ز دانا بپرسید پس دادگر / که فرهنگ بهتر بود گر گهر
چنین داد پاسخ بدو رهنمون / که فرهنگ باشد ز گوهر فزون
گهر بی هنر زار و خوارست و سست / به فرهنگ باشد روان تندرست
(فردوسی)
تغییر دادن هویت یک ملت، سخت تر از کشتن تمامی آن ملت است؛ چون باز هویتشان باقی می ماند. هویت یک ملت را فرهنگ آن ملت مشخص می کند؛ فرهنگی که به طور خاصه به آن «فرهنگ عمومی» می گویند.
شورای فرهنگ عمومی، که مسئولیت نامگذاری روزهای خاص در تقویم رسمی کشور را بر عهده دارد، در سال ۱۳۸۷، ۱۴ آبان را در تقویمِ ایرانی، به نام روز «فرهنگ عمومی» نامگذاری کرده است.
در ابتدا بهتر است بدانیم هر کدام از این اصطلاحات چه معنایی دارند و چه چیزی را بیان می کنند.
فرهنگ هر ملتی در قلب و روح مردم آن جای دارد. (مهاتما گاندی)
فرهنگ چیست؟
از نظر لغوی، واژه فرهنگ از دو واژه «فر» به معنی ادب، دانش و معرفت و «هنگ» به معنی کشیدن تشکیل شده است؛ به همین دلیل از زمان ایران باستان، فارسی زبانان فرهنگ را عاملی برای پیشرفت خود می دانستند.
فرهنگ مفهوم تاریخی و گسترده ای دارد؛ از دانش و هنر و آداب و رسوم گرفته تا احساسات، اعتقادات، عادات و رفتارهای اجتماعی. در کل به هر آنچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه خود، از بدو تولد فرا می گیرد «فرهنگ» می گویند؛ پس فرهنگ کسب کردنی است و از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد. این فرهنگ است که اندیشه و کنش افراد یک جامعه را به یکدیگر نزدیک کرده و با خود همراه می سازد. همچنین هر منطقه از هر کشور، تا حدودی فرهنگ متفاوتی با دیگر مناطق از خود نشان می دهند.
فرهنگ را می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ فرهنگ نظری و فرهنگ عمومی.
فرهنگ عمومی راهنمای اعمال انسانها و معرف جهان بینیهای آنها در زندگی است.
فرهنگ عمومی چیست؟
فرهنگ عمومی به فرهنگ غالبی در یک منطقه گفته می شود که در فکر عموم مردم جامعه رسوخ کرده و در عرف و عادات و رسوم آنان نمایان می شود. مردم به رعایت این فرهنگ علاقه دارند و نسبت به آن از خود حساسیت نشان می دهند.
فرهنگ عمومی در هر جامعه ای، اصل بسیار مهمی است به همین دلیل حفظ این فرهنگ و گاهی اصلاح آن امری حیاتی است.
زمان و شرایط به سرعت در حال تغییر هستند؛ ما باید هدفمان را دائما بر آینده متمرکز نگه داریم. (والت دیزنی)
چرا فرهنگ عمومی مهم است؟ و چرا گاهی باید آن را اصلاح کرد؟
• فرهنگ از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد؛ نسل جدید، راه و رسم زندگی را از طریق «انتقال فرهنگ» فرا می گیرند.
• از آنجا که سال به سال وضع زندگی مردم تغییر می کند و موجی از افکار جدید در جامعه شکل می گیرد، دغدغه ها و نیازهای مردم نیز تغییر می کند؛ پس فرهنگ مردم نیز روز به روز به شکلی دیگر در می آید تا آنجا که با مسائل فعلی مردم تطبیق یابد.
• پذیرش بی چون و چرای هرچیزی امری نامعقول است؛ با پیشرفت جامعه بشری و ارتقای قدرت درک و فهم جامعه، مردم همه فرهنگ را به راحتی نمی پذیرند، در نتیجه بخشی از آن دستخوش تغییر می گردد.
هیچ چیز همیشگی نیست، به جز «تغییر»! (هراکلیتوس)
فرهنگ عمومی چطور اصلاح می شود؟
• با مشاهده تغییرات به وجود آمده در باورها و دیدگاه های مردم، اصلاح فرهنگی آغاز می شود. این اصلاح با وجود آنکه امری تدریجی و پنهانی است؛ به صورت همگانی رخ می دهد و فکر و ذهن مردم را با خود همراه می سازد.
• مردم برای آینده خود تلاش می کنند، سرنوشت خود را می سازند؛ اگر مانعی سر راه خود ببینند آن را تغییر می دهند.
• قدرت فرهنگ رابطه مستقیمی بر پیشرفت و موفقیت یک جامعه دارد؛ هم می تواند باعث تحول و تکامل یک جامعه شود، هم می تواند باعث سرنگونی آن گردد.
• برای پیشرفت یک جامعه، ایجاد فرهنگی همگون و منظم بین تمام مردم آن جامعه امری بسیار ضروری است. یک فرهنگ هرچقدر هم که خوب و مناسب باشد اگر در جامعه ای به طور ناهمگون رواج یابد، نه تنها به پیشرفت آنان کمک نمی کند بلکه باعث پسرفتشان نیز می گردد.
• ایجاد تفکر «احساس نیاز به تغییر فرهنگی» بین مردم نیز از دیگر موارد حیاتی برای اصلاح آن است.
• پس از همه موارد، باید این نکته را به خوبی دانست که برای هر تغییری، توجه به باورهای عرفی، شرعی و قانونی آن جامعه، از اساسی ترین موارد برای تغییر است.
نویسنده : درسا طاهریان
ارسال نظر