به گزارش مفدا جیرفت ، کتاب « آن بیست و سه نفر» روایتی جذاب از سرگذشت ۲۳ نفر از اسرای جنگ تحمیلی که به مدت ۸ سال اسیر رژیم بعثی عراق بودند. کتاب آن بیست و سه نفر نوشتهی احمد یوسفزاده روایت هشت ماه از اسارت نهسالهی یکی از همین ۲۳ نفر است که رهبر انقلاب هم در نخستین روزهای سال ۹۴، آن را خوانده و بر آن تقریظی هم نوشتهاند. کتاب آن بیست و سه نفر اما بهجز روایت ماجرای اسارت نوجوانان کرمانی، پرده از فراتر بودن جنگ به آنچه در جبههها اتفاق میافتد نیز برمیدارد. یوسفزاده وقتی از مهر مادرش مینویسد که دل کندن از کوچکترین فرزند برایش دشوار است، وقتی از مادر «اکبر دانشی» مینویسد که به واسطهی برادرش به او پیغام داده که بعد از مرگ پدر، تو تنها نانآور خانهای و دلخوشی خانوادهی شش نفره به توست و ما را به که میسپاری، و دهها اتفاق دیگر از این دست، آنها را بهخوبی به تصویر کشیده و مخاطب، خیلی خوب میفهمد که جنگ صرفا «خط مقدم» نیست و تا عمق شهرها و روستاها نیز امتداد پیدا میکند.
متن تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب آن بیست و سه نفر
در روزهای پایانی ۹۳ و آغازین ۹۴ با شیرینی این نوشته ی شیوا و جذاب و هنرمندانه، شیرین کام شدم و لحظه ها را با این مردان کم سال و پرهمت گذراندم. به این نویسنده ی خوش ذوق و به آن بیست و سه نفر و به دست قدرت و حکمتی که همه ی این زیبائی ها، پرداخته ی سرپنجه ی معجزه گر اوست درود می فرستم و جبهه ی سپاس بر خاک می سایم.
یک بار دیگر کرمان را از دریچه ی این کتاب، آن چنان که از دیرباز دیده و شناخته ام، دیدم و منشور هفت رنگ زیبا و درخشان آن را تحسین کردم.
خلاصه ای از داستان
۲۳ نوجوان ایرانی که اکثراً از تیپ ثارالله کرمان بودند به خواسته خود به جبهه می روند و در سال ۱۳۶۱ اسیر می شوند. دولت عراق این ۲۳ نفر راکه در سنین ۱۳ تا ۱۷ سال بودند از دیگر اسیران که بزرگسال بودند جدا می کنند و به اردوگاهی دیگر می برند.
علت جدا کردن این نوجوانان از دیگر اسیران به این دلیل بود که صدام حسین تازه از عملیات فتح خرمشهر شکست خورده بود.او به بهانه کودک بودن این آن ۲۳ نفر و تبلیغ علیه دولت ایران ،آن ها را جدا کرد و به کاخ خود برد.صدام در این ضیافت ، خود را بسیار ناراحت جلوه داد که چرا دولت ایران کودکان را به زور وارد عرصه جنگ کرده است.او به دختر کوچکش «حلا» میگوید که شاخه گلهایی را به آنها بدهد و بعد با آنها عکس یادگاری میگیرد و میگوید که به زودی با موافقت کمیته بینالمللی صلیب سرخ آنها را به ایران برمیگرداند.اما برخلاف گفته صدام حسین آن۲۳ نفرتا ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ در اسارت میمانند.
اسیر ایرانی دیگری به نام ملاصالح قاری مترجم صدام در این دیدار بود که بعدها پس از آزادی به جرم خیانت به ایران از طرف وزارت اطلاعات ایران زندانی و بازجویی شد و نهایتاً با نامه سید علیاکبر ابوترابیفرد روحانی آزاد شده از اسارت بی گناهی وی اثبات شده و از وی رفع اتهام میشود.
بعد از چاپ این کتاب و استقبال زیاد مردم از او، فیلم آن ۲۳ نفر هم منتشر شد که در هنگام فیلم برداری سردار سلیمانی هم از عوامل پشت صحنه دیدار کردند.
نثر این کتاب بسیار ساده و شیرین و تاثیر گذار است.در این کتاب از روحیات، احساسات و ترس های نوجوانانی می گوید که در یکی از بدترین لحظات که می تواند برای هر کشوری بیفتد، تنها افتاده اند و به دست دشمن اسیر شده اند.

شخصیت های شاخاص در داستان
۱- علیرضا شیخ حسینی۲- محمد ساردویی۳- ابوالفضل محمدی۴- حمید تقیزاده۵- منصور محمودآبادی۶ - عباس پورخسروانی۷- سید عباس سعادت۸- یحیی دادی نسب (قشمی)۹ - حسن مستشرق۱۰- احمدعلی حسینی
۱۱- محمد باباخانی۱۲- یحیی کسایی نجفی۱۳- رضاامام قلیزاده۱۴- حمیدرضا مستقیمی۱۵- حسین قاضیزاده۱۶- مجید ضیغمی نژاد۱۷- جواد خداجویی۱۸- محمود رعیت نژاد۱۹- سید علی نورالدینی۲۰- محمد صالحی
۲۱- حسین بهزادی۲۲- احمد یوسفزاده مولایی۲۳- سلمان زادخوش
چند نکته:
به جز سید عباس سعادت و محمد صالحی که فوت کردهاند، سایر افراد این گروه، یعنی ۲۱ نفر دیگر تا به امروز زنده هستند. آنها در یکی از قسمتهای برنامه تاک شوی ماه عسل ۱۳۹۴ مهمان احسان علیخانی بودند.
مشخصات نویسنده
آقای احمد یوسف زاده متولد ۱۳۴۴/۰۶/۰۵ در کرمان هستند. ایشان به همراه دو برادر دیگرش محسن و یوسف عازم جبهه می شوند.آقای یوسف زاده در عملیات بیت المقدس به اسارت دشمن بعثی درمی آید.ایشان به مدت ۸ سال و ۳ ماه در اسارت حکومت عراق می مانند . بعد از بازگشت به ایران به دانشگاه رفتند و در رشته زبان انگلیسی کارشناسی و کارشناسی ارشد را با رشته حقوق به پایان رسانند.ایشان هم اکنون مدیر امور فرهنگی دانشگاه شهید باهنر کرمان هستند. احمد یوسفزاده در سال ۱۳۹۸ به عنوان چهرهی هنر انقلاب اسلامی انتخاب شدند.

فهرست مطالب این کتاب:
مقدمه ، پیش فصل ، نورد ،آن دست خط قشنگ ، دیدار با حسن اسکندری ، یک اتفاق ، شغل جدید ، مشهد ، فصل اول: بهار ، حسن تاجیک شیر ، مادرم ، اعزام ، اکبر دانشی ،روزی سخت ، اخراجی ها ، ایستگاه قطار ، روحانی ،اهواز ،سینما ،سفر به دشت آزادگان ،حمید چریک ، پایان انتظار ، شام آخر ،آغاز عملیات بیت المقدس ،خداحافظی با آزادی ، اولین سیلی اسارت ، بازجویی ،حرکت به سوی بصره ، موردان ، بصره ، شبی در بصره ، نماز جماعت ، طلوع صبح اسارت ، به سوی بغداد ، کودکی هایم ، بغداد ، یک مرد عرب ، فؤاد ، اول ماجرا ، بیست و سه نفر ، روزهای زندان ،یک مبارز ، ابووقاص ، شروع تبلیغات ، ملا صالح ،حل یک معما ، نمایش تبلیغاتی ، یک بازی کودکانه ، یک دیدار مهم ،دو مهمان جدید ، مناظره ، ابتسام عبدالله ، در انتظار خبری خوش ، زن کوزه به دوش ، پیر با صفا ، فصل دوم: تابستان ،ماه رمضان ، به سوی مقصدی نامعلوم ،صلیب سیاه! ، سفری دیگر ، لبخندهای مهربان ، آن شب سرد زمستانی ، اطلاعات مهم ، این ها بچه های ما نیستند! ، یک شب غم انگیز ، ماهی های تشنه ، نوازش های سرگرد ، انتخابات ، فصل سوم: پاییز ، مرد کوهنورد ، پالتو ، باشگاه سید ، فصل چهارم: زمستان ، شنیده های صالح ، صدای وطن ، شب های بلند زمستان ، خوش خبر ، یک تصمیم مهم ، روز اول اعتصاب ، روز دوم اعتصاب ، روز سوم اعتصاب ، روز چهارم اعتصاب ، روز پنجم اعتصاب ، حرکت به سوی اردوگاه رمادی ، متن نامة نویسنده به صدام در سال ۱۳۷۵ ، آقای صدام حسین، رئیس جمهور عراق
کد خبرنگار:۲۶۰۶۰۱
ارسال نظر