عدهای فرهنگ را به عنوان سبک زندگی و آداب و رسوم معرفی میکنند که متعلق به فرهنگ عمومی است و برخی فرهنگ را به دو بخش مادی و معنوی تقسیم میکنند. فرهنگ مادی شامل اشیای قابل لمس است؛ مثل مسکن و سایر زندگی ماشین در عناصر فرهنگ آنچه را که مادی نیست، فرهنگ معنوی میگویند. هنر، زبان، ادبیات، فلسفه، سیاست، افکار، عقاید، نحوه فکر و استدلال، قوانین و علوم در این زمینه جای میگیرند. فرهنگ معنوی بدنه اصلی یک فرهنگ ملی است که قدرت روحی و نیروی حیاتی ملتی را مشخص میکند؛ زیرا فرهنگ معنوی نقطه تعالی و فرازگاه حیات ملی است.
فرهنگ از چگونگی درک جهان و تجربیات آن شکل میگیرد. افزایش شناخت، نقش مهم فرهنگ به عنوان عاملی در ارتباط با سلامت و رفتارهای بهداشتی و همچنین ابزاری بالقوه برای تقویت اثربخشی برنامهها و مداخلات ارتباطات بهداشتی دارد. همچنین در کنار عوامل تعیین کننده سلامتی و بیماری، فرهنگ میتواند دیدگاه بیماران و مراقبان سلامت را نسبت به سلامتی و بیماری تعیین نماید.
همچنین امروزه پژوهشها نشان داده است که علت بسیاری از بیماری های مزمن، سبک زندگی و رفتارهای انسان است. انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت یکی از بهترین راه هایی است که مردم توسط آن میتوانند سلامت خود را حفظ و کنترل نمایند. رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت یکی از معیارهای عمده تعیین کننده سلامت است که به عنوان عامل زمینه ای در عدم ابتلا به بسیاری از بیماری ها شناخته شده است و ارتقاء سلامت و پیشگیری از بیماری ها مستقیماً با این رفتارها در ارتباط است. سبک زندگی، فعالیت عادی و معمول روزانه است که افراد آن ها را در زندگی خود به طور قابل قبول پذیرفتهاند؛ به طوری که این فعالیت ها روی سلامت افراد تأثیر میگذارند. فرد با انتخاب سبک زندگی برای حفظ و ارتقای سلامت خود و پیشگیری از بیماری ها اقدامات و فعالیت هایی را انجام می دهد، از قبیل رعایت رژیم غذایی مناسب، خواب و فعالیت، ورزش، کنترل وزن بدن، عدم مصرف سیگار و الکل و ایمن سازی در مقابل بیماریها که این مجموعه سبک زندگی را تشکیل می دهد. کاربرد الگوهای رفتاری مثبت در زندگی در ارتقای سلامت فردی مؤثر است.
از نظر آدلر و پیروانش، سبک زندگی شیوه ای نسبتا ثابت است که افراد بدان شیوه اهداف خود را دنبال و مشکلات زندگی خود را برطرف میکنند.
آدلر و پیروان او سبک زندگی را در شش محور تعریف می کنند. این محورها در حقیقت شاخه ها و سرشاخه های درختی به شمار می آیند که ریشه آن را واقعیت های زندگی می سازند و ساقه اش از نگرش های گوناگون انسان تشکیل می شود. در جمع بندی گفته های آدلر و شارحان و شاگردان او، این نتیجه به دست می آید که سبک زندگی، همان رفتارها و وظایف زندگی و روزمره انسان در شش محور ذیل است:
داشتن روحیه اجتماعی یا حس مشارکت
توجه به زندگی عاشقانه
تحقق خود بر اساس کار و شغل
وظیفه فرد در قبال خود
وظیفه معنوی
وظیفه خانوادگی
نوع رویارویی انسان با این وظایف، سبک زندگی او را از سبک زندگی دیگران متمایز می کند. در تمثیل آدلر، شاخه ها و سرشاخه های درخت سبک زندگی، مبتنی بر پنج نگرش به عنوان ساقه درخت سبک زندگی به شرح زیر است:
نحوه نگرش به خود؛
نحوه نگرش به مشکلات؛
نحوه نگرش به دیگران؛
نحوه نگرش به جنس مخالف؛
نحوه نگرش به کلیت زندگی
در این تشبیه ساقه بر ریشه ای استوار است که خود از پنج اصل اساسی تر تشکیل میشود. پنج اصلی که ریشههای درخت سبک زندگی شناخته می شود، عبارتند از:
سلامتی و ظاهر اندام؛
وضعیت اقتصادی-اجتماعی خانواده؛
نگرش های والدین؛
شکل جمعی خانواده؛
نقش جنسیتی
جایگاه سلامت در فرهنگ اسلامی
اسلام دین سرشت و خلقت است. در آموزههای خود بر سلامتی جسم و جان تاکید بسیار کرده و بین جسم و روح نیازها و ارزشها تعادل ایجاد مینماید. سلامتی جسم محور سلامتی و تعالی روح و خاستگاه سلامتی برتری عقل است؛ بنابراین اسلام تاکید خاصی بر سلامت معنوی دارد. سلامت معنوی از دیدگاه فرهنگ اسلامی اینگونه تعریف میشود: وضعیتی هدفمند و معنادار از حیات انسانی که حاصل ایمان و اعتقاد و ارتباط فرد با قدرت و کمال لایتناهی الهی و زندگی ابدی پس از مرگ است. سلامت معنوی منجر به ایجاد نشاط، امید، رضایتمندی، اطمینان قلبی، آرامش و داشتن قلب سلیم در فرد و رستگاری در دنیا و آخرت شده و ارتباط پویای مبتنی بر مکارم اخلاق عشق و محبت با خود و دیگران و جهان پیرامون ایجاد میکند.
نتیجه گیری
سبک زندگی سلامت محور به عنوان یک پدیده چند علتی، چند بعدی و چند دلالتی مطرح میشود. ظرفیت سازی در خانواده، توانمندسازی آن و اصلاح الگوی سبک زندگی در روند دستیابی به سرمایه اجتماعی و جامعه سالم با بهرهگیری از آموزههای دینی میتواند راه حل مناسبی برای مشکلات زندگی سالم در عصر حاضر محسوب شود. امکان استفاده از این دستورات و توصیههای دینی به عنوان یک عامل تاثیرگذار در سبک زندگی فعلی مسلمانان وجود دارد. در رویکرد ساختاری توصیه میگردد که مواردی همچون اقتدار بخشی به خانواده و حمایت از پدر، مادر و همسر مورد توجه قرار گیرد.
تفاوتهای فرهنگی بر مفاهیم سلامت و بیماری جوامع تاثیرگذار بوده و هر اجتماعی بر اساس فرهنگ خود، نحوه درمان و مراقبت در دوران بیماری را ایجاد میکند. بنابراین بر اساس شناخت ارزشها و اعتقادات هر جامعه فرهنگ و نظام نیازمندیهای آن اجتماع شکل میگیرد و ارائه خدمات درمانی نیز باید هماهنگ با باورهای بیمار باشد تا پذیرش و اهداف عملکرد آن درمان و چگونگی مراقبت مورد پذیرش بیمار قرار گیرد.
گردآورنده: دکتر ملیحه طالبی امرئی
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت و کارشناس امور روان دانشگاه
ارسال نظر