هیولای جنگ بر اروپا سایه انداختهبود. اشتهای خونخواران توسعهطلب، سیری نداشت. ولی با این همه، زندگی همچنان راه خویش را میپیمود و بهترین گواه آن افکاری بود که در ذهن سویسی سیویک ساله که در یکی از روزهای ژوئن ۱۸۵۹ به شهر »کاستیل لیون« وارد شدهبود، جریان داشت.
سویسی جوان در حالیکه در اتاقک دلیجان، روی نیمکت مخملی لمیده بود، به فکر فرو رفت ؛ «اگر پیشنهاد تجاری مرا قبول کنند، خیلی عالی میشود. سود زیادی عایدم خواهد شد...»
ناگهان صدای زاری و شیونی که از بیرون بلند بود، رشته افکارش را از هم گسیخت. پرده اتاقک دلیجان را کنار زد و به بیرون نگاه کرد. غوغایی در کلیسای کوچک شهر برپا بود.
دقایقی بعد، «هانری دونان» جوان، داخل محوطهی کلیسا بود. سطح زمین و کف راهروها و حتی حیاط کلیسا، پر از زخمیهایی بود که در جنگ مجروح شده بودند. جنگ بیرحمانهای که در چهار کیلومتری شهر در دهکدهی سولفرینو جریان داشت، انسانهای بیگناهرا در کام خود فرو میبرد. در هر گوشهای پیکر نیمهجانی در انتظار مرگ بود. بیچارگان زخم خوردهای که جز خداوند پناهی نداشتند، به خانهی او –کلیسا- پناه آورده بودند. نالههای دلخراش مجروحان، جان هر انسانی را آکنده از درد میکرد.
هانری جوان با دیدن آن صحنههای تکان دهنده و غیر انسانی، به شدت تحت تاثیر قرارگرفت. گویی از یاد برده بود که برای تجارت به آن شهر آمده است. چگونه میتوانست به سود و زیان تجارت بیاندیشد در حالیکه جان آدمیزادگان را به چنان بهای اندکی معامله میکردند و هستیشان را در جنگ به حراج میگذاشتند؟ چگونه میتوانست آسوده و بیخیال، سر در کار خویش داشته باشد و انسانهای دردمند و مظلومی را که ناخواسته برای سیر کردن اشتهای قدرت دیگران، زخم خورده بودند، به حال خود واگذارد؟
باید کاری میکرد. مرگ را انتظار کشیدن، شایسته انسانها نیست. به سرعت گروه کوچکی تشکیل داد و به یاری مجروحان شتافت. هنوز سه روز از تشکیل گروه کوچک او نگذشته بود که توانست لوازم ضروری برای مداوای مجروحان را فراهم کند. هزینهی تهیهی این وسایل را خودش پرداخت کرد.اما پول او برای مداوای همهی مجروحان کافی نبود. برای همین به دوستانش در ایتالیا و سویس نامه نوشت و با تشریح اوضاع اسفبار مجروحان، از آنها درخواست کمک کرد. دوستان نیکوکار هانری جوان او را تنها نگذاشتند. کمک ها و اعانات از راه رسید و هانری و گروهش توانستند با آنها، جان بیش از پنچ هزار نفر از مجروحان جنگ را نجات دهند.
در تمام طول راه برگشت به ژنو، این فکر که :« راستی نمیشود در هر کشوری، جمعیتی برای کمک به آسیبدیدگان و مجروحان جنگ تشکیل داد؟» ذهنش را مشغول کرده بود. اما چه باید میکرد؟ چه میتوانست بکند؟ در ژنو دوباره زندگی عادی هانری جوان شروع شده بود ولی با این حال، خاطرات آن روزهای شوم و دردناک، همچنان روح او را آزار میداد.
شاید با نوشتن آن خاطرات، آرام میگرفت. شاید خواندن آن خاطرات، انسانها را به فکر میانداخت تا برای آسیبدیدگان جنگ، کاری بکنند. این بود که هانری جوان کتاب «خاطرات سولفرینو» را نوشت. انتشار این کتاب، وجدان خفتهی بسیاری از آدمیان را بیدار کرد. پیشنهادهایی که او در این کتاب ارائه کرده بود، توجه تعدادی از سران کشورها را به خود جلب کرد. نخستین پاسخ به ندای بشر دوستانه هانری دونان، از زادگاه خود او، ژنو داده شد.
روز هفتم فوریه ۱۸۶۳ انجمن فواید عامه شهر ژنو به درخواست رئیس خود «گوستاو موانیه» از هانری دونان دعوت کرد که با حضور او دربارهی پیشنهادش مطالعه و گفتگو شود. در همان جلسه، هیئتی که با خود او، پنج نفر میشدند، به ریاست دونان، مسئول تشکیل جمعیتی برای کمک به مجروحان جنگی شد. اعضای این هیئت، روز نهم فوریه ۱۸۶۳ ضمن یک مشاورهی نسبتا طولانی، توافق کردند که نام جمعیت خود را «کمیتهی بینالمللی صلیب مجروحان جنگ» بگذارند و همین کمیته بود که بعدها رسما به «کمیتهی بینالمللی صلیب سرخ» تغییر نام یافت. کمیته همچنین تصمیم گرفت که در روز ۲۶ اکتبر ۱۸۶۳ یک کنفرانس بینالمللی با حضور نمایندگان کشورهایی که دعوت دونان را پذیرفته بودند، تشکیل شود.
روز موعود کنگرهی باشکوهی، با شرکت ۳۶ نماینده از شانزده کشور اروپایی در ژنو برپا شدو در همین کنگره بود که نخستین قرارداد (کنوانسیون) ژنو تهیه و تنظیم شد. ضمناً موافقت شد که در هر کشوری یک کمیتهی ملی نظیر کمیتهی مستقل در ژنو تشکیل شود.
علامتهای صلیب سرخ و هلال احمر چگونه به وجود آمدند؟
در سال ۱۸۶۳ میلادی ( ۱۲۴۲ ه.ش) به احترام هنری دونان، علامت صلیب سرخ روی زمینهی سفید که معکوس رنگهای پرچم کشور سویس است، به عنوان علامت کمیتهی صلیب سرخ انتخاب شد. بسیاری از کشورها این علامت را به عنوان نشان جمعیت خود برگزیدند.
در سال ۱۸۷۶ میلادی ( ۱۲۵۵ ه.ش) امپراتوری عثمانی، علامت هلال احمر (هلال سرخ) روی زمینه سفید را که معکوس رنگهای پرچم آن امپراتوری بود، به عنوان علامت جمعیت خود انتخاب کرد.
امروزه بیشتر کشورهای اسلامی،هلال احمر را به عنوان علامت جمعیت خود برگزیدهاند. در حال حاضر، در ۱۸۱ کشور جهان، جمعیت صلیب سرخ یا هلال احمر وجود دارد. این جمعیتها، «جمعیت ملی» محسوب میشوند.
اصول اساسی نهضت بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر کداماند؟
- انسانیت: هدف این نهضت، محافظت از جان و سلامتی نوع بشر و تضمین کرامت انسانهاست.
- بیغرضی: نهضت، هیچگونه جهتگیری نسبت به ملیت، نژاد، عقاید مذهبی یا سیاست، ندارد.
- بیطرفی: این نهضت در درگیریها، از هیچ طرفی جانب داری نمیکند.
- نداشتن وابستگی: نمایندگان محلی، ضمن تبعیت از قوانین کشور متبوع، همواره استقلال خود را حفظ کرده تا بتوانند منطبق با اصول نهضت عمل کنند.
- خدمات داوطلبانه
- یگانگی: در هر کشوری تنها یک جمعیت هلال احمر یا صلیب سرخ میتواند وجود داشته باشد.
- جهان شمولی

کمیته بینالمللی صلیب سرخ چیست و چه میکند؟
کمیته بینالمللی صلیب سرخ، سازمانی مستقل، غیر دولتی و از نظر سیاسی، عقیدتی و مذهبی، بیطرف میباشد و شعار آن « نیکوکاری در زمان جنگ » است. این کمیته به منظور رسیدن به اهداف انسان دوستانهی خود در زمینههایی چون امدادرسانی، جستجوی مفقودین، حمایت از اسرای جنگی و غیر نظامیان بازداشتی و کمک به آنها، ارتباط با سازمانهای بینالمللی، جلب احترام به حقوق بشردوستانه بینالمللی و نشر و توسعهی این حقوق تلاش میکند. علامت مشخصه این کمیته، صلیب سرخ روی زمینه سفید در داخل یک دایره میباشد. محل مرکزی این کمیته، ژنو است.

فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلال احمر چیست؟
فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلال احمر، شامل کلیهی جمعیتهای ملی صلیب سرخ و هلال احمر استکه هر کدام در تصمیمات فدراسیون سهیم هستند. فدراسیون سازمانی مستقل، غیر دولتی، غیر سیاسی، غیر نژادی، غیر مذهبی و بیطرف است که شعار آن « از انسانیت تا صلح» میباشد. محل استقرار فدراسیون، ژنو و علامت مشخصهی آن هلال و صلیب سرخ در داخل یک مستطیل با زمینه سفید است. این فدراسیون امدادرسانی بینالمللی نهضت صلیب سرخ و هلال احمر را به آسیب دیدگان از حوادث، پناهندگان و مردمی که در وضعیتهای اضطراری بهداشتی هستند، هدایت و هماهنگ میکند. همچنین برای افزایش همکاری بین جمعیتهای ملی و افزایش توان این جمعیتها، برای آمادگی مقابله با حوادث و اجرای برنامههای اجتماعی و بهداشتی موثر، تلاش میکند.
جمعیت ملی در کشور ما چه گذشتهای دارد؟
جمعیت ملی ایران در سال ۱۳۰۱ ه.ش (۱۹۲۲میلادی) تاسیس شد. این جمعیت، علامت شیر و خورشید سرخ را برای خود برگزید که در سال ۱۳۰۷ ه.ش ( ۱۹۲۸میلادی) به عنوان سومین علامت امدادی دارای مصونیت ( بعد از علامتهای صلیب سرخ و هلال احمر) مورد پذیرش کنفرانس ژنو قرار گرفت.
با تلاش مسئولان جمعیت و کمکهای مردم، به تدریج جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران در زمینههای خدمات درمانی و بیمارستانی، انتقال خون، آموزش پرستار، امور جوانان و داوطلب تقویت شد و اولین آئیننامه خدمات امدادی در سال ۱۳۴۷ به تصویب هیئت مرکزی جمعیت رسید که براساس آن، مسئولیت ارائه خدمات امدادی و درمانی به آسیبدیدگان در جمگ و سوانح و بلایای طبیعی، به جمعیت شیر و خورشید سرخ محول گردید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی با دگرگون شدن ساختار جمعیت، بعضی از بخشهای جمعیت از آن جدا شد و نشان شیر و خورشید در سال ۱۳۵۹ به هلال احمر تغییر یافت.
اهداف جمعیت هلال احمر چیست؟
- تلاش برای تسکین آلام بشری و تامین احترام انسانها
- کوشش جهت برقراری دوستی، تفاهم و صلح پایدار میان ملتها
- حمایت از زندگی و سلامت انسانها بدون در نظر گرفتن هیچگونه تبعیض میان آنها
وظایف جمعیت هلال احمر چیست؟
- ارائه خدمات امدادی در هنگام بروز حوادث و سوانح طبیعی در داخل و خارج از کشور
- ارائه کمکهای اولیه در حوادث غیر مترقبه به وسیله امدادگران
- برنامهریزی و اقدام جهت آمادگی مقابله با حوادث و سوانح و آموزش عمومی در این زمینه و تربیت کادر امدادی و نیروی انسانی مورد نیاز
- ارسال کمک و اعزام عوامل امدادی و درمانی به سایر کشورها در صورت لزوم
- کمک به امر توانبخشی و ارائه خدمات اجتماعی در جهت تسکین آلام آوارگان، پناهندگان و ایجاد حس تعاون، تفاهم، دوستی و نیکوکاری بین مردم
- کوشش در جهت برقراری دوستی و تفاهم متقابل و صلح پایدار میان ملتها
- اداره امور جوانان و توسعه مشارکت جوانان به منظور آماده ساختن آنان در انجام خدمات امدادی و عامالمنفعه
- کمک به تهیه دارو و وسایل پزشکی مورد نیاز کشور با موافقت وزارت بهداشت و با همکاری هلال احمر و صلیب سرخ جهانی
دبیر سرویس فرهنگی مفدا: نیکو پورشفقی
ارسال نظر