به گزارش مفدابهشتی- به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آخرین بار یکدیگر را بوسیدند و باز هم به حرکت ادامه داد تا به قربانگاه رسید. همهی رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد. شهادت فرمانده شان، ایرج رستمی را به آنان تبریک و تسلیت گفت، و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، اما نگاهی عمیق و پرنور و چهرهای نورانی و دلی مالامال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار، گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، میبرد.»
خداوند ثابت کرد که او را دوست میدارد و چه زود او را به سوی خود فراخواند.
زمان شهـادت
سخنش تمام شد. با همهی رزمندگان خداحافظی و دیدهبوسی کرد. به همهی سنگرها سرکشی نمود و در خط مقدم، در نزدیکترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر کسی جلوتر نرود؛ چون دشمن بهخوبی با چشم غیرمسلح دیده میشد و بیگمان میتوانستند آنها را ببینند. آتش خمپاره که از اولین ساعات بامداد شروع شده، و علاوه بر رستمی قربانیهای دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت. دکتر چمران دستور داد رزمندگان بهسرعت از کنارش متفرق شوند و از هم فاصله بگیرند.
یارانش از او فاصله گرفتند و هر یک در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثهای جانکاه بودند که خمپارهها در اطراف او به زمین خورد و با اصابت یکی از خمپارههای صدامیان، یکی از نمونههای کامل انسانی که مایهی مباهات خداوند است، یکی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسین(ع)، یکی از عارفان سالک راه حق و حقیقت و یکی از ارزشمندترین انسانها و یکی از یاران باوفای امام خمینی(ره) از دیار ما رخت بربست و به ملکوت اعلا پیوست...
شهادت اسوهی جهاد، شهید چمران تبریک و تسلیت باد
انتهای خبر
کد خبرنگار: 110111
ارسال نظر