پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۲ - ۱۱:۳۹

پانزدهم رمضان سالروز طلوع دومین خورشید امامت و ولایت امام حسن(ع) است.

ولادت امام حسن(ع)

از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان گرانبها بیرون آید.۲۲الرحمن پیامبر(ص)فرمود: «دو دریا امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) و اللُّؤْلُؤُ حسن(ع) و المَرْجَانُ؛ حسین(ع) است.» ۱

به گزارش مفدا بهشتی- روزی یک نفر از بلاد روم خدمت امام علیّ(ع) وارد شد و گفت: «من یک نفر از رعیّت تو و از اهالی این شهر هستم.»

حضرت فرمود: «خیر، تو از رعیّت من و از اهالی این شهر نیستی ؛ بلکه تو از سوی پادشاه روم آمده ای و او چند سؤال برای معاویه فرستاده است و چون معاویه جواب آن ها را نمی دانست به من ارجاع شده است.»

آن شخص اظهار داشت : «بلی ، صحیح فرمودی، معاویه مرا به طور محرمانه نزد شما فرستاد تا جواب مسائلم را از شما دریافت دارم؛ و این موضوع را کسی غیر از ما نمی دانست.»

پس از آن امیرالمؤ منین علیّ(ع) فرمود: «آنچه می خواهی از این دو فرزندم سؤ ال کن که جواب کافی دریافت خواهی داشت.»

آن شخص گفت: «از آن کسی که موهای سرش تا روی گوشهایش آمده یعنی؛ حسن مجتبی(ع) سؤ ال می کنم.»

و چون آن شخص رومی نزد امام حسن مجتبی(ع) آمد، پیش از آن که سخنی مطرح شود، حضرت به او فرمود: «آمده ای تا سؤ ال کنی: فاصله بین حقّ و باطل چیست؟

و بین زمین و آسمان چه مقدار فاصله است؟

و بین مشرق تا مغرب چه مقدار مسافت است؟

و قوس و قزح - یعنی ؛ رنگین کمان - چیست؟

و خنثی به چه کسی گفته می شود؟

و آن ده چیزی که یکی از دیگری محکم تر و سخت تر می باشند کدامند؟»

مرد رومی با حالت تعجّب گفت: «بلی، سؤ ال های من همین ها می باشد.»

امام حسن مجتبی(ع) در این موقع به پاسخ سؤ ال ها پرداخت و فرمود: «بین حقّ و باطل چهار انگشت است، آنچه با چشم خود دیدی حقّ و آنچه شنیدی باطل است.»

«فاصله بین زمین و آسمان به اندازه دعای مظلوم بر علیه ظالم است و نیز تا جائی که چشم ببیند.»

«همچنین فاصله بین مشرق تا مغرب به مقدار سرعت گردش و حرکت خورشید در یک روز خواهد بود.»

«و امّا قوس و قزح : قوس علامتی است از طرف خداوند رحمان برای در امان ماندن موجودات زمین از غرق شدن و دیگر حوادث مشابه آن؛ و قزح نام شیطان است.»

«و امّا خنثی به شخصی گفته می شود که معلوم نباشد مرد است یا زن، که اگر هیچ نشانه ای نداشته باشد، یا هر دو نشانه را موجود باشد به او گفته می شود: ادرار کن، پس اگر ادرارش به سمت جلو یا بالا بود مرد است و در غیر این صورت در حکم زن خواهد بود.»

«و امّا جواب آن ده چیز - به این شرح است :

خداوند متعال سنگ را آفرید و به دنبالش آهن را به وجود آورد که همانا آهن سنگ را قطعه قطعه می کند.

و سپس آتش را آفرید که آهن را گداخته و آب می نماید.

و سخت تر از آتش آب است که آتش را خاموش می کند.

و از آب شدیدتر، ابر می باشد که آن را حمل و منتقل می کند.

و از ابر نیرومندتر باد خواهد بود که ابر را به این سو، آن سو می برد.

و از باد قدرتمندتر آن نیروئی است که باد را کنترل می کند.

و از آن شدیدتر ملک الموت - عزرائیل - است که جان همه چیز را می گیرد؛ و می میراند.

و از آن مهمّتر خود مرگ است که جان عزرائیل را نیز می رباید.

و از مرگ محکم تر، و نیرومندتر مشیّت و اراده الهی است که مرگ را برطرف می نماید - و در روز واپسین، مردگان را زنده می گرداند.» ۲

بیت امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) با ورود اولین مروارید پرتلالو امام حسن(ع) به شادی وصف ناپذیر آذین بست.

و چه زیبا حضرت دوست فرزند ارشد امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و نوه رسول خدا(ص) را در نیمه رمضان ماه مهمانی خودش به اهل بیت حبیبش حضرت محمد(ص) هدیه داد تا امام حسن(ع) کریم اهل بیت باشد و با بخشش کریمانه اش نه تنها برای اهل مدینه که تمامی دارایی خود را سه بار بخشید بلکه برای اهل جهان سفره کرامتش پهن باشد و همگان ضمن فیض بردن از این ماه پر رحمت خدا، از خوان گسترده ی امام نیز فیض ببرند و متنعم باشند. او که بسیار زیبا بود از هیچ حُسنِ کمال هم کم نداشت آمد تا راهنمای خوبی ها باشد برای خواستاران نیکی.

القاب بسیاری همانند تقی، طیب، زکی، سید، سبط، امین، مجتبی و ... که از این بین لقب سید را خود پیامبر اکرم(ص) به ایشان داده است.

کنیه آن حضرت نیز "ابومحمد" است که پیامبر خدا(ص) به آن حضرت داده است.

معروفترین لقب امام حسن(ع) کریم اهل بیت است. هیچ فقیر و مسکینی از در خانه امام حسن مجتبی(ع) ناامید برنگشت و حتی خود ایشان به سراغ فقرا می‌ رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت می ‌کردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند.

پیامبر(ص) او را سخت دوست می داشت و او را بر شانه می نهاد و می فرمود: «خداوندا، من دوستش دارم، تو نیز او را دوست بدار» ۳

پیامبر(ص) فرمود:«حسن و حسین امامند، چه قیام کنند و چه نکنند.» ۴

بزرگی منش و سترگی روح آن امام، چندان بود که پیامبر ارجمند اسلام(ص) او را با خردی سال و کمی سن، در برخی از عهدنامه ها گواه می گرفت.

در جریان مباهله و شان نزول سوره انسان و آیه تطهیر به عنوان مصداق اهل بیت(ع) بود.

آن حضرت هفت سال از دوران پیامبر اسلام را درک نمود و پس از درگذشت پیامبر(ص) تقریبا سی سال در کنار پدرش امام علی(ع) قرار داشت.

پس از شهادت پدرش مردم با آن حضرت به عنوان جانشین امام علی(ع) بیعت نمودند. بر این اساس با هر که با او می جنگد، بجنگند و با هر که با او در صلح هست، در صلح باشند.

هنگامی که امیر مؤمنان علی(ع) از دنیا رفت، امام حسن(ع) برای مردم خطبه خواند و حق خود (یعنی حقوق رهبری) را برای مردم بیان کرد. پس از حمد و ثنای الهی و درود فرستادن بر پیامبر فرمود: «شب گذشته مردی از میان شما رفت که پیشینیان در کردار نیک از او پیشی نگرفتند و آیندگان در رفتار، به او نخواهند رسید، او همواره همراه رسول خدا با دشمنان جنگید و با نثار جانش از حریم پیامبر دفاع نمود، ... در همان شبی که عیسی بن مریم به سوی آسمان عروج کرد و حضرت یوشع بن نون وصی موسی وفات یافت ... » در این هنگام گریه گلوی امام حسن(ع) را گرفت و گریه کرد و همه‌ی حاضران با او گریه کردند. سپس فرمود: « من پسر بشیر (مژده دهنده، یعنی رسول خدا هستم، من پسر کسی هستم که به اذن خدا مردم را به سوی خدا دعوت می‌کرد، من پسر چراغ تابناک هدایت هستم، من از خاندانی هستم که خداوند، پلیدی و ناپاکی را از آنان دور ساخت و آنان را به طور کامل پاکیزه نمود. من از خاندانی هستم که خداوند دوستی به آنان را در قرآنش واجب کرده و فرموده است: ... قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی و من یقترب حسنة نزد له فیها حسنا... ؛ ای پیامبر! بگو من پاداشی برای رسالت نمی‌خواهم، مگر دوستی در حق خویشاوندان و هر که نیکی کند، بر نیکی او بیفزاییم. منظور از «حسنه»(نیکی) در این آیه، دوستی ما خاندان است» و سپس سخنرانی را به پایان رساند و نشست.

امام حسن در شرایطی خلافت را به دست گرفت که جو تشویش و نگرانی و شکی که در اواخر زندگانی پدرش علی(ع) بروز نموده بود به اوج خود رسیده بود. در چنین شرایطی معاویه که داعیه خلافت را در سر داشت سعی نمود از این اوضاع به نفع خود استفاده کند. به دلیل عدم حمایت از آن حضرت برای جنگ و سرکوب معاویه آن حضرت ناچار به قبول صلح با معاویه در سال ۴۱ هجری گردید. مدت امامت ایشان ۱۰ سال بود.

لحظات شیرین و زیبایی همگام با خوشی و سروری در خانه علی(ع) و بانوی دو جهان رخ نموده بود لذا در هر انجمنی، محور سخن، مولود تازه مدینه و نواده رسول(ص) بود!

ساعتی از افطار سپری نشده بود که زنان مدینه، کودکان و نوجوانان دختر و پسر خود را برای اظهار شادی از تولد این نوزاد، به سوی خانه حضرت علی(ع) فرستاده و این جماعت با شور کودکانه و نوجوانانه خود، هیاهویی را به پاساختند. چه نوای زیبایی را که نشان از شادی و شعف داشت.

گروهی بر طبل و گروهی بر کاسه و بشقاب های فلزی و گروهی با کف زدن، اشعار زیبایی را سرودند که پس از چهارده قرن هنوز این سنت زیبا در شهرهای شیعه نشین عراق از نجف و کربلا و حله و ناصریه و کوت و بغداد و کاظمین و.. گرفته تا شهرهای جنوبی ایران یعنی خوزستان و خرمشهر و آبادان، در شب نیمه ماه مبارک رمضان ادامه داشته و کودکان و نوجوانان با پوشیدن لباس های شاد محلی خود به خیابانها و کوچه ها، سرازیر می گردند و می سرایند:《ماجینه ماجینه لولا الحسن ماجینه یا الله حلٍ الچیس وانطینه (ما نیامدیم، ما نیامدیم، اگر حسن نبود، نمی آمدیم، یالله دست در کیسه ببر و عیدی بده)》بسیاری از خانه ها به عنوان تبرک و تیمن به این سنت، که دیدگاهی همچون ذکر عبادت بدان داشتند، درب خانه های خود را باز می نمودند و گروه کودکان را به درون حیاط خود راه می دادند. هم اکنون این سنت زیبا علاوه بر محلًه ها، به خیابان ها نیز کشیده شده و نوجوانان با همان سنت دیرینه، به کنار ماشین ها آمده و گاه پیرامون آنها را گرفته و تا عیدی دریافت نکنند، وی را رها نمی نمایند.

(برپا و جاودانه باد این سنت های زیبا)

ای ابو الحسن، ای سرور مومنان، و ای برادر پیامبر(ص) عیدی ما را خادمی خود وخاندانت قرار ده.

میلاد کریم اهل بیت بر تمامی مسلمانان مبارک باد.

پی نوشت ها:

۱) تفسیر اهل بیت(ع) ج۱۵، ص۴۰۶

۲) مرحوم قطب الدّین رواندی،الخرایج و الجرایح: ج۲، ص۵۷۲، ح۲

۳) تاریخ الخلفاء ص۱۸۸

۴) مناقب آل أبی طالب علی(ع)، ابن شهرآشوب، ج‌۳، ص۳۹۴

انتهای پیام

کد خبرنگار: ۱۱۰۲۱۷

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.