به گزارش مفدا، محمد پیروزان دانشجوی رشته دندانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی البرز و «دبیر مجمع تخصصی سلامت دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی» است. علاوه بر این، او در حوزه نشریات فعال است و مدیر مسوولی و صاحب امتیازی نشریه «سلام» در دانشگاه علوم پزشکی کرمان و «نشریه اوسنا» در دانشگاه علوم پزشکی البرز را بر عهده داشته است. پیروزان عضو بنیاد ملی نخبگان در دانشگاه علوم پزشکی کرمان و البرز است و ثبت سه اختراع در حیطه پزشکی را در کارنامه علمی خود دارد. با او درباره فعالیتهای مجمع سلامت دانشگاههای علوم پزشکی به گفتوگو پرداختیم.
کانونهای سلامت یکی از مؤثرترین کانونهای فرهنگی هستند. ضمن معرفی این کانون از مشکلات پیش روی خودتان در حال حاضر بگویید.
مهمترین وظیفه وزارت بهداشت حفظ سلامت افراد است و حفظ سلامت نیازمند "فرهنگ سلامت" است. یکی از اهدافی را که «مجمع تخصصی کانونهای سلامت» دنبال میکند، افزایش دانش مردم در حوزه سلامت و در نتیجه تعمیق فرهنگ سلامت آحاد مردم است. بر این اساس کانونهای سلامت و مجمع مربوط به آن نقش کلیدی در گسترش فرهنگ سلامت دارند. من نمیخواهم تلاش سایر مجامع را کوچک جلوه دهم اما «کانونهای سلامت» پرچمدار و داعیهدار گسترش «فرهنگ سلامت» در وزارت بهداشت است که متولی اصلی حوزه سلامت کشور محسوب میشود. یکی از مشکلات ما بوروکراسیهای اداری در سطح دانشگاهها است و گرنه بین اعضای ستادی وزارتخانه با مجامع تعامل و مشارکت زیادی وجود دارد. مشکل بعدی ما جزیرهای عمل کردن و پایبند نبودن بعضی از گروهها به ساختارها و چهارچوبهای خودشان است. بودجه هم یکی از مشکلات ماست. اگر آن استقلالی که از آن دم میزنیم رخ بدهد، میتوانیم از اسپانسرها استفاده کنیم و مشکلات بودجهای خودمان را رفع و رجوع کنیم.
مجمع تخصصی کانونهای سلامت فعالیتهای مختلف و موثری همچون تفاهنامه با انتقال سازمان خون برای جمعآوری پلاسما و سلوهای بنیادی داشته است. این تفاهمنامه در چه شرایطی و با چه هدفی منعقد شده است؟
مجمع تخصصی کانونهای سلامت از آبان ماه ۱۳۹۵ در کرمان تشکیل و مقرر شد که فعالیت منسجمی در این حوزه داشته باشد. در آن زمان موضوع سلولهای بنیادی داغ بود و هنوز انجمن سلولهای بنیادی تشکیل نشده بود و در این زمینه نیاز مبرم در کشور وجود داشت. به طوری که این فرآوردهها از آلمان و فرانسه به قیمت گزاف وارد میشد. ما در مجمع سلامت روی این موضوع تمرکز کردیم و یک برنامه جامع علمیاتی به معاون فرهنگی و دانشجویی وقت دادیم که مورد استقبال ایشان قرار گرفت. این پیگیریها نتایج مهمی از جمله انعقاد این تفاهمنامه در برداشت؛ اما هنوز راه زیادی برای رشد و تعالی حوزه سلامت در پیش داریم. به نظر من باید مجامع دیگر نیز به کمک مجمع سلامت بیایند تا اهداف این مجمع تحقق پیدا کند.
از مهمترین برنامههای مجمع تخصصی کانونهای سلامت دانشجویان چیست؟
مهمترین دغدغه من این است که افراد متخصصی با رویکرد فرهنگی در زمینه مدیریت سلامت تربیت کنیم. یکی از چالشها و البته فرصتهای ما این است که دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی از ابتدا وابسته به وزارت بهداشت هستند. دانشجویان دانشگاههای تابعه وزارت علوم کارشان به دستگاه یا نهاد دیگری ارتباط پیدا میکند اما ما از زمانی که وارد رشتههای علوم پزشکی میشویم تا انتها با این وزارتخانه در تماس هستیم و با آن سروکار داریم. در این شرایط جا دارد افرادی که وارد این حوزه میشوند از ابتدا هنر مدیریت با نگاه فرهنگی را بیاموزند. برای همین منظور تلاش داریم دورههای آموزشی متفاوتی برگزار کنیم که شبیه دورههای آموزشی کلاسیک نباشد. در همین زمینه با چند شرکت تامین محتوا وارد صحبت شدیم و امیدوارم زودتر به نتیجه برسیم.
تمرکز اصلی کانونهای فرهنگی انجام کارهای هنری، خیریه، سلامت و.... است؛ اهمیت تمرکز بر این عرصهها و حفظ وجهه فرهنگی کانونها تا چه حد است؟
یکی از آفتهای کانونهای فرهنگی سیاسیکاری است. قبل از آنکه فعالیت کانونها به شیوه فعلی در بیاید، تشکلهای اسلامی مختلف در سطح دانشگاهها فعالیت میکردند. یکی از اصلیترین خصوصیت تشکلها فعالیت سیاسی و داشتن خط و مشی سیاسی است. ما به مرور متوجه شدیم که بسیاری از دانشجویان قشر خاکستری در فعالیتهای سیاسی شرکت نمیکنند و علاقهای به آن حوزه ندارند. به همین منظور کانونهای فرهنگی شکل گرفت تا همه اندیشهها امکان فعالیت و حضور در عرصه فرهنگی مناسب با سلیقه خود را داشته باشند. به نظر من کسی که به یک کانون فرهنگی وارد میشود فارغ از خط مشی سیاسی با دیگران همراهی میکند. این همراهی و همیاری در تشکلها کمتر وجود دارد چون خط فکری تشکلها با هم مطابق نیست و آنها را از هم جدا میکند. اگر دبیر مجمع یا کانونی گرفتار سیاستزدگی شود، آن کانون نمیتواند فعالیتها و وظایف تعیین شدهاش را به صورت مستقل و همهجانبه انجام دهد.
موضوع بعدی موازیکاری یا جزیرهای عمل کردن است که در ابتدای تاسیس کانونهای فرهنگی کاهش پیدا کرد اما مدتی بعد دوباره این اتفاق افتاد. دلیل آن شکلگیری ساختارهای واسطی بود که اندازه و حدود آنها تعیین تکلیف نشده است. به عنوان مثال حیطه سلامتروان بخشی است که هم کانونهای سلامت وزارت بهداشت روی آن تمرکز دارند و هم دوستان اداره مشاوره به عنوان همتایاران سلامت متولی آن هستند. این موازیکاری در برخی از دانشگاهها مشکلات زیادی برای ما ایجاد کرده است درحالی که اگر هر مجمع یا ساختاری به شرح وظایف تعیین شدهاش عمل کند و نخواهد توانمندیهای خود را به رخ بکشد خیلی راحتتر میتوانیم با همدیگر تعامل کنیم. مثلا کانون سلامت اگر در خودش توان نمایشی بالایی احساس میکند نباید وارد قلمرو نمایش و تئاتر شود، چرا که یک کانون دیگر متولی فعالیت در این حوزه است. ما باید افراد را توانمند کنیم تا در حوزه تخصصی خودشان فعالیت کنند.
در اجرای مراسم فرهنگی و مرتبط با کانونهای فرهنگی در دانشگاهها تا چه اندازه از دبیران مجمع نظرخواهی و مشارکت صورت میگیرد؟
من در سالهای اخیر در این حوزه فعالیت داشتهام و به نظرم سال به سال مشارکت گرفتن از کانونها و مجامع فرهنگی در دانشگاههای علوم پزشکی بیشتر شده است. چرا که بلوغ فکری در مجامع دیده میشود و بسیاری متوجه شدهاند که مجامع از پس انجام فعالیتهای محول شده برمیآیند. امروز مجامع در جایگاهی قرار دارند که نمیشود به راحتی آنها را نادیده گرفت. برای همین در بسیاری از مراسم و فعالیتهای فرهنگی در سطح کشور مجامع پای کار هستند و آن را اجرا میکنند و بدنه وزارتخانه بیشتر به وظیفه اصلی خودش که همان نظارت است، میپردازد. برنامههای موفق زیادی در این سالها انجام شده است.
به نظر شما حضور در کانونهای فرهنگی مرتبط با سلایق افراد، چه کمکی به آنها در زمینههای تحصیلی و اجتماعی میکند؟
یکی از مهمترین ثمرات کار فرهنگی، دانشجویی و جمعی، افزایش اعتماد به نفس در افراد است. علاوه بر آن، یادگیری مهارتهای ارتباطی و تعامل نیز اتفاق میافتد. بنابراین فعالیت کردن در حوزه فرهنگی ثمرات خوش فراوانی دارد. ما از یک محیط دبیرستانی و تک بعدی وارد دانشگاه میشویم و در این نقل و انتقال تاحدی از بار فشارهای درسی نیز کاسته میشود و رقابتها دیگر شبیه کنکور نیست. یکی از جایگاههای مشروع و کنترلشده برای تعامل با سایر دانشجویان "فعالیتهای فرهنگی" است که کانونهای فرهنگی یکی از زیرمجموعههای آن محسوب میشوند. اگر بحث کانونهای فرهنگی را بحث دغدغهمندی قلمداد کنیم، میتوانیم در آن کارهای مفید زیادی انجام دهیم و توان فردی دانشجویان را بالا ببریم. فردی که رشد پیدا میکند اعتماد به نفس بیشتری دارد و در تحصیل هم موفقتر خواهد بود.
نکته پایانی؟
امیدوارم بعد از سه سال دوستان دیگری بیایند و این پرچم مهم فرهنگی و سلامت را از ما تحویل بگیرند. امیدوارم فعالیتهای پیگیرانه و جدی شورای مرکزی مجمع در دورههای پیشین توسط دوستان تازه و جدید ادامه پیدا کند. ما در ابتدا ساختار و آئیننامه نداشتیم اما بسترهای لازم را درست کردیم و الان وقت چیدن میوه مجمع سلامت است که امیدوارم دوستان متخصص و مجرب از آن استفاده مناسب بکنند. امیدوارم زندگی همه پر از لبخند، آرامش سلامت، ثروت و دلخوشی باشد.//
ارسال نظر