"دکتر علیرضا صغیر" در گفتوگو با مفدا – گناباد، اظهار کرد: ادبیات کودکان به گونهای خاص اطلاق میشود که هم از نظر درونمایه و هم از جهت کارکرد عناصر زبانی، متناسب با فهم و نیاز مخاطبان باشد.
وی ادامه داد: بر این اساس باید دارای خصیصههای محتوایی و زبانی خاصی بوده و چون دارای ویژگیهای زبانی است، تمام آثار پدید آمده در این حوزه در زمره ادبیات محسوب میشود.
صغیر با بیان اینکه دو نوع نگاه به کودک و به تبع ادبیات خاص آنها وجود داشته است، تصریح کرد: عدهای معتقد بودند که کودک، بزرگسالی کوچک بوده و مرحله کودکی، مرحله گذر برای رسیدن به بزرگسالی است؛ بنابراین کودک نیازمند اطلاعات صرفا آموزشی و تهذیبی بوده تا از این طریق برای زندگی آینده و اداره مملکت آماده شود.
این مدرس دانشگاه افزود: در مقابل این نگاه کلاسیک و سنتی، عدهای کودک را دارای هویتی مستقل و جدا از بزرگسال میدانند؛ این نگاه به ویژه در حوزه ادبیات کودکان از مشروطه به بعد قوت گرفت و نتیجهای سازنده و تکاملی در پی داشت و دلیل این موضوع از این جهت است که کودک را انسانی مستقل از بزرگسال و دارای ویژگیها و نیازهای خاص خود دیدند.
وی اذعان کرد: در واقع مربیان و نویسندگان از دریچه چشم کودک و با توجه به خواستها و علایق او به جهان نگریستند و آثاری درخور نیاز او تولید کردند؛ نتیجه این نگاه، جایگزینی "ادبیات کودک و نوجوان" یعنی ادبیاتی که صرفا متناسب با خواست کودک است، به جای "ادبیات برای کودک و نوجوان" یعنی ادبیاتی که بزرگسال با نگاه و اهداف خود برای کودک خلق میکرد، شد.
این پژوهشگر حوزه ادبیات کودکان و نوجوان همچنین گفت: در ادامه این روند رو به رشد، منتقدان و نویسندگانی که خاص این گونه ادبی بودند و به عنوان منتقد و نویسنده ادبیات کودک شناخته میشدند، همچون «مرحوم آذریزدی» ظهور کردند.
ارسال نظر