قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، حکومت های استعماری دنیا، به ویژه غرب و در رأس آنها آمریکا، روابط به ظاهر دوستانهای با کشور ایران داشتند. در نظام گذشته تلاشهای بسیاری برای منزوی کردن روحانیت و از سوی دیگر غربی کردن کشور و نهادهای فرهنگی و آموزشی، به ویژه دانشگاهها، صورت میگرفت. ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از حیث سیاسی، فرهنگی و علمی و صنعتی به غرب وابسته بود، اما مردم مؤمن، متدین، مسلمان و انقلابی این وابستگی را تحمل نکرده و با هماهنگی و همراهی حوزه و دانشگاه و جوانان غیور، انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند.
پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ برآمده از اراده عظیم ملت بزرگ ایران با بهرهگیری از آموزههای دینی و بنمایههای تمدنی و فرهنگی به رهبری امام خمینی (ره) ، تحولی بیبدیل بود که فصل تازهای در تاریخ این سرزمین رقم زد. این تحول دستاوردهای فراوانی را در عرصههای گوناگون، به ویژه در زمینه دانش و فرهنگ داشته و بعد فرهنگی آن بر دیگر ابعاد سیاسی و اقتصادی آن چیرگی داشته و تحولات فرهنگی ناشی از آن نمود بیشتر و برجستهتری یافته و از این جهت به پیوند و نزدیکی بیشتر حوزه و دانشگاه به مثابه دو نهاد علمی و فرهنگی منجر شده است.
حوزههای علمیه به عنوان نهادی که تقویت بنیانهای معرفت دینی و ارتقای بعد ایمانی و رفتارهای اخلاقی را در دستور کار خود دارند، در کنار دانشگاهها که وظیفه گسترش مرزهای دانش و تربیت نیروهای متخصص و کارآمد برای مدیریت شایسته جامعه را دارند، نیازمند همگامی بیشتر در تحقق مأموریت بزرگ کسب مرجعیت معارف دینی، علمی و فناوری در جهان اسلام و در عرصه ایجاد اعتماد به پیشرانان فرهنگ و دانش برای حل مسئلههای مهم کشور و نظام نیز هستند؛ امری که اهتمام و تلاش مضاعف بر آمده از دانش، تدبیر، دوراندیشی و بصیرت نسبت به تحولات و دگرگونیهای زمانه را طلب میکند.
وحدت و همکاری این دو پایگاه فکری ـ فرهنگی جامعه، برای حفظ فرهنگی اصیل، در مقابل هجوم ارزشهای غربی، ضروری میباشد. وحدت و همکاری میان این دو نهاد یعنی یکی شدن در مبانی معرفت شناختی، ارزشهای فرهنگی و دغدغهها و حساسیتهای سیاسی ـ اجتماعی.
از خجستهترین پیامدهای انقلاب اسلامی، وحدت حوزه و دانشگاه است. طرح مسئله وحدت حوزه و دانشگاه را می توان از آثار انقلاب فرهنگی دانست که با بهرهگیری از رهنمودهای امام خمینی (ره) در سال ۵۹ آغاز گردید. انقلاب فرهنگی همچنان که حضرت امام در پیام نوروزی سال ۵۹ اعلام فرمود، گسترش پژوهش های علمی و معارف بلند و عمیق اسلام را به عنوان هدف اصلی دنبال می نمود. این آرمان بلند، دانشگاه و حوزه را برای تلاش مشترک به سوی هم کشاند و در فضای سیاسی آن زمان، باب مشارکت و وحدت حوزه و دانشگاه را بازکرد.
در حافظه تاریخی کشورمان، شخصیتهایی چون: شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر و شهید مفتح؛ که روز شهادت این عالم ارجمند، روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده است، نمونههای بارزی از تعامل عینی و بهرهگیری از دانش و تجربه علمی و فرهنگی میان این دو نهاد است که در برهه کنونی انقلاب اسلامی بیش از هر زمان دیگر محتاج به آن هستیم، چرا که اینک با گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی و استوار شدن پایه های نظام جمهوری اسلامی و با ورود نسل جدید به دو نهاد حوزه و دانشگاه، باید ضمن حفظ این آرمان متعالی و تلاش برای انتقال فرهنگ بایستگی وحدت و نزدیکی آن دو، به ساز و کارهای عملیاتی سازی و اجرایی شدن هدف وحدت و هم افزایی حوزه و دانشگاه بیندیشیم و آن را هر چه بیشتر از آرمان به فرایندی عملیاتی بدل کنیم که بی گمان برای اعتلا و پیشرفت ایران اسلامی، این همراهی و هم افزایی، دستاوردهای ارزشمندی خواهد داشت.
۲۷ آذرماه، یادآور عروج سرخِ مجاهدی خستگی ناپذیر و عالمی ربانی، آیت اللّه مفتح، است که از پیشروان اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه بود.
شهید محمد مفتح در سال ۱۳۰۷ در همدان متولد شد. پدرش از روحانیان همدان بود.در همدان نزد افرادی چون آخوند ملا علی، دروس اولیه فقه را فرا گرفت و در سال ۱۳۲۲ برای ادامه تحصیل راهی شهر قم شد. در آنجا در محضر بزرگانی چون سید روحالله خمینی، سید حسین طباطبایی بروجردی و... حضور یافت و به آموختن درس آنان همت گماشت اما علاقه او باعث شد تا به تحصیلات جدید نیز بپردازد. با گذشت زمان، علاوه بر این که یکی از مدرسین معروف حوزه علمیه شد، موفق به اخذ درجه دکتری در رشته فلسفه گردید. او همراه با درس و بحث به منبرها میرفت و سخنرانی میکرد. مقالات متعددی در روزنامهها و مجلات اسلامی علیه حکومت پهلوی به رشته تحریر درمی آورد و به جذب دانشجویان و طلاب میپرداخت. به خاطر فعالیتهای سیاسی و مخالفت با حکومت پهلوی وی را به زاهدان تبعید کردند. در سال ۴۸ پس از آزادی به تهران آمد و در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، همگام با مرتضی مطهری به تدریس پرداخت.
وی در ۲۷ آذر ۱۳۵۸ هنگام ورود به دانشگاه تهران توسط گروه فرقان هدف گلوله قرار گرفت و در مقابل دانشکده الهیات دانشگاه تهران با رگبار گلوله به شهادت رسید.
این شهید والامقام در راه تحقق این اندیشه و آرمان بلند که از اندیشه بلند امام راحل برخاسته بود، تلاشهای بی وقفه ای انجام داد. به پاس فعالیتهای چشم گیر شهید مفتح در راه تحقق وحدت حوزه و دانشگاه لزوم ارتباط، همکاری و هم فکری این دو قشر اندیشمند، روز ۲۷ آذر ـ که سالروز شهادت دکتر مفتح نیز می باشد ـ روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گذاری شده است.
شاید نخستین مانع در راه وحدت حوزه و دانشگاه عدم وضوح و تبیین دقیق مفهوم آن نزد طرفین باشد. نبودِ همدلی و خوش بینی متقابل نیز میتواند مانع دیگری در راه وحدت حوزه و دانشگاه به شمار آید.
وصیت کلیدی امام
امام خمینی رحمه الله در وصیت نامه سیاسی ـ الهی خویش، وحدت حوزه و دانشگاه را خواستار می شود و می نویسد: «توصیه این جانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی، پیوند دوستی و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود، درصدد است بذر نفاق بین آنان افکند، او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نکرد، از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند که سرچشمه را به آسانی می توان گرفت. مخصوصا اگر در اساتید کسی پیدا شد که می خواهد انحراف ایجاد کند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و کلاس خود طرد کنند و این توصیه بیشتر متوجه روحانیون و محصلین علوم دینی است و توطئه ها در دانشگاه ها از عمق ویژه ای برخوردار است و هر دو قشر محترم که مغز متفکر جامعه هستند، باید مواظب توطئه ها باشند.»
شاید نخستین مانع در راه وحدت حوزه و دانشگاه عدم وضوح و تبیین دقیق مفهوم آن نزد طرفین باشد. نبودِ همدلی و خوش بینی متقابل نیز میتواند مانع دیگری در راه وحدت حوزه و دانشگاه به شمار آید. موضِع گیریها و سخنان غیردوستانه برخی از طرفین به تدریج همدلی و خوش بینی متقابل را کم رنگ ساخته و میسازد. یکی دیگر از موانع وحدت، عدم شناخت دقیق از خصوصیات و تواناییهای خود و طرف مقابل است. هر کدام از این موارد خود نیازمند بررسی جداگانه و دقیق است تا این موانع از میان رفته و پیوندهای دوستی و اتحاد، مستحکمتر گردد.
وحدت و همکاری این دو پایگاه فکری ـ فرهنگی جامعه، برای حفظ فرهنگی اصیل، در مقابل هجوم ارزشهای غربی، ضروری میباشد. وحدت و همکاری میان این دو نهاد یعنی یکی شدن در مبانی معرفت شناختی، ارزشهای فرهنگی و دغدغهها و حساسیتهای سیاسی ـ اجتماعی.
حوزه ها و دانشگاه ها باید توطئه های دشمنان را شناسایی کرده و با بینش و بصیرت در مقابل نقشه های آنان ایستادگی کنند. حوزه ها ثقل مبانی دینی و دانشگاهها مرکز تولید علم و صنعت بوده و ارتباط تنگاتنگ بین این دو نهاد در حیطه فرهنگ، تربیت و علم و فناوری موجب پیشرفت کشور اسلامی خواهد شد. حوزه و دانشگاه نقش بسیار مهمی در راه مبارزه با تهاجم فرهنگی دارند و در این مبارزه حوزههای علمیه میتوانند اسلام را با زبان امروزی تبیین کنند و معنویت را در جامعه را گسترش دهند. دانشگاهیان هم با بهرهمندی از علم روز و شناخت پدیدههای فرهنگی میتوانند به اهداف دشمن در تهاجم فرهنگی غلبه کنند زیرا رسالت بلند آنان سوق دادن جامعه به سوی مقاصد بلند فرهنگی و اجتماعی است. از آنجا که علم و دین باید پا به پای یکدیگر حرکت کنند، حوزه و دانشگاه باید مکمل یکدیگر باشند زیرا جایگاه دانشگاه در بحث تولید علم و جایگاه حوزه در بحث فرهنگ و نقش در تربیت جامعه بسیار اهمیت دارد.
گردآورنده: سیده مریم خادمی
گرافیست: فاطمه معجری
ارسال نظر