به گزارش مفدا، دهمین جشنواره بینالمللی «سیمرغ» با شعار «سالم زیستن، هنر است» در پنج بخش تئاتر، فیلم، ادبی، هنرهای تجسمی و موسیقی، آبانماه در پردیس تئاتر تهران برگزار میشود. در اینجا شعری از علیرضا رجبعلیزاده کاشانی، کارشناسی بهداشت عمومی از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کاشان و رتبه سوم ترانه در بخش اساتید و کارکنان نهمین جشنواره بینالمللی سیمرغ را باهم میخوانیم.
به: «ننه علی»
مادر شهید «قربانعلی رخشانی» که نزدیک بیست سال بر مزار فرزند شهیدش عاشقانه زیست و گریست و همهی مادران شهدا
ننه جون رخت و پخت اشکامو
از کنار تو ور نمیچینم
بیس و چن سالی میشه سنگ تو رو
هفتهای هفت روز میبینم
پیش سنگ تو میره از یادم
شور مرداد و چلهی بهمن
ننه جون! سنگ تو نمیشناسه
بیس و چن ساله زائری مث من
ننه جون! از تو قد یه کف دست
پیرهن تیرخورده رو سنگه
پیش سُرخیش، تن تموم گُلا
یه کف دست خاکه، بیرنگه
دلش ننه جون! جز من اونکه داغ
سوی چشماشو برده، این شمعه
اما باز روشنه دلم هر شب
پیش سنگ تو خاطرم جَمعه
ننه جون! خلوت منو با تو
میگن از تلوزون نشون دادن
کی به جز من میفهمه درد دل
مادرایی رو که جوون دادن؟
خیمهی گریه میکنم ننه جون
تو خودم چادری رو که سرمه
چادر کهنهای که رو سر سنگ
سایبون بهار پرپرمه
*
مث سنگ تو، ساکت و خیسه
قاب عکسی که دستمه ننه جون
ننه! حرفامو میشنوی مگه نه؟
بیس و چن ساله خستمه ننه جون...
ارسال نظر