به گزارش مفدا سمنان, مأموران رژیم شاه در تاریخ 29 آبان ماه سال 1357 با حمله به حرم مطهر امام رضا(ع) در مشهد عده ای از مردم انقلابی آنجا را شهید و مجروح نمودند که از جمله شهادت یک دانشجوی سرخنکلایی به نام محمد مقصودلوراد بود . به دنبال این جنایت حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی طی پیامی که در تاریخ دوم آذرماه آن سال صادر فرمود، روز یک شنبه پنجم آذر سال 1357 را- که مصادف با هفتمین روز واقعه مشهد بود - عزای عمومی اعلام نموده و از مردم خواست تا با هر وسیله ممکن برای سقوط حکومت جبار شاهنشاهی پهلوی قیام کنند.
در میدان شهدا چه گذشت؟
بالاخره روز پنجم آذر فرا می رسد. مردم گرگان و روستاهای منطقه و حتی شهرهای اطراف مثل کردکو ، بندر گز ، فاضل آباد و علی آباد کتول آن روز صبح در جوار مرقد مطهر امامزاده عبدالله – آن فرزند پاک امام موسیبنجعفر(ع) – و دور فلکه امام زاده (شهدای فعلی) گرد آمدند. در میان جمعیت از همه طبقات دیده میشدند : روحانی، فرهنگی، کارگر، کشاورز، محصل، دانشجو، بازاری، راننده، کاسب، کارمند، زن، مرد، پیر ، جوان، کودک .
مردم صلوات میفرستادند و الله اکبر می گفتند و شعار می دادند: مرگ بر شاه - درود برخمینی ، قبر امام هشتم گلوله باران شده- روز و شب شیعیان شام غریبان شده ... و لحظاتی بعد طنین رگبار گلولهها با گاز و دود و خون و فریاد، تصویری از جنگ نابرابر حق و باطل به نمایش در آورد. جنگی که یک سوی آن لشکر تا دندان مسلح طاغوت و در سوی دیگر آن عدهای از مردم بیدفاع قرار داشتند. انبوه نیروهای مسلح و مجهز رژیم هر بینندهای را به شگفتی وا میداشت. دهها ماشین پر از ماموران مسلح آماده کشتار و سرکوب مردم مسلمان بودند. حتی دوتا از کامیونهای ماموران مجهز به تیربار بودند. جمعیت تظاهر کننده به حدود 30 هزار نفر میرسید . عدهای داخل محوطه امامزاده و عدهای نیز در داخل و اطراف فلکه شهدا ایستاده بودند. برخی از تظاهرکنندگان هم عکس امام و پلاکارتهایی مبنی بر محکومیت رژیم شاه در دست داشتند. ماموران با بلندگو به مردم اخطار میکرد که متفرق شوند ، ولی مردم نه تنها اعتنایی نمیکردند بلکه حتی عدهای از جوانان شجاع در جلوی جمعیت و مقابل نیروهای مسلح رژیم صف بسته بودند. ناگهان شلیک گلوله های آتشین دژخیمان به سوی جمعیت آغاز شد. در اولین دقایق تعدادی از عزیزان به خون غلتیدند و چون برگهای خزان به زمین افتادند و روح پاکشان به ابدیت پیوست و عده زیادی هم مجروح شدند.
مأموران رژیم که از شجاعت و ایثار مردم به وحشت افتاده بودند، سوار بر کامیونها فلکه را دور زده و به طرف مرکز شهر به راه افتادند. در نتیجه مردم به خشم آمده بسوی پارکینگ شهربانی که در ضلع غربی فلکه شهدا قرار داشت، حملهور شدند. و آنجا را با کلیه وسایل و ماشین آلات آن به آتش کشیدند، انقلابیون به سربازان و درجهداران نگهبان آنجا که حتی یک تیر هم به سمت مردم شلیک نکرده بودند، گفتند گلولههایشان را به هوا شلیک نمایند و سپس آنها را با لباس شخصی فراری دادند. که این نشانگر کمالات اخلاقی مردم مسلمان و فداکار در آن لحظات خون و آتش بود.
وقتی بیمارستان به خون نشست!
مأموران شاه در کوچهها و خیابانهای شهر هر کجا مردم بیدفاع را مییافتند به گلوله میبستند حتی افرادی که ارتباطی با مراسم آن روز نداشتند را اگر می دیدند می کشتند. مقاومت و سرسختی انقلابیون در فضایی از آتش و خون ادامه داشت . مردم قهرمان آن روز شجاعانه به هر طریق ممکن در مسیر تردد مأموران شاه مانع و مشکل ایجاد میکردند . به این منظور مردم خشمگین گرگان حتی دو ماشین آتشنشانی را در چهار راه میدان عباسعلی به آتش کشیدند که منجر به مسدود شدن راه عبور و مرور مأموران شد. آن روز سینههای انقلابیون آماج تیرهای دژخیمان بود که عاشقانه و بیمحابا گلولههای آتشین را چون گلهای شقایق در آغوش میگرفتند و لحظاتی بعد در خون پاک خود غوطه ور می شدند.
آری مأموران شهربانی و هنگ ژاندارمری به کمک ماموران مخفی ساواک همچنان مشغول گشتزنی و سرکوب و کشتار مردم بیدفاع و مسلمان بودند. مأموران حتی به آمبولانسها حمله می کردند تا از انتقال مجروحین به بیمارستان جلوگیری نمایند . آنها همچنین به سوی مغازههای انقلابیون شهر نیز تیراندازی می نمودند . بویژه مغازههایی که تصویر حضرت امام خمینی را نصب کرده بودند. ضمنا غالب مغازهای گرگان آن روز بخاطر اعتراض به جنایت رژیم شاه در حرم مطهر امام رضا(ع)، تعطیل و در اعتصاب بودند.
چنانکه گفتیم صبح روز 5 آذر در اولین دقایق پس از تیراندازی، تعدادی از تظاهرکنندگان شهید و مجروح شدند . لذا عدهای از مردم با هر وسیله ممکن مجروحین و شهدا را به بیمارستان انتقال دادندکه بیشتر مصدومین به بیمارستان پهلوی سابق (پنجمآذر فعلی) انتقال یافتند. حجم زخمی ها و مجروحین به حدی بود که از عهده کادر درمانی پر تلاش و ایثارگر بیمارستان خارج بود . به همین علت مردم داوطلبانه و مشتاقانه به یاری آنها شتاقتند.
مأموران همچنان مشغول گشتزنی بودند ، تا اینکه حدودا ساعت یک یا یک و نیم بعدازظهر به خیابان مولنروژ (پنجم آذر فعلی) رسیدند و انبوه جمعیتی را که جهت کمک به مجروحین و اهدای خون به آنجا آمده بودند به گلوله بستند . در نتیجه در آنجا جوانی به نام آقای سید نظامالدین نبوی مورد اصابت گلوله مأموران قرار گرفت و مغزش متلاشی شد. در حالی که حمله به بیمارستان و آمبولانسها از نظر همه قوانین بینالمللی ممنوع میباشد.
آری آن روز روز خون باری برای مردم استان گلستان بویژه شهر گرگان بود ، هر کس را ماموران در خیابان ها می دیدند به گلوله می بستند . به طوری که با حمله های مأموران بسوی مردم مسلمان و انقلابی در روز پنجم آذ ر، بیش از 100 نفر زخمی شدند و 14 نفر نیز شربت شهادت نوشیدند ، که از این تعداد برخی در دم و بعضی هم در روزهای بعد بر اثر شدت جراحات به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
اسامی شهدای آن واقعه تاریخی به ترتیب الفبا به این شرح می باشد: 1- حسین(چنگیز) امیر لطیفی 2- صدیقه پروانه 3- سید اسماعیل حسینی 4- عباس خالداران 5- احمد سبطی 6- حجتالله عباسی 7- ابوالقاسم(جعفر) علاءالدین 8- نرگس قصابان 9- غلامحسین محبیراد 10- حسین مقصودلو 11- سید نظامالدین نبوی 12- حسینعلی نصیری 13- فرامرز ویزواری 14- ابوالحسن هادی
ضمنا برای اطلاع کاملتر در باره این واقعه تاریخی به « کتاب حماسه پنجم آذر سال 57 گرگان- تالیف غلامرضا خارکوهی- نشر بنیاد شهید و امور ایثارگران» مراجعه فرمائید.
البته تا کنون دو نامه برای مقام معظم رهبری و رئیس محترم جمهور و سایر مقامات کشور و استان گلستان در باره اهمیت این رویداد بزرگ مردم گرگان فرستاده شده ، تا این واقعه هم در تقویم رسمی کشور و هم در کتابهای درسی مدارس و دانشگاهها ثبت و درج شود و در اذهان نسلهای این مرز و بوم باقی بماند. بی شک بزرگداشت روز 5 آذر سال 57 گرگان بزرگداشت کسانی است که در روزهای سیاه طاغوت، برای استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی به میدان آمدند ولی توسط ماموران شاه به خاک و خون کشیده شدند. ما باید قدر حماسه آفرینان این روز را بدانیم و به آرمانها و شعارهایشان پایبند باشیم . چه خوب است که این روز بعنوان بزرگترین روز تاریخی گرگان معرفی و ثبت و ضبط شود.
زنده و جاوید باد یاد و راه امام و شهیدان ما
ارسال نظر