هر کسی با ناکسی جامی خورد
روزی از بی مهریاش جا میخورد
هر رفیقی با رقیبی دست داد
شک نکن یک روز از او پا میخورد
مدّعیِ عشق بعد از مرگ تو
پشت گریه نان و حلوا میخورد
دل بزرگی کن که دل نانآور است
آدمی نان دلش را میخورد
فکر فردا را همان فردا بکن
فکر فردا درد فردا میخورد
من تو را بخشیدم اما گوش کن
روی برگ بخششم یک مُهر امّا میخورد
کاغذ صاف گذشته نیست آن
کاغذی که صد طرف تا میخورد
جعفر فرهی نسب
ارسال نظر