ارسال نظر