پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۳:۱۲

کاری مشترک از مفدا مازندران و کانون شعر و ادب قاصدک دانشگاه؛

مجموعه پادکست رندان تشنه لب/قسمت پنجم

مازندران/مجموعه پادکست رندان تشنه لب5

مرتضی امیری اسفندی ،شاعر نیمایی‌ها و قصیده‌های بازگشته در دوران حاضر است. در آخرین قسمت از مجموعه‌ی رندان تشنه لب راوی ارادت او به بزرگ بانوی دشت کربلا حضرت زینب (س) شدیم./مسئول پروژه و نریشن: امین انجیدنی؛ پوستر: شایان ثابتی و تنظیم: فاطمه صیدانلو

مرتضی امیری اسفندقه متولد ۱۳۴۵،در تهران که اصالتاً اهل اسفندقه(شهرستان جیرفت، استان کرمان) می‌باشد، شاعر ایرانی است. او بابت سروده‌های خود، نامزد یا برنده جایزه‌هایی چون کتاب سال، قلم زرین و کتاب فصل شده‌است.

امیری اسفندقه نخستین کتاب شعر خود را در سال ۱۳۷۳، در انتشارات حوزه هنری با عنوان بازوان مولایی منتشر کرد. این اثر شامل مجموعه‌ای از مثنوی‌های شاعر با موضوعات " «وطن»، «جنگ ایران و عراق» و «برادر شهید» ش است. دومین کتاب او، که باز هم یک مجموعه مثنوی بود، رستاخیز کلمات نام داشت که در سال ۱۳۷۷ در نشر گلچرخ منتشر شد. در سال ۱۳۸۷، انتشارات نیستان، گزیده اشعار امیری را در مجموعه «گزیده ادبیات معاصر» روانه بازار نشر کرد.

در سال ۱۳۷۸، کتاب این شرح شرحه شرحه را در نشر سفیر صبح منتشر کرد که عنوان فرعی آن تجلی و بررسی اجمالی رمضان در ادوار شعر پارسی بود. امیری اسفندقه در ۱۳۸۴، نخستین مجموعه قصاید خود را با عنوان چین‌کلاغ در نشر لوح زرین منتشر کرد که همراه با کتاب نوشداروی طرح ژنریک نوشته سید حسن حسینی و عصرانه در باغ رصدخانه اثر مفتون امینی در فهرست نهایی نامزدهای جایزه کتاب سال قرار گرفت و در نهایت از این اثر تقدیر شد. این مجموعه شعر، همچنین توانست جایزه قلم زرین را برای این شاعر به ارمغان آورد.

امیری در سال ۱۳۹۲، مجموعه شعر نِماشُم را منتشر کرد که شامل ۸۶ قطعه شعر نیمایی، ۳۸ غزل، ۳ قطعه و ۴۰ رباعی بود. در همین سال مجموعه شعر دارم خجالت می‌کشم از این‌که انسانم، را منتشر کرد که شامل مجموعه شعرهای نیمایی، قصاید و غزل‌های این شاعر، با نگاهی به حمله آمریکا به عراق است.

اسفندقه در سال ۱۳۹۶، دومین مجموعه قصاید خود را با عنوان سیاه‌مست سایه تاک منتشر کرد.

امیری اسفندقه در سال ۱۳۹۵، به عنوان دبیر هنری ششمین جشنواره شعر انقلاب منصوب شد.

حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی 
حسین فاطمه را گرم، یاوری کردی
غریب تا که نمانَد حسین بی عباس 
به جای خواهری آن‌جا، برادری کردی
گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین 
چه خواهری تو برادر، که مادری کردی 
تو خواهری و برادر، تو مادری و پدر 
تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی 
پس از حسین، چه بر تو گذشت وارث درد 
به خون نشستی و در خون، شناوری کردی 
پس از حسین، تو بودی که شرح عصمت را 
که روز واقعه، را یاد آوری کردی 
به روی نیزه، سر آفتاب را دیدی 
ولی شکست نخوردی و سروری کردی 
حسینِ دیگری آن جا پس از حسین شکفت 
تو با حسین پس از او، برابری کردی 
چه زخم‌ها که نزد خطبه‌ات به خفاشان 
زبان گشودی و روشن، سخنوری کردی
زبان نبود، خودِ ذوالفقار مولا بود 
سخن درست بگویم، تو حیدری کردی 
تویی مفسر آن رستخیز ناگاهان 
یگانه قاصد امت پیمبری کردی 
بدل به آینه شد، خاک کربلا با تو 
تو کیمیاگری و کیمیاگری کردی
حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی 
حسین فاطمه را گرم، یاوری کردی

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.