یکی از ارکان مهم هویت و استقلال هر کشور، استقلال فرهنگی است و یکی از مهمترین ابزار استقلال فرهنگی، "زبان" است. زبان فارسی، زبان مادری فرهنگ سرزمین کهن ایران، هویت ایرانیان در ایران و جهان بوده و هست.
رابطه عرفان و زبان فارسی، مقاومت در برابر هجمه های دشمنان در طول تاریخ به واسطه میراث ارزنده زبان فارسی و درک اسلام با زبان فارسی که همچون شیر و شکر با زبان عربی آمیخته است، بر کسی پوشیده نیست.
مقام معظم رهبری می فرمایند: "ما در کشور خودمان، در وابستگی و اضمحلال هویت در برابر بیگانگان تا آنجا پیش رفتیم که افراد برجسته ای خجالت نکشیدند و پیشنهاد تغییر زبان و خط فارسی را دارند. "
از این رو حفظ و پاسداشت فرهنگ و دین و معرفت به واسطه زبان فارسی، مسئولیتی است بر دوش هر پارسی زبان، و در همین راستا در سلسله گفتار هایی تحت عنوان "قند پارسی" هر بار فرازی از ادیبان پارسی زبان را با هم مرور می کنیم، باشد که مورد عنایت شما خوانندگان و فرهیختگان گرامی واقع گردد.
در این گفتار به شعری تحت عنوان "رنج نخست" از بانو پروین اعتصامی می پردازیم:
خلید خار درشتی بپای طفلی خرد بهم برآمد و از پویه باز ماند و گریست
بگفت مادرش این رنج اولین قدم است ز خار حادثه، تیه وجود خالی نیست
هنوز نیک و بد زندگی بدفتر عمر نخواندهای و بچشم تو راه و چاه، یکیست
ز پای، چون تو در افتادهاند بس طفلان نیوفتاده درین سنگلاخ عبرت، کیست
ندیده زحمت رفتار، ره نیاموزی خطا نکرده، صواب و خطا چه دانی چیست
دلی که سخت ز هر غم تپید، شاد نماند کسیکه زود دل آزرده گشت دیر نزیست
ز عهد کودکی، آمادهٔ بزرگی شو حجاب ضعف چو از هم گسست، عزم قویست
بچشم آنکه درین دشت، چشم روشن بست تفاوتی نکند، گر ده است چه، یا بیست
چو زخم کارگر آمد، چه سر، چه سینه، چه پا چو سال عمر تبه شد، چه یک، چه صد، چه دویست
هزار کوه گرت سد ره شوند، برو هزار ره گرت از پا در افکنند، بایست
اینک به شرح مختصری از ابیات فوق، برگرفته از سخنان "دکتر غلامحسین ابراهیمی دنیایی نقش بد" در زندگی انسان خواهیم پرداخت:
"زندگی چه طولانی و چه کوتاه، محدود است و زمانی پایان می یابد، کینه توام است با غم و شادی، رنج و آرامش، نه رنج مطلق وجود دارد و نه آرامش مطلق، و این یادآور آیه شریفه فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا می باشد. "
"در شعر فوق، شکوه و شکایت کودک خاری که به پایش فرو رفته و پاسخی که مادر به کودکش می دهد بیانگر همین مطلب است. "
"اندیشیدن به رنج و عذاب، مختص انسان است و خواستگاه احساس رنج و عذاب در خود انسان است. "
"انسان ذاتا "چند سویه" است؛ یعنی اندیشه های گوناگون، خواسته های متنوع و آرزوهای بیکران و هوس های متعدد و آماده های زیاد دارد ولی در عین چند سویه بودن به سمت "یک سویه" شدن پیش می رود تا به مقصد معین برسد! "
"در راه رسیدن به مقصد باید رنج های پیش رو را تحمل کرد تا به "گنج مقصود" رسید. "
"زندگی پر است از تضاد های سختی و آسانی، دوستی و دشمنی، فراز و نشیب، در هر رنجی که پیش آید راهی برای رفع رنج و محنت و امیدی برای حل آن وجود دارد و انسان مکلف است برای رسیدن به "کمال" این سختی و رنج را تاب آورد و زیباتر اینکه:
هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهد
ارسال نظر