به گزارش مفدا بهشتی به نقل از ایرنا - در میان عناصر غیرمادی فرهنگ بشری هیچکدام از آنها اهمیت زبان را ندارد؛ چه بسیار فرهنگهایی در طول تاریخ که به دلیل از بین رفتن زبان آنان، اکنون آثاری از فرهنگ آنان نیز وجود ندارد و تنها نامی از آنها در برخی کتابهای تاریخی به یادگار مانده است.
زبان یک ساختار قراردادی برای برقراری ارتباط و انتقال معنا میان اعضای یک جامعه است، این جامعه میتواند از یک گروه قومی کوچک در یک محدودهی بستهی جغرافیایی تا جمعیت یک یا چند کشور که با یک نظام واحد آوایی با هم ارتباط برقرار میکنند، را دربر بگیرد، درگذر تاریخ بهطور معمول اقوام فاتح نخستین تغییری را که در سرزمینهای غصبی خود ایجاد میکردند، تغییر زبان آنان بوده است، اندک مطالعهای در تاریخ مصادیق بسیاری را در این زمینه به دست میدهد.
به طورمعمول اقوام و کشورهای فاتح برای تسهیل حکمرانی بر جوامع مغلوب زبان خود را بر آنان تحمیل میکردند و در صورت نپذیرفتن زبان فاتحان، مغلوبان دستکم آن را به زبان دیوانی یا اداری آن جامعه بدل میساختند.
بر اساس بررسیهایی زبانشناسان در سراسر جهان انجام دادهاند، در چند قرن گذشته بسیاری از زبانهای جهان از بین رفته است. هماکنون تعداد گویشوران برخی از گونههای زبانی در جهان به تعداد انگشتان یک دست است و با مرگ آنان، آن زبان نیز از بین میرود؛ از سوی دیگر، افزایش ارتباط میان اقوام و ملل مختلف در چند قرن گذشته به نزدیکی میان زبانها و ادغام برخی زبانهای همریشه منجر شده و باعث از بین رفتن برخی زبانهای ضعیفتر (زیرین) در همنشینی با گونههای قویتر همریشه آنان (زبرین) شده است.
آمارهای متعددی از تعداد زبانهای زندهی رایج در جهان وجود دارد. در برخی از گزارشهای زبانشناسان تا هشت هزار زبان زنده در جهان گزارش شده است؛ اما برخی از زبانشناسان تعدادی از زبانها را گویشهایی از یک زبان دیگر میدانند و آنها را یک زبان مستقل نمیشمرند که در کمترین آمارهای انجامشده به گزارش lingualinx دوهزار و ۷۰۰ زبان با بیش از هفتهزار گونهی گفتار فردی در سراسر دنیا استفاده میشود، مطالعات زبانشناسان مبین آن است که در دنیای امروز هر دو هفته یک زبان در جهان میمیرد.
برخی از گونههای زبانی بنا به دلایلی مانند فراوان گویشوران و یا قرارداشتن در مرتبهی زبان زبرین در مواجهه با دیگر گونههای زبانی در جایگاه زبان معیار یا زبان رسمی در جوامع پذیرفته شدهاست؛ همچنین زبان اقوام فاتح که در طول تاریخی به طور معمول بر جوامع مغلوب اعمال شده، امکان آن را داشته که به گونهی زبانی غالب تبدیل شود، یکی از نمونههای بارز آن کشور هندوستان است که در دورهی استعمار انگلستان زبانی رسمی آن، به زبان کشور غالب تغییر یافت یا برخی کشورهای شمال آفریقا که به دلیل حضور استعمارگران فرانسوی زبان دوم آنان هم اکنون زبان فرانسه است.
با توجه به اینکه بسیاری از مواریث فرهنگی اقوام و ملل مختلف بهویژه در بعد غیرمادی فرهنگ مانند باورها، اعتقادات، خلقیات، ادبیات و دیگر عناصر غیرمادی در قالب زبان تجلی یافته و درک میشود؛ از این رو در سال ۱۹۹۹ یونسکو روز ۲۱ فوریه (۲ اسفند) را بهاسم روز جهانی زبان مادری (International Mother Language Day) نامگذاری کرد و هدف از این اقدام کمک به تنوع زبانی و فرهنگی و حفظ عناصر فرهنگی اقوام و ملل مختلف به منظور اهداف این سازمان بود.
در ویرایش گزارش سال ۲۰۱۹ اتنولوگ، در میان ۹۱ گونههای زبانی در جهان که حداقل بیش از ۱۰ میلیون گویشور دارند، چینی ماندارین با بیش از ۹۰۰ میلیون نفر بیشترین تعداد گویشوران یک گونه زبانی را دارد و اسپانیایی و انگلیسی نیز با حدود ۴۸۰ و ۳۸۰ میلیون گویشور در ردهی دوم و سوم قرار دارند، زبان فارسی در این بررسی با حدود ۵۳ میلیون گویشور در رده ۲۵ زبانهای جهان قرار گرفته است که با توجه به جمعیت حدود ۸۵ میلیونی ایران، بخشی از جمعیت کشور که زبان مادری آنان ترکی، کردی، عربی یا دیگر گونههای زبانی غیرفارسیست در این آمار لحاظ نشده و این در حالی است که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیانی که زبان مادری آنان گونهای غیر از فارسیست، زبان فارسی را بهخوبی زبان مادری خود میدانند و از این نظام ارتباطی برای برقراری ارتباط با دیگران استفاده میکنند.
دامنهی گویشوران زبان فارسی تنها به مرزهای سیاسی کشور ایران محدود نمیشود و گویشوران زبانهای دری در افغانستان و تاجیکی در کشور تاجیکستان به طور کامل امکان برقراری ارتباط بدون نیاز به ترجمه با گویشوران زبان فارسی را دارند؛ بنابر این در زمره یک گونه زبانی واحد قرار میگیرند و اگر آمار آنان و دیگر گویشورانی را که در سایر کشورها با این گونهی زبانی آشنایی دارند و از آن استفاده میکنند، در نظر بگیریم بر اساس برخی آمارهای موجود تا حدود ۱۷۰ میلیون نفر و آمارهای حداقلی نیز تعداد گویشوران زبان فارسی را بیش از ۱۲۰ میلیون نفر در جهان گزارش کرده است.
در جغرافیای سرزمین ایران نیز مانند دیگر مناطق جهان با توجه به اینکه گویشوران زبان فارسی بیش از گویشوران سایر گونههای زبانی بوده است، این گونهی زبانی درجایگاه زبان معیار برگزیده شده است و علاوه بر فارسزبانان، تمامی اقوام ایرانی با دیگر گونههای زبانی نیز به طور کامل با آن آشنا بوده و از این زبان برای برقراری ارتباط استفاده میکنند.
زبان فارسی در کنار زبانهای سانسکریت، یونانی و لاتین چهارگونه مهم زبانهای کلاسیک جهان است که در میان این چهارگونه، زبان فارسی بیشترین آثار ادبی مهم جهان را به خود اختصاص داده است و پنج قلهی نامدار ادبیات این زبان فردوسی، مولوی، حافظ، سعدی و خیام چهرههایی هستند که جهان آثار آنان را میشناسد و این در حالی که برخی از گونههای زبانی با وجود فراگیری بیشتر از زبان فارسی به زحمت یک چهرهی اثرگذار در عرصهی ادبیات به جهان معرفی کردهاند، قوت زبان فارسی تا به آنجا بوده است که برخی از اندیشهمندان و ادیبان سایر کشورها نیز مانند بیدل دهلوی و اقبال لاهوری آثار ادبی خود را به زبان فارسی آفریدهاند و در میان چهرههای مشهور ادبی ایران نیز که زبان مادری برخی از آنان غیرفارسی مانند: ترکی، کردی یا عربی بوده نیز بسیاری از آنان از زبان معیار(فارسی) برای خلق آثار ادبی خود بهره بردهاند که استاد شهریار از این جمله است .
افزایش ارتباطات باعث شده تا جوامعی که به صورت مستقیم(همجواری) با یک گونهی زبانی آشنایی نداشتند، از ارتباطات مجازی در معرض تولیدات این گونههای زبانی قرار گیرند؛ هم اکنون در بین ۱۰ میلیون سایت پربازدید جهان، سایتهای زبان فارسی با سهم بیش از ۳ درصدی در رتبهی پنجم قرار گرفته است و این ابزار ارتباطی میتواند، جهان زبانها را بیش از پیش با زبان فارسی و آثار ادبی این زبان آشنا کند.
طرح برخی مسایل مانند تضعیف زبان معیار، با نام حمایت از زبانهای مادری، نعل وارونه زدن به مسایل فرهنگیست، زبانها به صورت دائم با یکدیگر در حال داد و ستد هستند و همین موضوع عامل پویایی و زنده ماندن یک زبان میشود. هیچ زبانی با ایزولهسازی حفظ نشده، بلکه مسیر مرگ خود را هموارتر کرده است. پس طرح مسایلی مانند برتری یک زبان بر زبان دیگر، تنها یک هدف میتواند داشته باشد و آن هم دامن زدن به اختلافات و به حاشیه بردن آن زبان و فرهنگ مبتنی بر آن است. حداقل جوامعی که زبان خود را با ابزارهای مختلف به زبانی بین المللی برای ارتباط میان همه انسانها تبدیل کردهاند، نمیتوانند داعیهی دفاع از زبان مادری را داشته باشن؛ چراکه تمامی تاریخی گواهی بر تلاش آنان در اضمحلال زبانهای مادری و جایگزین آن با گونهی مورد نظر خودشان است.
یکی از نقاط قوت زبانی فارسی پشتوانههای ادبی این زبان است که باعث شد، تا با وجود حاکمیت اقوامی با زبانهای غیرفارسی بر این کشور، پس قرنهای متمادی هنوز هم زبان این کشور فارسی باشد و اقوام مهاجم نیز در زبان و فرهنگ ایران مستحیل شدند.
این روزهای کشور ترکیه از چهرهای جهانی مانند مولانا، صنعت گردشگری خود را رونقی دوچندان داده است؛ حال آنکه کمتر شهروند ترکیهای میتوان یافت که چند بیت از این شاعر بزرگ فارسی زبان را بخواند، مگر آنکه فارسی بداند.
برای پایان این یادداشت این تک بیت حافظ کفایت میکند که فرمود:
شکرشکن شوند همه طوطیان هند / زین قند پارسی که به بنگاله میرود
انتهای خبر
منبع خبر: https://www.irna.ir/news/84657477
ارسال نظر