اغلب مردم به طور طبیعی متعصب هستند و حتی از آن مطلع هم نیستند، آنها به طور طبیعی از بعضی چیزها خوششان میآید و از برخی دیگر متنفراند.
تعصب و تاثیرش بر فرد و جامعه:
تعصب در لغت با عصب، اعصاب و عصبیت هم خانواده است، تعصب یک ایده و الگوی رفتاریست که با احساسات و بدون کمترین شک و شبهه، در تأیید و یا رد یک شخص، حزب، قوم، زبان، سمت، مذهب، کشور و یا هدف خاصی بروز میکند.
تعصب وابستگی افراطی به چیزی و نادیده گرفتن غیر آنست. ریشۀ تعصب، دلبستگی و تمایل کورکورانه ای است که باعث میشود انسان کسی یا چیزی را بدون دلیل و یا با دلایل غیرموجه و ناکافی بپذیرد و روی آن تأکید و پافشاری نماید. نقطۀ مقابل تعصب، تنفر است که بر پایۀ نفرت بدون دلیل و یا غیرموجه از کسی و یا چیزی استوار است. تعصب بنیاد عقلی نداشته، مفهوم و معنای احساسی دارد و بر پایه احساسات شکل میگیرد. تعصب مثل حماقت، لجاجت، تکبر و سایر صفات منفی، جزیی از نقاط ضعف شخصیت انسانی نکوهش گردیده.
در واقع تعصب معنا و مفهوم معین و مشخصی نداشته و دربرگیرنده همهی احساسات بدون دلیل میباشد که امکان کنترل و تجدید نظر در آن متصور نیست. تعصب در قالبهای فردی، فامیلی، گروهی، قومی و ملی تبارز مینماید، که در بعد فردی، منجر به خودخواهی، خودستایی، خود محوری، خود بزرگ بینی و در مقیاس گروهی به ناسیونالیزم، رسیزم و فاشیزم منتهی میشود.
جایگاه تعصب در فرهنگ دینی:
در معارف دینی از تعصب به وسوسۀ شیطانی تعبیر شده. قرآن، ابلیس را مؤسس تعصب و اولین موجودی معرفی نموده که به دلیل داشتن تعصب از درگاه خداوند رانده شد. مذکور با این استدلال که من از آتش آفریده شدهام و آدم از خاک، از امر الهی، مبنی بر سجده بر آدم اباء ورزید.
تأثیرات تعصب در جامعه:
تعصب در بعد اجتماعی پویایی و تکامل کل جامعه را سلب نموده، ریشه معنوی آن را فرسوده مینماید. گروههای انسانی را از هم دور نموده مشارکت، تعاون و همگرایی را تقلیل میبخشد، اصل تساوی و تعادل را لطمه و صدمه زده، میان آحاد جامعه عدم اعتماد و تفاهم را مستولی میکند، و پتانسیل جمعی را در جهت اعتلای عمومی از بین میبرد. در جامعه متعصب، ارزشهای جمعی رشد و نمو ننموده، از رفتن در مسیر وحدت ملی خبری نیست. تعصب تمام حوزههای اعتماد و اطمینان را مسموم و زهراگین خواهد نمود.
تعصب منفی:
اغلب افراد همیشه دوست دارند برنده شوند، و از بازنده بودن و از دست دادن متنفرند.
بنابراین آنها تمایل دارند در هنگام تصمیم گیری بیشتر به نتایج منفی توجه کنند و به آنها بیشتر از نتایج مثبت فکر کنند.
این تعصب منفی نشان میدهد که چرا ما بیشتر بر روی اتفاقات ناگوار و منفی تمرکز میکنیم و چرا اخبار اکثر اوقات بسیار ناراحت کننده و شوم هستند.
تعصب خوش بینانه و تعصب بدبینانه:
افراد تمایل دارند که در هنگام داشتن روحیه خوب، احتمال بروز نتایج مثبت را بیش از حد ارزیابی کنند.
برعکس، هنگامیکه آنها احساس کمبود میکنند، بیشتر منتظر نتیجه منفی هستند. در هر دو مورد، احساسات قدرتمند باعث تفکر غیر منطقی میشوند.
نمونههایی از تعصبات:
جنسیتگرایی افراطی نمونه بارزی از تعصب است که زمینه اجتماعی آن به علت وجود افکار کلیشهای مربوط به ویژگیهای جنس زن و مرد مهیّاست و منشا تبعیض جنسی و نادیده گرفتن حق زنان میشود که در عرصه روابط شخصی به عنوان یک شئ یا جنس دوم تظاهر مییابد. این نوع از تعصب به صورت تهاجم و پرخاشگری نسبت به همسر، دختر و به طور کلی زنان خود را نشان میدهد.
در کشورهای توسعهنیافته نیز بقایای فرهنگ قبیلهای که تعصب یکی از مظاهر آن است موجب واگرایی و گسستگی اجتماعی میشود. نفوذ و تسلط این واگرایی حتی در نهادهای به ظاهر مدرن مانند احزاب و سازمانهای سیاسی نیز به چشم میخورد که هر گروه در جهت نفی گروه دیگر گام برمیدارد و هیچ کس تحمل شنیدن نظرات و عقاید دیگران را ندارد و نفرت و بیاعتمادی در تمام شئونات و روابط اجتماعی دیده میشود. در جامعهای که نهادهای اجتماعی به انسجام و کمال لازم نرسیدهاند، قوانین و مقررات حاکم بر جامعه سست خواهد بود. در بستر چنین شرایطی فرد متعصب بر اساس ارزشهای شخصی متعصابانه خود به اقدام فردی و مغایر قانون دست خواهد زد و رفتارهای خودسرانه بروز خواهد کرد.
ارسال نظر