دوازده روز…
دوازده روز جنگ، خبر، اضطراب، قطع ارتباط، قطع اینترنت، قطع آرامش.
حالا که همهچی به ظاهر داره «عادی» میشه…
یه سؤال میمونه:
چطوری برگردیم؟
چطوری برگردیم به کار، به درس، به تمرکز، وقتی هنوز ذهنمون تو روزای قبله؟
واقعیت اینه که ما دکمهی روشن/خاموش نداریم.
ما انسانیم.
و برگشتن به حالت قبل، یه فراینده…
میخوام چندتا چیز ساده بگم که تو این فرایند بهت کمک میکنه.تجربه های کوچیکی که به درد خودمم خورده.
اولیش اینه: از خودت انتظار نداشته باش فوری برگردی.
قراره یه کم کند باشی، یه کم حواسپرت، یه کم بیانگیزه. اینا همش طبیعیه.
دوم: با کارهای کوچیک شروع کن.
اگه تمرکز نداری واسه خوندن یه فصل، یه پاراگراف بخون.
اگه نمیتونی پروژهتو پیش ببری، فقط بازش کن. فقط ببین چیه.
سوم: یه روتینِ ملایم بساز.
مثلاً هر روز، یه تایم مشخص، حتی اگه کوتاه، حتی اگه با دلنازکی.
روتین کمک میکنه مغزت دوباره بفهمه: «اوضاع داره به حالت عادی نزدیک میشه.»
چهارم: حواست به بدنت باشه.
ذهنی که اذیت شده، بدنِ خسته رو سنگینتر میکنه.
یه پیاده روی سبک، یه دوش گرم، یه استراحت کوتاه ، واقعاً معجزه میکنه.
و آخر از همه…
با خودت مهربون باش.
این یه شعار نیست! به خودت حق بده.
به اشکات، به کلافگیت، به اینکه هنوز انرژی نداری.
تو کم نذاشتی.
تو فقط یه انسانی که تو مسیر برگشته
و این برگشت،شاید آهسته باشه ولی واقعیه.
واقعیتر از وانمود کردنِ اینکه همه چی خوبه.
امیدوارم هم من، هم تو، کمکم، نرمنرم، برگردیم…
به تمرکز، به درس، به خودمون.
نه به همون شکل قبل،
به یه خودِ تازهتر.
یه خودِ مقاومتر، آگاهتر… انسانیتر
ارسال نظر