«هر آن کس که میخواهد مردی را بنگرد که قلبش نورانی شده، به سلمان نگاه کند.»
پیامبر اکرم (ص)
به گزارش مفدا فسا ، روزبه ایرانی، ملقب به سلمان پارسی، از یاران وفادار پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) بود. وی از شخصیت های بسیار بزرگ اسلام و اولین ایرانی بود که به اسلام روی آورد. او بسیار پارسا و پرهیزکار بود و حضرت محمد (ص) به علت علاقه و ارادتی که به سلمان داشت، او را از اهل بیت خود خواند به همین دلیل به او سلمان محمدی نیز می گویند.
از زرتشت تا محمد
سلمان در خانواده ای زرتشتی و از طبقه اشرافِ زمین دار در جامعه ساسانی به دنیا آمد. وی به علت روحیه ماجراجوی خود، به سرزمین های بسیاری سفر کرد و با مذاهب گوناگونی آشنا شد. همچنین در ایران، با باورهای زرتشتی، میترایی و مانوی آشنا شد؛ سپس به سوریه رفت، به آیین مسیحیت گروید و تا مدت ها در کلیسا به عبادت مشغول بود.
سلمان در یکی از این ماجراجویی های خود، به بردگی گرفته شد. وی پس از آشنا شدن با عقاید حضرت محمد (ص)، به اسلام روی آورد؛ سپس پیامبر اکرم (ص) او را از بردگی آزاد کرد و او را سلمان، به معنای مبرا از هر عیب و نقصی، نامید. از آن روز، سلمان جزو یاران پیامبر (ص) قرار گرفت و نزد او جایگاه ویژه ای یافت.
در سال پنجم هجری، پس از آنکه پیامبر (ص) از خروج قریش برای آغاز جنگ با خبر شدند؛ مسئله را با یاران خود در میان گذاشتند و سلمان پیشنهاد کندن خندق به روش ایرانیان را داد؛ که با استقبال خوبی رو به رو شد. در این بین بود که بین مهاجرین و انصار اختلاف نظر افتاد و هر کدام سلمان را از خود میدانستند؛ اینجا بود که پیامبر (ص) عنوان کردند: «سلمان منا اهلالبیت. سلمان از اهل بیت ماست.»
در جنگ طائف نیز سلمان پیشنهاد استفاده از منجنیق را داد و آن را برای اعراب ساخت.
همچنین هنگام فتح مدائن، سلمان با سران ایرانی به مذاکره پرداخت.
گفته میشود اولین جنگی که سلمان در آن کنار پیامبر حضور یافت، جنگ خندق (احزاب) است. وی پس از این جنگ، در تمام جنگ های پیامبر شرکت کرد و حضور موثر داشت.
پس از خلافت عمر بن خطاب، سلمان با نظر عمر و با اجازه امام علی (ع) فرماندار مدائن شد و تا پایان عمر در آنجا فرماندهی میکرد. سلمان زندگی ساده و زاهدانهای داشت؛ تا جایی که در دوران حکومت خود به مدائن، حقوق خود را صدقه می داد و با دست رنج خود از حصیر بافی امرار معاش می کرد.
علاقه سلمان به کسب علم و دانش و دانستن حقیقت، باعث شد پیامبر در این باره عنوان کنند: «اگر دین نزد ثریا باشد، سلمان بدان دست مییابد.»
سلمان فارسی سرانجام در هفت صفر سال ۳۳ هجری، در ایوان مدائن به خاک سپرده شد.

در باب درایت سلمان، داستانی از امام صادق (ع) روایت شده که شنیدن آن خالی از لطف نیست:
پیامبر (ص) پرسیدند: «کدام یک از شما هر روز، روزه میگیرد؟»
سلمان گفت: «من.»
پیامبر (ص) فرمودند: «کدام یک از شما شب ها به احیا مشغول است؟»
سلمان گفت: «من.»
فرموند: «کدام یک از شما هرروز قرآن را ختم می کند؟»
سلمان گفت: «من.»
سپس یکی از یاران پیامبر (ص) برآشفت و گفت: «سلمان فردی عجم است و میخواهد اینگونه خود را برتر از ما نشان دهد. او در روز غذا می خورد، بیشتر شب ها خواب است و در روز اندک ساعتی قرآن میخواند.»
پیامبر (ص) فرمودند: «فلانی! آرام باش. دیگر از کجا می توانی چنین مردی همانند لقمان حکیم بیابی؟ از سلمان بپرس تا آگاهت کند.»
سلمان پاسخ داد: «من هر ماه، سه روز را روزه میگیرم که به اندازه روزه گرفتن در کل ماه ثواب دارد. هر کس با وضو بخوابد انگار همه شب را بیدار و مانده و عبادت می کند. هرکس یکبار سوره توحید را بخواند، یک سوم قرآن را خوانده؛ اگر دو بار سوره توحید را بخواند، دو سوم قرآن را خوانده؛ و اگر سه بار سوره توحید را بخواند انگار کل قرآن را ختم کرده است.»
نویسنده : درسا طاهریان
ارسال نظر