به گزارش مفدا شهرکرد، سخن از عاشقی است که پهن دشت سینه اش، منزل اشراق انوار حق بود و فضای درونش از شبنم مهر محبوب، لبریز .
دلی داشت سربلند و سری سر به زیر که بر سری چند، سایه می گسترد، گل می داد، بر می آورد.
آرام بود و بی ادعا که خاصیت کوه، همین است. درست مثل بارانی است که حرمت بیابان را پاس می دارد و به شن های گر گرفته صحرا، اخم نمیکند. مظهر اخلاق بود و جریان دهنده شکوه اهل بیت در بستر خویش.
«زندگی نامه شهید مر تضی مطهری»
سیزدهم بهمن ماه سال ۱۲۹۸ فریمان میزبان نوزادی شد که او را مر تضی نامیدند. سیزده سال بعد مرتضی طلبه حوزه علمیه شد و در سال ۱۳۱۶ برای ادامه تحصیل علوم دینی به قم مراجعت کرد و در محضر درس اساتیدی چون امام خمینی (ره)، آیت الله العظمی بروجردی و علامه سید محمد حسین طباطبایی شرکت نمود.
سال ۱۳۳۱ بود که به تهران مهاجرت کرد و شروع به تدریس در دانشکده معقول و منقو ل (الهیات و معارف اسلامی) دانشگاه تهران نمود و در همان زمان به همکاری با مجامع اسلامی وکانونهای مذهبی پرداخت.
در پانزدهم خرداد ماه ۴۲ دستگیر و راهی زندان شد و یکسال پس از آن به صلاحدید امام خمینی (ره) با جمعیت های مؤتلفه اسلامی آغاز به همکاری نمود.
پس از چندی حسینیه ارشاد تهران را تأسیس کرد که گام مؤثری در جهت جذب و سازماندهی جوانان بود. در سال ۱۳۴۸ به دلیل انتشار اعلامیه ای مبنی بر جمع آوری کمک به آوارگان فلسطین راهی زندان شد.
سال ۱۳۵۴ بود که رژیم به دلیل احساس خطری که از جانب شهید مطهری می نمود ایشان را ممنوع المنبر اعلام کرد.
دو سال بعد در سال ۱۳۵۶ استاد اقدام به پایه گذاری جامعه روحانیت مبارز تهران نمود. در سا ل ۱۳۵۷ در سفری به پاریس مسؤولیت تشکیل شورای انقلاب از سوی امام (ره) به ایشان واگذار شد. او که پاره تن امام بود در اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ پس از سالها تلاش در جهت اعتلای کلمه الله به دست گروه فرقان به شهادت رسید.
عشق به مطالعه و نوشتن
علاقه وافر شهید مطهری به مطالعه و کار علمی، بسیار شگفتانگیز بود، به گونهای که هرگز از این کار احساس خستگی به او دست نمیداد.
یکی از شاگردان ایشان در ضمن نقل خاطرهای میگوید:
اواخر اسفند ۱۳۵۶ بود. به ایشان عرض کردم ما برای تعطیلات نوروز برنامه ای داریم؟
گفتند: خستهام و دلم میخواهد در گوشه خلوتی، چند روزی استراحت کنم. به ایشان عرض کردم بنده عازم شمال هستم. آنجا جای مناسبی را برای رفع خستگی و استراحت سراغ دارم. مرحوم استاد مطهری شماره تلفن را از بنده گرفتند و گفتند: اگر توانستم، تلفن میزنم و به شما اطلاع میدهم چند روز از فروردین گذشته بود که استاد تلفن زدند و آمدند. در تمام یک هفتهای که ایشان تشریف آوردند، با وجود هوای مساعد و محیط مناسب برای قدم زدن و گردش، در داخل ساختمان ماندند. فقط مشغول نوشتن و مطالعه بودند. روزی به ایشان عرض کردم: شما که خسته بودید و برای رفع خستگی و استراحت مسافرت کردهاید، بهتر نیست قدری هم قدم بزنید و رفع خستگی کنید؟ گفتند: «اگر یک ماه هم در اتاق بنشینم و به وظایف علمی خود مشغول باشم، راحتم و احساس خستگی نمیکنم. خستگی من در اثر نداشتن فرصت مناسب برای انجام کارهای علمی خودم است. استراحت من این است که در فرصت مناسب، مطالبی را که لازم میدانم بنویسم و در اختیار علاقهمندان قرار بدهم».
دانشگاه به منزله مسجد
استاد مطهری، علاوه بر آن که خود همیشه با وضو بودند، به دوستان و شاگردان خود نیز توصیه میکردند سعی کنید همیشه با وضو باشید.
عجیب این بود که در مدّت ۲۴ سالی که در دانشکده الهیات بودند، دانشکده را سنگر علمی میدانستند و بسیاری از کارهای علمی و تحقیقاتی خود را، در همان دانشکده انجام میدادند و برای دانشگاه و دانشکده، احترام زیادی قائل بودند. ایشان بارها به دانشجویان میگفتند: «دانشگاه، به منزله مسجد است. سعی کنید بدون وضو وارد دانشگاه نشوید». خود ایشان به یکی از دانشجویان گفته بودند: «من هیچ وقت بدون وضو وارد کلاس نمیشوم».
خبرنگار: ریحانه میرابراهیمی
ارسال نظر