به گزارش مفدابهشتی- در نخستین درسگفتارهای مجازی با نام «سعدی از دست خویشتن فریاد» که به پیشنهاد اعضای کانون ادبی و با همکاری معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه برگزار شد- در روز بزرگداشت سعدی ساعت ۱۶ تا ۱۸ در محیط اسکای روم برگزار شد.
در نخستین کارگاه مجازی از این سلسله درسگفتارها، نخست دکتر محمدعلی امام هادی معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به دیباچهخوانی گلستان سعدی پرداخت. و درمورد گلستان و تأثیر این متن در ادب فارسی کوتاه سخن گفت.
سپس دکتر حسین نظری، اشرف نخلی از اعضای کانونهای فرهنگی دانشگاه و مریم مصباح از دانشجویان ساکن شیراز -که بهطور آنلاین در وبینار شرکت داشت- به دیباچهخوانی پرداختند.
در ادامه دکتر الهام باقری، مدرس دانشگاه و مدیر پایگاه خبری مفدا به شرح و تفسیر دیباچهی گلستان و بررسی زبان و اندیشهی سعدی در نگارش این اثر پرداخت و پرسشهایی از شرکتکنندگان در مورد مدت سفر سعدی، سرزمینهایی که به آن سفر کرده بود، تعداد ترجمههای گلستان به زبانهای مختلف مطرح کرد.
وی در آغاز کلام خود از استاد سخن و زبان نوشتاریِ وی گفت: «سعدی یا همان: ابومحمّد مُشرفالدین مُصلِح بن عبدالله بن مشرّف (691-600) دربارهی خانوادهاش گفته که: همهی قبیلهی من عالمان دین بودند. نمونهاش داییِ وی قطبالدین شیرازیست که از دانشمندان و عارفان مشهور سدهی 7 و 8 قمریست.
در ایام کودکی متعبّد و مَولِع زهد و پرهیز بود، که در حکایت 7 باب دوم (در اخلاق درویشان) گفته که شبی در خدمت پدر نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته....
اما در کودکی یتیم شده و سایهی پدر زود از سرش رخت بربسته:
من آنگه سر تاجور داشتم / که سر در کنار پدر داشتم
مرا باشد از درد طفلان خبر / که در طفلی از سر برفتم پدر
استادان بزرگی را دیده و محضرشان را درک کرده: شیخ شهاب الدین ابوحفص سهروردی (از نامدارترین شیوخ متصوفه) صاحب کتاب «عوارف المعارف» که در بوستان از او پند عارفانهیی را به شعر آورده که:
مرا شیخ دانای مرشد، شهاب / دو اندرز فرمود بر روی آب
یکی آنکه در جمع بدبین مباش! / دگر آنکه در نفس خودبین مباش
و شیخ ابوالفرج ابن جوزی (فقیه و محدث و متکلم و تاریخنگار حنبلی که نسباش به ابوبکر میرسد) و در سقوط بغداد به دست هلاکوخان کشته شد. در باب دوم گلستان حکایتی شیرین و بلند از ابوالفرج این جوزی آورده که
چندان که مرا شیخ اجلّ ابوالفرج بن جوزی -رحمة الله علیه- به ترک سماع فرمودی و به خلوت و عزلت اشارت کردی، عنفوان شبابم غالب آمدی و هوا و هوس طالب. ناچار به خلاف رای مربّی، قدمی برفتمی و از سماع و مجالست حظی برگرفتمی و چون نصیحت شیخم یاد آمدی گفتمی:
قاضی ار با ما نشیند برفشاند دست را / محتسب گر می خورد معذور دارد مست را
تا شبی به مجمع قومی برسیدم که در میان مطربی دیدم....»
باقری درمورد گلستان سعدی افزود: «سعدی در گلستان یک نویسندهی پراگماتیسم (عملگرا)ست. تجربههای فراوان او در سفرهای طولانی به غرب و شرق ایران، در گلستان در حد حکایتهای کوتاه بستهبندی شدهاست.
دنیایی که در گلستان سعدی شاهد آن هستیم، واقعی، رنگارنگ، زیرکانه، جامع، آگاه و مناسب برای اغلب طبقات اجتماعی. نثر گلستان هم نثری آراسته است: سهل و ممتنع (ساده و تکرارناپذیر)، آهنگین و گوشنواز، کوتاه و اثرگذار
بارها این کتاب تصحیح شده است: محمد خزائلی، محمدعلی فروغی، خلیل خطیب رهبر، سعید نفیسی، محمدجواد مشکور، غلامحسین یوسفی.
کتاب گلستان در زمان خود سعدی شهرهی خاص و عام شد و به شبهقارهی هند هم کوچ کرد و در زمان زیست سعدی به زبانهای هندی و بنگالی ترجمه گردید. 60بار در شبهقارهی هند نویسندگان و شاعران به سبک گلستان کتاب نوشتهاند؛ و به عبارتی، آن را بومیسازی کردهاند.
و همین طور دست به دست چرخید و زبان به زبان ترجمه شد. به طوری که از سدهی 17 میلادی (1634) به زبان فرانسه برگشت. بعد به آلمانی و انگلیسی لاتین و هلندی و اسپانیایی ترجمه شد. شاید جالب باشه برایتان بگویم که تنها به زبان انگلیسی، 20ترجمهی متفاوت از گلستان موجود است.
و شاید جالبتر اینکه بسیاری از شاعران و نویسندگان اروپایی از گلستان سعدی و حکایتهایش در متنهای خود بهره بردهاند. مانند لافونتن، گوته، ولتر...
در خوانش گلستان، میتوان از نظر ساختار، سه گونهی مختل در آن یافت؛
1. تک جملههای کوتاه و پرمغز:
· نه هر چه به قامت مهتر، به قیمت بهتر
· مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید
· عالم ناپرهیزگار کور مشعلهدار است.
· همه کس را عقل خود به کمال است و فرزند خود به جمال
· هرچه نپاید، دلبستگی را نشاید
· روندهی بیمعرفت، مرغ بیپر است و عالم بیعمل، درخت بیبر و زاهدِ بیعلم، خانهی بیدر
· هرکه با دشمنان صلح کند، سرِ آزارِ دوستان دارد
· برادر که در بند خویش است، نه برادر، نه خویش است.
· هر که سخن نسنجد، از جواب برنجد
· متکلّم را تا کسی عیب نگیرد، سخناش صِلاح نپذیرد
· مُلک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزکاران کمال یابد
· پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاجترند، که خردمندان به قربت پادشاهان
2. حکایتهایی که طرح داستانی، هرچند ساده دارند؛ یعنی در آن گفتوگو، دو یا چند شخصیت و نقطهی اوج دیده میشود؛ مانند:
جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان عالمی زده و بیحرمتی همیکرد. گفت: اگر این، دانا بودی، کار او با نادانان بدین جا نرسیدی.
دو عاقل را نباشد کین و پیکار / نه دانایی ستیزد با سبکسار (سبکسر، نادان، انسان بیپروای)
اگر نادان به وحشت (از روی بیفرهنگی) سخت گوید / خردمندش به نرمی دل بجوید
دو صاحبدل نگه دارند مویی / همیدون سرکشی و آزرمجویی
و گر بر هر دو جانب جاهلانند / اگر زنجیر باشد، بگسلانند
یکی را زشتخویی داد دشنام / تحمل کرد و گفت ای خوبفرجام
بتر زآنم که خواهی گفتن آنی / که دانم عیب من چون من ندانی
3. دیباچه، نزاع سعدی با مدعی و ... متنهای بلند که طرح داستانی هم در درون خودش دارد؛ اما داستان صرف نیست.
گلستان پس از یک سفر طولانی 34ساله و پس از بازگشت به میهن و شهر شیراز در 654 قمری نوشته شد.
بغداد، صنعا، بصره، کوفه، حلب، حجاز، شام، روم، بلخ بامیان، کاشغر ترکستان، سومنات هند، مصر، حبشه، ارمنستان، چین، ...، فرنگ.
زمانی که اتابک مظفرالدین ابوبکر بن سعد بن زنگی به عقل و حسن تدبیر سرزمین فارس را از تعرض مغولان وحشی و خونخوار مصون داشته بود.
بیشک سعدی در میان مردم و پادشاه و شاهزادگان و وزیران و امیران درباری ارج و قرب و احترام بسیار داشته است.
امنیت سرزمین سبب شد سعدی بنشیند و نخست بوستان را در 655 بنویسد و پشت سر آن در 656 به نوشتن گلستان هشت باب (درست مانند هشت بهشت) که با در سیرت پادشاهان شروع شده و به آداب صحبت پایان گرفته، بپردازد.
هر باب از این کتاب نگارین که بنگری / همچون بهشت گویی از آن باب خوشتر است
هدف از نوشتن گلستان دو چیز بود:
یکی انشای بلیغترین و شیرینترین نمونهی نظم و نثر فارسی در لباسی که متکلّمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت بیفزاید.
دیگری، بیان مطالب اخلاقی و مسایل اجتماعی؛ آنچه برای عام و خاص از شاه تا گدا در تدبیر زندگی به کار آید و راه و رسم و سبک زندگی خود را با آن تنظیم کنند.
بهحق هم در هر دو هدف سنگ تمام گذاشت و
هر کس به زمان خویشتن بود / من سعدی آخر الزمانم
با نوشتن گلستان تحولی در نثر فارسی پدید آورد که هماکنون اگر بخواهی خوب بنویسی و خوب سخن بگویی، باید پای در مکتب گلستان بگذاری و به قول استاد همایی، هنوز دورهی سلطنت ادبیِ سعدی پایان نیافته است.
از جنس قلم سعدی در گلستان باید گفت:
نثر مسجع، یا نثر بینابین شعر و نثر ساده. وزن دارد قافیه یا همان سجع دارد؛ این شیوه در قرآن کریم و شعر خسروانی مربوط به عهد ساسانی به شکل شعر هجایی وجود داشته، و به نثر منشیانه، مانند مقامات حمیدی نزدیک است؛ اما نثر منشیانه –برخلاف گلستان سعدی- پرتکلّف، پر از عبارتهای حشو و زاید و مکرر است.
جنس نوشتههای سعدی حتا در غزل هم حتا سرشار از اندرزگوییست:
خوی سعدیست نصیحت چه کند گر نکند / مشک دارد نتواند که کند پنهانش»
در ادامهی این درسگفتار، باقری به شرح 10 صفحهی نخست دیباچهی گلستان پرداخت.
گفتنیست این کارگاه که شرکت آن برای عموم آزاد است، مسابقهی ادبی نیز طراحی شد و قرار است به یک برنده از مجموعهی شرکتکنندگان در مسابقه به قید قرعه جایزه تعلق گیرد.
علاقهمندان برای حضور در درسگفتارهای بعدی به نشانی تلگرام زیر مراجعه کنند:
@farhangi_ksbmu
یا با شماره تلفن زیر ارتباط واتساپی بگیرند:
۰۹۱۱۳۹۶۸۳۹۴
انتهای خبر
کدخبرنگار: 110216
ارسال نظر