چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۱:۵۸

پرتوی از سیره و سیمای فاطمه زهرا (س)

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

یک نگاه در عزاداری برای حضرت زهرا(س) می‌تواند صرفاً حزن و اندوه باشد، اما در نگاهی دیگر می‌توان به رسانه تاریخ مراجعه کرد و با در نظر گرفتن چرایی واقعیت‌هایی همچون واقعه سقیفه، خطبه فدکیه، احقاق حق، سیلی خورن، شکستن پهلو تا رسیدن به مرحله شهادت، هم بر مظلومیت دختر رسول‌الله(ص) گریست و هم براساس سیره و منش ایشان به موضع‌گیری پرداخت.

به گزارش مفدا، واقعه جانسوز شهادت وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا (س) در منابع شیعی به تفصیل آمده است، اما در منابع اهل سنت تا حدودی مسکوت و مغفول مانده است. با این وصف، تقریباً تمام منابع حدیثی و تاریخی اهل تسنن بر این مسئله اتفاق نظر دارند که حضرت فاطمه زهرا (س) نسبت به خلیفه اول خشمگین بود و با همین خشم هم از دنیا رفت. درباره حمله به خانه آن حضرت نیز در برخی از منابع اهل تسنن مثل «انساب الاشراف» احمد ابن یحیی بلاذوری که از منابع بسیار متقدم و معتبر است، مطالبی وجود دارد. حتی جسارتی که یکی از صحابه مورد احترام اهل سنت خطاب به حضرت زهرا (س) دارد را آورده است که گفته بود «آتش زدن این خانه از آنچه پدرت آورده مهم‌تر است.»

در روزهای نخست شکل گیری حکومت اسلامی در مدینه، مسلمانان با مشکلات بسیاری مواجه بودند. بسیاری از مهاجران و انصار، با تنگدستی روزگار می گذراندند. در این حال علی علیه السلام نیز همانند سایر مسلمانان زندگی می کرد و هنگام توانمندی، دیگران را برخود مقدّم می داشت.

تا چند سال، وضع به همین منوال سپری شد. علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام در خانه زیراندازی جز یک پوست گوسفند نداشتند. فاطمه علیهاالسلام صبر کرد و سختی های زندگی را به خاطر رضای خدا و خشنودی پدر و شوهر خویش تحمّل نمود.

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ضمن باخبر بودن از وضع زندگی علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام، پیوسته دختر خود را به صبر و شکیبایی در برابر مشکلات زندگی فرامی خواند.

اَنَس می گوید: روزی فاطمه علیهاالسلام خدمت پدر آمد و عرض کرد: یا رسول اللّه! من و پسر عمویم زیراندازی جز یک پوست گوسفند نداریم. شب ها خودمان از آن استفاده می کنیم و روزها علف شترمان را روی آن پهن می نماییم. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: دخترم! صبر کن؛ زیرا موسی بن عمران تا ده سال از روزهای زندگی خود را سپری کرد، در حالی که چیزی جز یک عبای قطوانیه نداشت.

فاطمه علیهاالسلام هنگام سختی ها می فرمود: «یا رسول اللّه! خداوند را در برابر نعمت هایش ستایش می کنم و بر نعمت های ظاهری اش شکر گزارم.»او ساده زندگی می‌کرد و از تحمّل مشکلات زندگی پرهیز نداشت تا به شیرینی های آخرت برسد. وسایل زندگی حضرت ساده و مهریه اش اندک بود. او آیین خانه داری و همسر داری را به خوبی مراعات می کرد و در زندگی، واقعاً شریک همسرش بود.

گاهی که در خانه غذایی نبود و کودکان گرسنه بودند، فاطمه علیهاالسلام به علی علیه السلام چیزی نمی‌گفت و چیزی از او درخواست نمی کرد. او بیم داشت از این که همسرش نتواند خواسته او را برآورده کند و شرمنده شود. فاطمه علیهاالسلام در جواب علی علیه السلام که می فرمود: چرا به من خبر ندادی تا غذایی برای شما تهیه کنم؟ می گفت: ای ابوالحسن! من از خدایم شرم می کنم که تو را به چیزی که بر آن قدرت نداری، تکلیف کنم!

آری، فاطمه علیهاالسلام در تمام عرصه ها نمونه و الگوست. در خانواده، همدم رنج ها و غصّه های شوهر بود و پناه او.

علی علیه السلام می فرمود: وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم، تمام غم و اندوهم برطرف می شد. هرگز کاری نکردم که فاطمه از من خشمناک و ناراحت شود. فاطمه نیز هرگز مرا خشمناک نساخت.

فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی

فاطمه علیهاالسلام در برابر مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی، بی تفاوت نبود و پیوسته جبهه حق را یاری می کرد. در صحنه‌های اجتماعی و دفاع از دین و رهبر، حاضر بود.
حضرت در جنگ اُحُد شرکت داشت و به امدادگری و مداوای زخم های رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مشغول بود. پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم که خلافت غصب شد و «فدک» را از او گرفتند، همراه زنان بنی‌هاشم به مسجد آمد و در جمع مسلمانان حاضر، در خطبه ای غرّا که پشت پرده خواند، از بدعت‌ها، ستم‌ها، حق کشی‌ها، فراموش کردن وصیّت پیامبر و احیای سنّت‌های جاهلی انتقاد کرد.
فاطمه علیهاالسلام در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبری امت اسلامی، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و این امر را تکلیف خود دانست.

گاهی شب‌ها همراه علی علیه السلام به در خانه مهاجرین و انصار می‌رفت و حمایت از ولایت و وصیت رسول را در یادها زنده می‌کرد و آنان را به دفاع از حقّ شوهرش در مسئله خلافت و حقّ خودش فرا می خواند، اگرچه جز کلامی سرد و بی‌مهر نمی‌شنید!

فاطمه علیهاالسلام عنایت ویژه‌ای به مسئله دفاع از امامت و ولایت امام علی علیه السلام داشت و به عنوان یک وظیفه اجتماعی در قالب‌های مختلف، روی آن اهتمام و جدّیت  می‌ورزید. در مسئله «فدک» آن چیزی که جوهر اصلی کارها و پیگیری‌های حضرت فاطمه علیهاالسلام بود، همان دفاع از «حقّ ولایت حضرت امیرمؤمنان علیه السلام» بود.

حتّی آخرین وصیّت او یعنی تشییع، به خاک‌سپاری و مخفی نگه داشتن قبر هم در واقع تداوم حضور سیاسی و اجتماعی حضرت زهرا علیهاالسلام بود. این وصیّت، میزان هدفداری و بزرگواری ایشان را نشان می‌دهد. تا حضرت زنده بود، علی علیه السلام حامی نیرومندی داشت.

به تعبیر بعضی از بزرگان: «به خاطر فاطمه علیهاالسلام، حُرمت حضرت امیرمؤمنان علیه السلام را تا حدّی پاس می‌داشتند؛ اما پس از شهادت آن مظلومه، علی علیه السلام تنها و بی‌پناه و مظلوم‌تر شد.» در یک جمله، فاطمه، فدایی امامت و رهبریت شد.

اینها و نمونه‌هایی دیگر از سیره رفتاری آن بانوی بی‌همتا، جلوه‌های الگو بودن او برای همه فضیلت‌خواهان و حق جویان است که در پی «اُسوه» و سر مشق «چگونه زیستن» اند.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.