ای کاش خبر داشتی از بی خبری ها
از بی خبری های من و دربدری ها
ای فاطمه! تنهاتر از آنم که بگویم ...
بر من چه گذشت از غم بی بال و پری ها
انگار به تاوان گناهی که ندارم
در آتشی افتاده ام از خیره سری ها
دور از تو، نفس در نفسِ چاه شدن ها
دردا! غم پنهان چنین خون جگری ها
بوی تو هنوز از خَمِ این کوچه می آید
از کوچهی تنهایی و بی همسفری ها
مانند یتیمی که سر راه تو باشم ...
در حق دلم، کردهای ای زن ! پدری ها
ای کاش صدایم کنی از حنجرهی چاه
ای کاش خبر داشتے از بی خبری ها...
شعر آقاسی و شهریار در وصف حضرت فاطمه (س)
ارسال نظر