به گزارش مفدا، دهمین جشنواره بینالمللی «سیمرغ» با شعار «سالم زیستن، هنر است» در پنج بخش تئاتر، فیلم، ادبی، هنرهای تجسمی و موسیقی، آبانماه در پردیس تئاتر تهران برگزار میشود. در اینجا شعری از شیوا میرزاخانی، کارشناسی مامایی از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی آبادان و رتبه اول ترانه در بخش اساتید و کارکنان نهمین جشنواره بینالمللی سیمرغ را باهم میخوانیم.
«همسنگر»
میخواستی پر بکشی سمتِ
عشقی که تو لحظه مجابت کرد
قید همهچی رو زدی حتی
قید زنی که انتخابت کرد
چیزی نگفتم وقتی میرفتی
اما دلم لبریز خواهش بود
دردِ نبود تو برام انگار
سوزندهتر از زخم ترکش بود
توی خودم هر لحظه میمردم
میخواستم که مرد من باشی
تو فکر رویای خودت بودی
میخواستی مرد وطن باشی
حال منو هیشکی نمیفهمه
درد من از زخمای ترکش نیس
برگشته سمتِ خونهمون، اما
حتی پلاک خونه یادش نیس
رفتی پی دلبستگیت اما
یهجوری رفتی که نشه برگشت
وقتی که سرفههات شرو(ع) میشه
خونه میشه والفجر تو سردشت
میخواستم همسنگرت باشم
اما واسه من جبهه میگیری
من واسه تو از عشق میگم، تو
تو خونه با پوتین راه میری
میترسم از صدای خمپاره
دنبال جای امن میگردم
دارم چی میگم با خودم بازم
قرصای اعصابم رو گم کردم
رفتی پی دلبستگیت و من
چشمامو روی همهچی بستم
یک عمر من پشت سرت بودم
تا آخرش پشت سرت هستم...
ارسال نظر